ت، ‌زيرا كه آنان طبق نص قرآن كريم (‌النبي آولي بالمؤمينن و ازواجه أمهاتهم)‌ مادران مؤمنان هستند،‌ وآنان در دنيا و آخرت همسران حضرت صلي‌الله‌ عليه‌ وآله‌ وسلم هستند.‌امام صادق رحمت الله‌ عليه به عموم آيه كريمه در باره «اذيت»‌ استدلال كرده كه مقصود رافضي از طرح اين سؤال طعن در ام المؤمنين عايشه صديقه رضي ‌الله‌ عنها بود، صرفا به دليل اينكه حضرت صديقه رضي ‌الله‌ عنها بدنبال شهادت حضرت عثمان رضي ‌الله‌ عنه جزو كساني بود كه مي‌خواستند قاتلين حضرت عثمان را محاكمه كنند.
اما متأسفانه آنان با ساير منافقين طوري برنامه ريزي كردند كه نه تنها دستگير و محاكمه نشوند كه صلح آماده بين دو لشكر را به جنگ مبدل كردند كه در نتيجه اين مكر و دسيسه منافقين هزاران نفر كشته شدند و اين جنگ به جنگ جمل شهرت يافت.
 علت نامگذاری این جنگ به جنگ جمل این بود که حضرت صديقه رضي‌الله عنها در داخل هودج و بر بالاي شتر(=جمل) سوار بودند،‌ به عنوان يك جامعه بشري و انسانهاي عادي و غير معصوم اين گونه أمور خيلي طبيعي است چنانكه خداوند در سوره حجرات مي‌فرمايد: (‌وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا) (الحجرات: من الآية9).
«اگر دو گروه از مؤمنان با هم به جنگ و قتال پرداختند پس بين آنان صلح برقرار كنيد».
 ‌قرآن كريم هر دو طائفه را نه تنها مسلمان كه مؤمن ناميده است، ‌و خود حضرت علي‌ رضي ‌الله‌ عنه نيز وقتي در باره خوارج از ايشان پرسيده شد كه آيا كافرند يا مسلمان؟ فرمود: «من الكفر فروا اخواننا بغوا علينا» «آنها از کفر فرار کردند برادران ما هستند كه عليه ما بغاوت كردند».
منطق بعضي ‌تعجب آور است كه مي‌گويند كساني كه با علي جنگيده‌اند نمي‌توانند مسلمان باشند!! يا بايد منطق قرآن و حضرت علي را بپذيريم و همه آنان را مؤمن بدانيم كه در اجتهاد شان به خطا رفتند و مستحق يك أجر شدند و يا منطق آقايان را بپذيريم و جز عده قليلي ساير امت اسلامي را از دائره اسلام خارج بدانيم!!.
بنا براين طعني كه اين رافضي بر مادر مؤمنان، ‌عايشه صديقه رضي‌الله ‌عنها وارد مي‌كند در واقع طعن بر پيامبر صلي ‌الله ‌عليه ‌وآله ‌وسلم است، ‌و از آزار و اذيت آن طاهره عفيفه به خود پيامبر صلي‌الله‌ عليه‌ وآله‌ وسلم آزار و اذيت مي‌رسد.
 چون عايشه صديقه رضي ‌الله‌ عنها با حضرت علي رضي ‌الله‌ عنه نجنگيد و نه به قصد جنگ بيرون رفت، ‌نه با علي و نه با كسي ديگر بلكه بقصد صلح و وحدت ميان مسلمين خارج شدند.
 ‌برخلاف ديدگاه بعضي ها كه تاريخ را تحريف مي‌كنند،‌ و حقايق را وارونه جلوه مي‌دهند حاميان و مسببان اين تحريف تاريخ كه در واقع از كينه و دشمني با صحابه ناشي مي‌شود مدعي هستند كه حضرت عايشه رضي ‌الله‌ عنها براي جنگ خارج شدند كه اين خلاف واقعيت است.
 جنگ را منافقان دامن زدند كساني كه از دستگيري و محاكمه و رسوايي مي‌ترسيدند،‌ كه تقدير چنين شد كه اين جنگ همزمان شود با خروج عايشه و ديگر صحابه رضي‌الله ‌عنهم اجمعين.اين آيات سه گانه‌اي كه امام صادق رحمت الله‌ عليه  ‌عليه ذكر كرده اند دلالت مي‌كند كه امت را خداوند خليفه قرار داده يعني آنها نسبت به گذشتگان خليفه و جانشين آنان هستند كه بعضي جانشين بعضي ديگر مي‌شود.
 چنانكه ابوبكر جانشين رسول الله ‌صلي ‌الله ‌عليه ‌وآله ‌وسلم. و عمر جانشين ابوبكر. و عثمان جانشين عمر. و علي جانشين عثمان رضي ‌الله‌ عنهم شدند ‌و به همين صورت يكي پي ديگري بعدي ها جانشين قبلي ها مي‌شوند.
 گويا امام صادق رحمت الله‌ عليه  از اين آيات و آيات ديگر برداشت كرده اند كه چون اين امت جانشين امت هاي گذشته در روي زمين است، ‌اولين عهد جانشيني واقعي اين امت عهد پيامبر صلي‌الله‌ عليه‌ وآله‌ وسلم بود كه امت بعد از پيامبر صلي الله عليه وِآله وسلم بر خلافت ابوبكر متفق شدند سپس بر عمر سپس بر عثمان سپس بر علي مرتضي رضي الله عنهم اجمعين.
 وقتي اين اتفاقات پش آمد در واقع امت به معني واقعي جانشين روي زمين شدند. الله اعلم.
لكزه (بالام و كاف راي نقطه دار و هاء) يعني او را هل داد، ‌و گاهي لكز به معني هل دادن و زدن با هم مي آيد در اين صورت وكز ناميده مي شود: (فَوَكَزَهُ مُوسَى فَقَضَى عَلَيْهِ)  (القصص: من الآية15) .آنچه در نزد علماء در باره تفسير آيه آخر سوره فتح مشهور است عدم تعيين اين صحابه است زيرا اينها صفات عامي است كه در اشخاص معيني محدود نمي شود. 
‌بنابراين آيه جنبه عمومي دارد هر كسي كه اين صفات را دارا باشد مشمول آيه كريمه قرار مي‌گيرد، ‌مثلا صفت:
 (وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُم)  (الفتح: من الآية29)
 صفت عامي است كه بر همه صحابه رضوان الله عليهم انطباق دارد، ‌و براي تخصيص هر عمومي دليل يا سبب نزولي بايد باشد تا اينكه انطباق اولي و ثانوي داشته باشد البته تمام صفات مدح و ستايش در قرآن‌كريم نسبت به بقيه مؤمنين صحابه (رضوان‌ الله‌ عليهم ‌اجمعين) بشمول صحابة اهل بيت مصداق اول آن هستند.
بنابراين افرادي را كه امام صادق رحمة‌الله‌عليه نام برده اند ابوبكر صديق و عمر فاروق و عثمان ذي النورين و علي مرتضي رضي‌الله‌ عنهم جزو اولين كساني هستند كه آيه كريمه شامل حالشان مي‌گردد. حرف من در كلمه «منهم» در اين آيه كريمه «بياني» است كه براي بيان جنس آمده كه منظور جنس صحابه است.
 چنانكه حضرت صادق رحمت الله‌ عليه فرموده اند ‌و اين اجماع مفسرين در تفسير آيه كريمه است.
 و از جمله (‌ليَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ) (الفتح: آيه 29) در آيه كريمه، ‌امام مالك و بعضي ديگر از علماء‌استدلال كرده اند كه اگر كسي با صحابه پيامبر بغض داشته باشد،‌ كافر مي‌شود.
 زيرا كسي ‌كه صحابه را دشنام دهد و بر آنان طعن وارد كند و با آنان بغض و كنيه داشته باشد با آنان غيظ گرفته و كسي كه با آنان غيظ داشته باشد به نص آيه كريمه كافر مي‌شود.
 ‌پس خداوند نجات دهد از فتنه تكفير و حكم به ارتداد ونفاق صحابه رضوان‌الله‌ عليهم ‌اجمعين كه واقعا خطرناك است.
 متأسفانه اين مرض ناآگاهانه در بين بعضي عوام نيز سرايت كرده و كينه و دشمني  با صحابه و احيانا حكم به كفر ونفاق آنان نيز از زبان بعضي ها شنيده مي‌شود! كه قطعا توبه و استغفار از اين جنايت بزرگ كه خداي نكرده موجب كفر انسان مي‌گردد لازم و ضروري و غير قابل تأخير است.
 بايد هر چه زودتر انسان توبه كند و قلبش را نسبت به اين اولياي پاك الهي صاف گرداند و بويژه آيه كريمه:
 (رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالْأِيمَانِ وَلا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلّاً لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّكَ رَؤُوفٌ رَحِيمٌ). (الحشر: من الآية10) را بخواند و در معني آن دقت كند. 
«پروردگارا ما را و آن برادرانمان را كه در ايمان اوردن از ما پيشي گرفتند  بيامرز  و در دلهاي ما هيچ كينه أي در حق كساني كه ايمان ا