 ابو سعيد رو به قبله كردن بيمار را مكروه مي دانست و مي گفت: «اليس الميت امرءاً مسلماً؟!» مگر ميت فرد مسلماني نيست؟!
ابو زرعه مي گويد: به عيادت سعيد بن مسيب رفتم، ابو سلمه بن عبدالرحمن نزد ايشان بود. سعيد بي هوش شد. ابوسلمه دستور داد تا رختخوابش را رو  به قبله كنند. وقتي سعيد بن مسيب به هوش آمد، گفت: رختخواب مرا جابجا كرده ايد؟ گفتند: آري. به ابو سلمه نگاه كرد و گفت: شايد او چنين دستوري داده است. ابو سلمه گفت: بلي، من دستور دادم. سعيد امر كرد تا رختخوابش را به حالت اول برگردانند.(4) 
16- اگر مسلماني هنگام وفات كافري، حضور داشت اسلام را به وي عرضه نمايد، تا مسلمان شود. زيرا در حديث انس (رض) چنين آمده است:
«كَانَ يَخْدُمُ النَّبِيَّ (ص) فَمَرِضَ فَأَتَاهُ النَّبِيُّ (ص) يَعُودُهُ وَهُوَ بِالْمَوْتِ فَدَعَاهُ إِلَى الإِسْلاَمِ فَنَظَرَ الْغُلاَمُ إِلَى أَبِيهِ وَهُوَ عِنْدَ رَأْسِهِ فَقَالَ لَهُ أَبُوهُ أَطِعْ أَبَا الْقَاسِمِ فَأَسْلَمَ ثُمَّ مَاتَ فَخَرَجَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) مِنْ عِنْدِهِ وَهُوَ يَقُولُ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَنْقَذَهُ بِي مِنْ النَّارِ (فَلَمّا مَاتَ قال صَلُّوا عَلي صَاحِبِكُم)».(5) 
ترجمه: پسركي يهودي براي رسول الله (ص)  خدمت مي كرد. وقتي بيمار شد، رسول الله (ص)  به عيادتش رفت و بر بالينش نشست و فرمود: «مسلمان شو». آن پسر به سوي پدرش كه آنجا نشسته بود، نگاه كرد. پدرش گفت: از ابوالقاسم اطاعت كن. (پسر مسلمان شد) رسول الله (ص)  در حالي كه از خانه خارج مي شد، فرمود: سپاس خدائي را كه اين پسر را از دوزخ، رهايي بخشيد آنگاه رسول الله (ص)  فرمود: بر او نماز بخوانيد.
-----------------------------------------------------
1) مسلم و ابن حبان.
2) مسلم و بيهقي.
3) امام احمد،‌سندش بر اساس شرط صحيح مسلم است.
4) ابن ابي شيبه، در مصنف. 
5) بخاري، حاكم، بيهقي و احمد.17- بازماندگان ميت بايد به نكات زير توجه داشته باشند:
الف- چشم هايش را ببندند و برايش دعاي خير بكنند، در حديث ام سلمه در اين‏باره آمده است:
«دَخَلَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) عَلَى أَبِي سَلَمَةَ وَقَدْ شَقَّ بَصَرُهُ فَأَغْمَضَهُ ثُمَّ قَالَ إِنَّ الرُّوحَ إِذَا قُبِضَ تَبِعَهُ الْبَصَرُ فَضَجَّ نَاسٌ مِنْ أَهْلِهِ فَقَالَ لاَ تَدْعُوا عَلَى أَنْفُسِكُمْ إِلاَّ بِخَيْرٍ فَإِنَّ الْمَلاَئِكَةَ يُؤَمِّنُونَ عَلَى مَا تَقُولُونَ ثُمَّ قَالَ اللَّهُمَّ اغْفِرْ لأَِبِي سَلَمَةَ وَارْفَعْ دَرَجَتَهُ فِي الْمَهْدِيِّينَ وَاخْلُفْهُ فِي عَقِبِهِ فِي الْغَابِرِينَ وَاغْفِرْ لَنَا وَلَهُ يَا رَبَّ الْعَالَمِينَ وَافْسَحْ لَهُ فِي قَبْرِهِ وَنَوِّرْ لَهُ فِيهِ».(1) 
ترجمه: رسول الله (ص)  نزد ابو سلمه رفت، در حالي كه چشمهاي ابو سلمه بازمانده به طرف بالا نگاه مي‌كرد، رسول الله (ص)  چشم هايش را بست و فرمود: هنگام قبض روح، چشم ها روح را دنبال مي كنند. تعدادي از افراد خانواده ابوسلمه به آه و فغان در آمدند. رسول الله (ص) فرمود: خود را نفرين نكنيد، بلكه در حق خود دعاي خير نماييد. زيرا فرشتگان دعاهاي شما را آمين مي گويند. سپس فرمود: خداوندا! به ابو‌سلمه رحم‌كن و درجات او را در ميان هدايت يافتگان عالي بگردان و جانشيني براي بازماندگانش باش. پروردگارا ! ما و ايشان را مغفرت فرما و قبرش را منور بگردان.
ب- تمام بدنش را با پارچه اي بپوشانند. در حديثي از عايشه آمده است:
«أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) حِينَ تُوُفِّيَ سُجِّيَ بِبُرْدٍ حِبَرَةٍ».(2)  (هنگامي كه رسول الله (ص) وفات يافت، پيكر مباركش را با يك چادر كتاني خط‏دار پوشاندند).
ج- اگر كسي در حالت احرام، فوت نمايد، سر و صورتش را نپوشانيد. زيرا در حديث ابن عباس (رض) آمده است:
« بَيْنَمَا رَجُلٌ وَاقِفٌ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ (ص) بِعَرَفَةَ إِذْ وَقَعَ مِنْ رَاحِلَتِهِ قَالَ أَيُّوبُ فَأَوْقَصَتْهُ أَوْ قَالَ فَأَقْعَصَتْهُ و قَالَ عَمْرٌو فَوَقَصَتْهُ فَذُكِرَ ذَلِكَ لِلنَّبِيِّ (ص) فَقَالَ اغْسِلُوهُ بِمَاءٍ وَسِدْرٍ وَكَفِّنُوهُ فِي ثَوْبَيْنِ وَلاَ تُحَنِّطُوهُ وَلاَ تُخَمِّرُوا رَأْسَهُ قَالَ أَيُّوبُ فَإِنَّ اللَّهَ يَبْعَثُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مُلَبِّيًا».(3) 
ترجمه: شخصي در حال وقوف در عرفه بود از سواري خود، بر زمين افتاد و استخوان گردنش شكست و فوت كرد. رسول الله (ص)  فرمود: او را با آب و سدر غسل دهيد و در همان دو پارچه(احرام) كفن نمائيد. كفنش را معطر نكنيد، سر و صورتش را نپوشانيد. زيرا او روز قيامت، لبيك گويان برانگيخته خواهد شد.
د – پس از اينكه شخص فوت نمود، هر چه سريعتر او را تجهيز كنيد. چنانكه ابوهريره (رض) از رسول الله (ص)  روايت مي كند كه فرمود: «أَسرعوا بالجنازه» (ميت را هر چه زودتر كفن و دفن نمائيد) دو حديث ديگر نيز در اين باب آمده است كه بدليل ضعيف بودن آنها از بيانشان صرف نظر نمودم.		
هـ - ميت را بايد در شهري كه فوت كرده است به خاك سپرد. زيرا انتقال ميت از شهري به شهري ديگر، با حديث فوق منافات دارد كه فرمود: «أَسرعوا بالجنازة».
جابر بن عبدالله مي گويد: كشته شدگان غزوه احد را براي دفن در بقيع  بسوي مدينه حمل نمودند. منادي رسول خدا (ص) ندا داد كه: آنحضرت (ص) دستور مي دهد كه كشته شدگان را سرجايشان دفن كنيد.
جابر (رض) مي گويد: در اين اثناء، مادرم. جسد پدر و دائي‌ام را بر روي شترها نهاده بود تا آنها را براي دفن، به بقيع ببريم اما با شنيدن اين دستور رسول الله (ص) ‌، برگشتيم و آنها را با ساير كشته شدگان در محلي كه كشته شده بودند دفن نموديم. (4) 
آري! به همين دليل بود كه عايشه (رض) در مورد يكي از برادرانش كه در سرزمين حبشه كشته شده و براي دفن، به محلي ديگر انتقال داده شده بود، فرمود: هيچ نگراني ندارم، جز اين كه دوست داشتم برادرم در همان محلي كه كشته شده بود، ‌دفن مي‌شد. (5) 
نووي مي گويد: حتي اگر كسي وصيت كرده بود كه جنازه اش را به شهري ديگر ببرند، به وصيت اش عمل نشود و طبق رأي اكثر علماء انتقال جنازه از محلي به محلي ديگر حرام و ناجايز است. (الاذكار)
و- بازماندگان شخص فوت شده، براي پرداخت بدهي هاي ميت از مالش مبادرت ورزند. حتي اگر تمام ثروتش در اين راه صرف شود. و اگر ثروتي از خود باقي نگذاشته بود ولي در زمان حيات براي پرداخت بدهي‌هاي خود تلاش نموده بود، دولت مكلف است كه بدهي هايش را بپردازد. و اگر دولت، چنين نكرد و افراد خيري بدهي هايش را پرداخت نمودند اشكالي ندارد و در اين مورد احاديث زير آمده است:
1- سعد بن اطول مي گويد: برادرم فوت كرد و سيصد درهم از او بجا ماند. زن و فرزنداني نيز داشت. من تصميم گرفتم تركه اش را براي آنها هزينه كنم. رسول الله (ص)  فرمود: برادرت بخاطر بدهي‌هايش در قبر زنداني است. بدهي هايش را بپرداز. رفتم و بدهي هايش را پرداخت نمودم. سپس نزد رسول الله (ص)  برگشتم و گفتم: اي پيامبر خدا ! تمام بدهي هاي برادرم را پرداخت نمودم، جز دو دينار. زيرا مدعي آنها زني بود كه گواهي ندا