فتيم و فرماندهي لشكر با فضاله بن عبيد انصاري بود) يكي از پسر عموهايم در جزيره «رودس»(9)  مورد اصابت قرار گرفت و فوت كرد. فضاله بر او نماز جنازه خواند و بر قبر او ايستاد تا اينكه او را دفن كردند. هنگاميكه مشغول پر كردن حفره قبر بوديم ،‌گفت: «اَخفّوا عنه» و في روايه «خففوا عنه» يعني خاك به اندازه مناسب بريزيد. زيرا رسول الله (ص)  به ما امر كرد تا قبرها را با سطح زمين برابر كنيم.(10)  در سند اين حديث ابن لهيعه وجود دارد و او به بدي حافظه معروف است.
اما حديث معروف كه زبانزد خاص و عام است: «خير القبور الدوارس»(بهترين قبرها آن است كه با زمين يكسان باشد). در هيچ يك از كتب سنت ديده نشده و اصالت ندارد و ظاهراً اين حديث، حديث منكري است. زيرا قبور نبايد مساوي با سطح زمين بلكه مرتفع و برجسته باشد، تا مورد اهانت قرار نگرفته و بهتر حفاظت شود.
آنچه كه به ظاهر از حديث فضاله(11)  فهميده مي شود، اين است كه قبور با زمين برابر شوند مطلقاً مرتفع ساختن آنها روا نيست. ولي اين مفهوم ظاهري، قطعاً منظور نيست. بلكه اين است كه قبور باندازه يك وجب مرتفع شوند. همانطور كه در مباحث گذشته بدان اشاره شده و خود قول فضاله در همين حديث (خففوا) اين مطلب را تاييد مي كند. چرا كه خففوا يعني خاك در حد مناسب بريزيد، و فضاله حكم نكرد كه خاكها را كاملاً برداريدو با زمين همسان كنيد. علما (خففوا) را اينگونه تفسير كرده اند.(12) 
5- ابوهريره (رض) روايت مي كند كه رسول الله (ص)  فرمود:
«لأَنْ يَجْلِسَ أَحَدُكُمْ عَلَى جَمْرَةٍ فَتُحْرِقَ ثِيَابَهُ فَتَخْلُصَ إِلَى جِلْدِهِ خَيْرٌ لَهُ مِنْ أَنْ يَجْلِسَ (و في روايه: يطأ) عَلَى قَبْرٍ».(13) 
(اگر كسي از شما روي زغال هاي گداخته بنشيند و لباسها و بدنش بسوزد بهتر است از اينكه روي قبر بنشيند يا اين كه آنها را زير پا بگذارد).
6- عقبه بن عامر (رض) مي گويد:
«قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) لأَنْ أَمْشِيَ عَلَى جَمْرَةٍ أَوْ سَيْفٍ أَوْ أَخْصِفَ نَعْلِي بِرِجْلِي أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ أَنْ أَمْشِيَ عَلَى قَبْرِ مُسْلِمٍ وَمَا أُبَالِي أَوَسْطَ الْقُبُورِ قَضَيْتُ حَاجَتِي أَوْ وَسْطَ السُّوقِ».(14) 
ترجمه: اگر بر زغال روشن يا بر لبه تيز شمشير راه بروم يا اين كه كفشهايم را به پاهايم بدوزم بهتر است از اين كه روي قبر مسلماني راه بروم و قضاي حاجت در ميان قبور مانند قضاي حاجت در وسط بازار است.
7-ابو مرثد غَنَوي مي گويد:
«سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (ص) يَقُولُ لاَ تُصَلُّوا إِلَى الْقُبُورِ وَلاَ تَجْلِسُوا عَلَيْهَا».(15) 
(رسول الله (ص)  فرمود: رو به سوي قبور نماز نخوانيد و بر آن ننشينيد).
از اين سه حديث چنين بر مي آيد كه نشستن يا راه رفتن بر روي قبور مسلمانان حرام است. طبق اظهارات شوكاني ،‌مذهب جمهور علما، چنين است. البته امام نووي و عسقلاني آن را فقط مكروه مي دانند. امام شافعي در «الام» و امام محمد در «الاثار» بر كراهيت اين امر تصريح كرده اند و امام محمد مي گويد: فتواي امام ابوحنيفه نيز، همين است. در حالي كه نزد آن دو (ابوحنيفه و محمد) اگر كراهيت مطلق بكار رود، بمعني حرمت است و اگر بگوئيم كراهيت تحريمي است به حق نزديك تر است. زيرا در حديث ابوهريره و عقبه به حرمت آن تصريح شده است.
7- نماز خواندن رو به قبر:  به علت حديث پيامبر (ص) كه مي فرمايد:
«لا تصلوا الي القبور». (رو به قبر ها نماز نخوانيد).
از ظاهر نهي چنين فهميده مي شود كه :‌رو به سوي قبور نماز خواندن، حرام است. امام نووي اين قول را ترجيح مي دهد و مناوي در شرح اين حديث در «فيض القدير» مي گويد: رو به قبور نمودن و نماز بمعني تعظيم فوق العاده قبوراست كه اينگونه تعظيم فقط شايسته خدا است.
در جايي ديگر مي گويد: اين كار مكروه است. چون اگر كسي به قصد تبرك رو به سوي قبور نماز بخواند،‌بدعتي را در دين بوجود آورده كه خداوند اجازه ايجاد آن را نداده است. و مراد، كراهيت تنزيهي است. چنانچه اصحاب شافعي مي گويند. اما اگر مطابق با ظاهر حديث، فتواي حرمت داده شود،‌سخن گزافي نيست و همچنين منع نماز در مقبره از حديث گرفته مي شود. بنابراين ، نماز در مقبره مكروه تحريمي است.
توجه: كراهيت تحريمي در صورتي است كه مقصد و هدف، تعظيم قبور نباشد. ولي اگر هدف، تعظيم قبور باشد، در اين صورت شرك و قطعاً حرام است. شيخ علي قاري در «المرقاه» (2/372) پيرامون شرح اين حديث مي گويد: اگر اين عمل براي تعظيم قبر و صاحب قبر باشد، عمل كفار محسوب مي شود و تشبه به كفار مكروه تحريمي است. جنازه نيز هنگامي كه روي زمين گذاشته شد، همين حكم را دارد.(يعني رو كردن به جنازه در نمازهاي پنجگانه مكروه تحريمي است) و اين عملي است كه متأسفانه اهل مكه (نمازگزاران مسجد الحرام) بيش از ديگران گرفتار آن هستند. چون گاهي جنازه در كنار كعبه گذاشته مي شود و رو به آن نماز (پنجگانه) مي خوانند.
8-نماز خواندن در كنار قبر اگر چه رو به سوي قبر نباشد
در اين باره نيز چند حديث آمده است:
1- ابو سعيد خدري (رض) مي گويد:
« قال رسول الله (ص)  الارض كلها مسجد الا المقبرة و الحمام».(16) 
(تمام زمين مسجد است، و نماز خواندن روي آن جايز مي باشد، جز گورستان و حمام).
2- انس (رض) مي گويد:
«ان النبي (ص) نهي عن الصلاة بين القبور».(17) 
(رسول الله (ص)  از نماز خواندن ميان قبور منع كرده است). 
و در روايتي آمده است از خواندن نماز جنازه.
3- ابن عمر مي گويد:  
رسول الله (ص)  فرمود: برخي از نمازهاي خود را در خانه هايتان بخوانيد و آنها را قبرستان مسازيد. (بخاري و مسلم)
4-ابوهريره (رض) مي گويد:
« قَالَ رَسُولَ اللَّهِ (ص) لاَ تَجْعَلُوا بُيُوتَكُمْ مَقَابِرَ إِنَّ الشَّيْطَانَ يَنْفِرُ مِنْ الْبَيْتِ الَّذِي تُقْرَأُ فِيهِ سُورَةُ الْبَقَرَةِ».(18) 
(خانه هايتان را به گورستان تبديل نكنيد،(يعني در خانه هايتان نماز بخوانيد و آن را مانند گورستاني قرار ندهيد كه نمازي در آن خوانده نمي شود) چون شيطان از خانه اي كه در آن سوره بقره خوانده شود، فرار مي كند).
امام بخاري براي حديث سوم، اين عنوان را مطرح كرده است:«باب كراهية الصلاة في المقابر» حافظ ابن حجر، وجه تسميه آن را چنين بيان كرده است:«از جمله مذكور در حديث «لا تتخذوها قبوراً» چنين استنباط مي شود كه قبور محل عبادت نيستند و نماز در آنجا مكروه است. اسماعيلي ، با مصنف در مورد اين عنوان اختلاف نموده و 
مي گويد: «حديث، بر كراهيت نماز در قبر دلالت دارد نه در قبرستان» بنده مي گويم: در احاديث لفظ «مقابر» آمده است، ابن تين مي گويد: امام بخاري از اين حديث بر كراهيت خواندن نماز در قبرستان استدلال كرده اند در حالي كه بعضي گفته اند: حديث، فقط حكايت از آن دارد كه خواندن نماز در خانه مستحب است . زيرا مردگان نماز نمي خوانند . يعني معني حديث اين است كه مانند مردگان نباشيد كه در خانه هايشان يعني گورستان نماز نمي خوانند. اما از آن، جواز يا عدم جواز نماز در قبرستان فهميده نمي شود. بنده مي گويم: اگر چه در الفاظ حديث چنين چيزي نيست، ولي اكثر 