عني: از گوشت حيواني نخوريد كه (به هنگام ذبح عمداً) نام خدا بر آن برده نشده است. چون خوردن چنين گوشتي ، نافرماني (خدا) است . همچنين رسول الله (ص)  مي فرمايد: لعنت خدا بر كسي كه براي غير خدا ذبح مي كند.(3) 
2-برجسته نمودن قبر بيش از خاهكائي كه از حفر قبر بيرون آورده شده اند.
3-صافكاري نمودن قبر توسط گچ،‌سيمان ، آجر و غيره.
4-نوشتن روي قبر.
5-ساختن اطاق و گنبد روي قبر.
6-نشستن روي قبر.
در اين خصوص احاديثي بشرح زير آمده است:
1- از جابر (رض) روايت شده است: «نَهَى رَسُولُ اللَّهِ (ص) أَنْ يُجَصَّصَ الْقَبْرُ وَأَنْ يُقْعَدَ عَلَيْهِ وَأَنْ يُبْنَى عَلَيْهِ (أو يزاد عليه) (أو يُكتب عليه)»(4) 
ترجمه:‌ رسول الله (ص)  از گچ كاري قبر، نشستن روي آن ، از ساختن بنا (اطاق وگنبد) روي قبر، از افزايش خاك هاي بيرون و از نوشتن روي آن منع كرده است.
علامه ابن حزم در «المحلي» مي گويد: «ساخت و ساز روي قبر، بكار بردن گچ در آن و اضافه كردن خاك هاي آن روا نيست و همه اين ها بايد منهدم شوند».
ظاهر قول و فتواي امام احمد نيز اين را تاييد مي كند، ابو داود در صفحه (158) «المسائل» مي گويد: از احمد شنيدم كه مي گفت: بر قبر از خاك هاي غير قبر، اضافه نشود. مگر در صورتي كه قبر با زمين هموار و مسطح باشد و شناخته نشود، در اين صورت ،‌اضافه كردن بر خاك هاي قبر، مانعي ندارد.
امام محمد (رض) در صفحه:45 «الآثار» مي گويد:
«امام ابوحنيفه، از حماد و ايشان از ابراهيم به ما خبر داد و گفت::‌قبر را تا آنجا كه دانسته شود قبر است برجسته نماييد. امام محمد پس از تاييد اين مطلب مي گويد: اضافه كردن خاك هاي بيرون بر خاكهاي حفره قبر را ‌جايز نمي دانيم. همچنين بكار بردن گچ و خاك و گل، ساختن مسجد روي قبر،‌نوشتن بر قبر، بكار بردن آجر، نصب پرچم، ساختن ديوار قبر بوسيله آجر و داخل بردن آجر در قبر را مكروه مي دانيم. البته پاشيدن آب بر قبر مانعي ندارد و فتواي امام ابوحنيفه نيز چنين است».
حديث فوق بر صحت برجسته ساختن قبر تا جائي كه از خاك هاي خود قبر ممكن باشد، دلالت دارد. ميزان بلندي و ارتفاع قبر حدوداً يك وجب باشد.
و اين موافق است با حديثي كه در ضمن مساله شماره (107) بيان گرديد.
ممكن است علت نهي از گچ كاري اين باشد كه نوعي وسيله تزئيني است. همانطور كه از بعضي متقدمين منقول است. اما در مورد بكارگيري گِل دو قول وجود دارد:
1-مكروه است. همانطور كه امام احمد با صراحت گفته و كراهيت ‌نزد او هرگاه مطلق ذكر شود، به معني كراهيت تحريم است. ابوحفص از حنابله نيز آن را مكروه مي داند.(5) 
2-مانعي ندارد. ابو داود از امام احمد همين را نقل كرده است.(6) امام محمد در «الانصاف» به عدم كراهيت فتوا داده . ترمذي نيز از امام شافعي عدم كراهيت را نقل كرده است.(2/155) امام نووي بعد از نقل فتواي امام شافعي مي گويد: جمهور اصحاب شافعي در اين باره چنين گفته اند. بنابراين ، قول صحيح اين است كه مكروه نيست. همانطور كه علماء به عدم كراهيت تصريح كرده اند و نهي در اين باره نيامده است».
بنده (آلباني) مي گويم: بهتر است در اين مساله اندكي تفصيل قايل باشيم. اگر هدف از بكارگيري گِل، حفاظت قبر و برجسته داشتن آن ، باندازه مشروع و بخاطر اين باشد كه در اثر وزيدن بادهاي تند محو نشود و در پي باريدن،‌در طول زمان از بين نرود جايز است و در جواز آن ترديدي وجود ندارد. زيرا اين عمل هدف مشروعي را تحقق مي بخشد و ممكن است دليل حنابله كه آن را مستحب مي دانند، همين باشد اما اگر هدف،‌تزئين و آرايش و تفاخر باشد كه هيچگونه فايده شرعي در آن مقصود نباشد،  جايز نيست. زيرا نوعي نوآوري در دين است.
اما نوشتن بر قبر آنطور كه از ظاهر حديث بر مي آيد، حرام است و ظاهراً فتواي امام محمد نيز همين است. علماي شافعي و حنبلي به صراحت، آن را مكروه دانسته اند. امام نووي مي گويد: اصحاب ما، (علماي شافعي) مي گويند: نوشتن بر قبر چه روي سنگ و تخته يا هر چيز ديگري باشد، بدليل حديثي كه بيان گرديد،‌مكروه است.
البته بعضي علماء نوشتن نام و مشخصات ميت را از منع وارده در حديث مذكور مستثني كرده اند. بشرط اينكه بمنظور افتخار نباشد. بلكه بخاطر شناسائي و تشخيص باشد، چنانكه رسول الله (ص)  بر قبر عثمان بن مظعون سنگي را به همين منظور گذاشت.
شوكاني اين استثناء را تخصيص عام بوسيله قياس مي داند،‌جمهور نيز بر اين باورند، نه اين كه قياسي در برابر نص باشد،‌آنطور كه در «ضوء‌النهار» آمده است.
البته آن چه را كه من مي دانم ،‌-والله اعلم – اين است كه صحت اين قياس بطور مطلق بعيد به نظر مي رسد، سخن درست اين است كه آن را اينگونه مقيد سازيم و بگوئيم اگر چنانچه از گذاشتن سنگ،‌آن هدفي كه رسول الله (ص)  قصد داشت، يعني نشاني كردن، بخاطر قبرها و سنگ هاي زياد محقق نشود، آنگاه نوشتن نام ،‌بخاطر نشاني كردن اشكالي ندارد. و الله اعلم. حاكم بعد از نقل حديث (منع كتابت) مي گويد: حديث فوق، معمول به نيست.زيرا بر قبور ائمه مسلمين از شرق تا غرب، مطالبي نوشته شده است و اين روشي است كه از گذشتگان مانده است».
ذهبي قول حاكم را رد مي كند و مي گويد: اين بيهوده است. و ما از صحابه كسي را سراغ نداريم كه چنين كرده باشد. بلكه بعضي از تابعين و تبع تابعين ، اين عمل را انجام داده اند كه به احتمال قوي حديث (منع كتابت) به آنها نرسيده است.
2- ابوسعيد خدري روايت مي كند: « ان النبي (ص) نهي أن يْبني علي القبر» (7) 
(رسول الله (ص)  از ساختن بنا روي قبر منع كرده است).
ابويعلي با اين الفاظ حديث را روايت كرده است:
«نهي نبي الله (ص) أن يبني علي القبور أو يقعد عليها أو يصلي عليها» (مجمع الزوائد)
(رسول الله (ص)  از ساخت و ساز، نشستن بر روي قبر و از نماز خواندن بر آن نهي كرده است).
3- «ابوهياج اسدي روايت مي كند:قال لي علي بن ابي طالب: ألا أبعثك علي ما بعثني عليه رسول الله (ص)  ان لا تدع تمثالاً (و في روايه صوره) في بيت الا طمسته و لا قبراً مشرفاً الا سويته»(8) 
ترجمه: علي (رض) خطاب به من گفت: آيا تو را مامور به انجام كاري نسازم كه رسول الله (ص)  براي انجام آن مرا امر كرده بود؟ هر تصويري كه در خانه اي ديدي آنرا از بين ببر و هر قبري را كه مرتفع بود با زمين هموار كن.
شوكاني در شرح اين حديث مي گويد: ظاهراً از اين حديث چنين بر مي آيد كه نبايد قبرها زياد برجسته شوند و نبايد فرقي در ميان قبرهاي بزرگان قوم با ديگران باشد و اين نهي بيانگر حرمت اين كار است.
و آنچه ما امروز از گنبدها و زيارتگاه ها مشاهده مي كنيم از همين قبيل هستند. بويژه كه بسياري از نادانان به آنها معتقد هستند و براي رفع بيماري ها و نيازهاي خود بسوي آنها رخت سفر مي بندند. پس اي مسلمانان! داعيان اسلام! و حكام مسلمان! منتظر چه مصيبتي از اين بزرگتر هستيد كه مردم بجاي خدا به عبادت و نداي بندگان روي آورده اند؟ انا لله و انا اليه راجعون.
4-ثمامه بن شُفَي مي گويد: همراه بافضاله بن عبيد به سرزمين روم رفتيم. او از كارمندان معاويه (رض) بود (در روايتي ديگر چنين آمده است: براي جهاد به سرزمين روم 