ِئَ مِنْهُ رَسُولُ اللَّهِ (ص) إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) بَرِئَ مِنْ الصَّالِقَةِ وَالْحَالِقَةِ وَالشَّاقَّةِ».(10) 
ترجمه: ابوموسي بشدت بيمار و دچار بيهوشي گرديدو سرش روي زانوي يكي از زنان خانواده اش نهاده بود. زني از اهل بيتش با داد و فرياد، شروع به گريه كرد. ابوموسي نتوانست مانع او شود. وقتي به هوش آمد، فرمود: من از كسي كه رسول الله (ص)  از وي اظهار بيزاري نموده، بيزارم. همانا رسول الله (ص) از زني كه هنگام مصيبت با صداي بلند، گريه كند يا موهاي خود را بكند و يا گريبان چاك نمايد، اظهار بيزاري نموده است.
هـ - پريشان كردن موها
يكي از زنان كه با رسول الله (ص)  بيعت كرده بود، مي گويد: 
«كَانَ فِيمَا أَخَذَ عَلَيْنَا رَسُولُ اللَّهِ (ص) فِي الْمَعْرُوفِ الَّذِي أَخَذَ عَلَيْنَا أَنْ لاَ نَعْصِيَهُ فِيهِ أَنْ لاَ نَخْمُشَ وَجْهًا وَلاَ نَدْعُوَ وَيْلاً وَلاَ نَشُقَّ جَيْبًا وَأَنْ لاَ نَنْشُرَ شَعَرًا».(11) 
ترجمه: از جمله مواردي كه رسول الله (ص) از ما بيعت گرفت، اين بود كه در انجام كارهاي خير، از وي نافرماني نكنيم،‌گريه و واويلا سر ندهيم، صورت خود را زخمي نكنيم، گريبان چاك ندهيم و موهاي خود را نيز پراكنده نسازيم. 
بعضي از مردان ، بخاطر مرگ نزديكان و خويشاوندان خود براي مدتي ريش و محاسن خود را تيغ نمي زنند و بعد از مدت كوتاهي ،‌شروع به تراشيدن محاسن مي كنند، اين كار نيز همانند پريشان ساختن مو است كه شرح آن گذشت و بدعت 
مي باشد. و رسول الله (ص)  فرمود: هر بدعت موجب گمراهي، و هر گمراهي موجب رفتن به دوزخ است.(12) 
ز- اعلام فوت شخص از بالاي مناره ها و غيره:
اين گونه اعلام مرگ «نعي» بحساب مي آيد و از حذيفه بن يمان (رض) ثابت است كه هرگاه كسي از نزديكانش فوت مي كرد،  مي گفت: مرگش را به كسي اعلام نكنيد، مي ترسم كه اين كار، نعي بحساب آيد زيرا من از رسول الله (ص) شنيدم كه از نعي، منع مي فرمود.(13) 
نعي در لغت: اعلام خبر مرگ كسي است. بنابراين نعي، هرگونه خبر مرگ را در بر مي گيرد، اما احاديث صحيحي وجود دارد كه صحت بعضي از اعلام مرگ ها را جايز مي داند. علما مي فرمايند: نعيي كه از آن منع شده است، آن است كه روش دوران جاهليت باشد، يعني جيغ كشيدن بر در منازل و بازارها و مراكز تجمع مردم به صورتي كه در مباحث بعدي بيان خواهد شد.
-----------------------------------------------------
1) نوحه، اضافه بر گريه كردن، شامل حركاتي است. ابن العربي مي گويد: نوحه اعمالي هستند كه در دوران جاهليت انجام مي گرفت، زنان روبروي همديگر مي ايستادند جيغ مي كشيدند، خاك بر سر مي ريختند و بر سر و صورتها 
مي زدند.
2) مسلم و بيهقي به روايت از ابو مالك اشعري.
3) مسلم و بيهقي.
4) ابن حبان و حاكم از ابوهريره با سند حسن.
5) بخاري و مسلم.
6) بخاري و مسلم و بيهقي و احمد و ابن حبان.
7) بخاري و مسلم به روايت ابن عمر.
8) بخاري، مسلم و بيهقي.
9) بخاري و مسلم.
10) بخاري و نسائي.
11) ابوداود، بيهقي با سند صحيح.
12) نسائي و بيهقي با سند صحيح.
13) ترمذي و ابن ماجه و بيهقي و احمد با سند حسن روايت كرده اند.23- اعلام وفات مرگ اگر مانند شيوه هاي جاهليت نباشد، جايز است. و حتي در برخي موارد كه ميت كسي را نداشته باشد كه كار كفن و دفنش را انجام دهد، واجب مي گردد در اين خصوص احاديثي نيز وجود دارد:
1- عن ابي هريره: «أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) نَعَى النَّجَاشِيَّ فِي الْيَوْمِ الَّذِي مَاتَ فِيهِ خَرَجَ إِلَى الْمُصَلَّى فَصَفَّ بِهِمْ وَكَبَّرَ أَرْبَعًا».(1) 
ترجمه: از ابوهريره (رض) روايت است كه: رسول الله (ص) خبر مرگ نجاشي (پادشاه حبشه) را كه در سرزمين حبشه فوت كرده بود، اعلام نمود و به مصلي رفت و مسلمانان صف بستند و آنحضرت چهار تكبير گفت.
2- عن انس (رض) قال: «قَالَ النَّبِيُّ (ص) أَخَذَ الرَّايَةَ زَيْدٌ فَأُصِيبَ ثُمَّ أَخَذَهَا جَعْفَرٌ فَأُصِيبَ ثُمَّ أَخَذَهَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ رَوَاحَةَ فَأُصِيبَ وَإِنَّ عَيْنَيْ رَسُولِ اللَّهِ (ص) لَتَذْرِفَانِ ثُمَّ أَخَذَهَا خَالِدُ بْنُ الْوَلِيدِ مِنْ غَيْرِ إِمْرَةٍ فَفُتِحَ لَهُ».(2) 
ترجمه: از انس (رض) روايت است كه: رسول الله (ص) (هنگام سخن گفتن از جنگ موته) در حاليكه از چشمانش اشك مي ريخت، فرمود: نخست پرچم را زيد به دست گرفت و شهيد شد. بعد جعفر آن را به دست گرفت و شهيد شد. سپس، عبدالله بن رواحه آن را به دست گرفت و او نيز به شهادت رسيد. در پايان، خالد بن وليد بدون اينكه بعنوان امير لشكر تعيين گردد، ‌پرچم را بدست گرفت و پيروز شد. 
ابن حجر مي گويد: از اين حديث معلوم مي شود كه اطلاع دادن از مرگ كسي ، جزو «نعي» ممنوع بحساب نمي آيد. زيرا آن نوعي رسم جاهلي بود كه در بازارها و خيابانها خبر مرگ بعضي از انسانها را اعلام مي كردند. بنده مي گويم: آنچه امروز از بلند گوي مساجد اعلام مي شود نيز همان «نعي» ممنوع است.
24- براي كسي كه خبر مرگ فردي را اعلام مي كند، مستحب است، براي او از مردم طلب استغفار كند. در حديث ابوقتاده (رض) آمده است كه رسول الله (ص)  لشكر موته را كه داراي چند فرمانده بود، هنگام بدرقه چنين توصيه فرمود: فرمانده شما زيد بن حارثه است. اگر او شهيد شد ، جعفر بن ابي طالب فرمانده شماست و اگر او نيز شهيد گرديد، عبدالله بن رواحه انصاري فرمانده شما است. جعفر از جاي خود برخاست و گفت: اي پيامبر خدا! پدر و مادرم فداي تو شوند. من از اينكه زيد بن حارثه را فرمانده ما قرار داده اي نگرانم. رسول الله (ص)  فرمود: فرماندهي او را بپذيريد. زيرا نمي دانيد كه خير در چه چيز است. سپس آنها براه افتادند و  پس از مدتي رسول الله (ص) بر منبر رفت و فرمود: بات خير، ناب خير او ثاب خير، (يعني خير پيش آمده است) به هر حال راوي شك دارد كه رسول الله (ص)  چه كلمه اي را بكار برده است. بعد فرمود: آيا درباره لشكر موته شما را با خبر نسازم؟ آنان رفتند و با دشمن جنگيدند، زيد بن حارثه شهيد شد. برايش استغفار كنيد. مردم براي زيد استغفار كردند. سپس فرمود: بعد پرچم را جعفر بدست گرفت و بر دشمن يورش برد و به شهادت رسيد من شهادت او را تاييد مي كنم. براي او نيز استغفار كنيد. بعد پرچم را عبدالله بن رواحه بدست گرفت و مقاومت كرد تا به شهادت رسيد. براي او نيز استغفار كنيد، بعد پرچم را خالد بن وليد به دست گرفت. او از فرماندهان لشكر نبود. بلكه خودش خود را به عنوان فرمانده تعيين كرد. بعد رسول الله (ص) دو انگشت مباركش را بلند كرد و فرمود: پروردگار! او (خالد) شمشيري از شمشير هاي تو است. راوي مي گويد: از آن روز به بعد خالد بن وليد، لقب سيف الله بخود گرفت. سپس رسول الله (ص) فرمود: اي مردم! بسيج شويد و برادران تان را ياري كنيد. هيچ كس تخلف نكند، چنانكه با وجود گرماي شديد ، بعضي از مردم پياده و برخي سواره براه افتادند.(3) 
همچنين از ابوهريره و ديگران روايت است، كه وقتي رسول الله (ص) خبر مرگ نجاشي را اعلام كرد، فرمود: «استغفروا لأخيكم» براي برادرتان طلب آمرزش كنيد.
----------------------------------------------------------
1) بخاري و مسلم.
2) بخاري.
3) احمد 