 سراوان بعد از خروج از زندان به شرط همكارى  ربوده شد وهيچ اثرى از او نيست كه احتمالا ترور شده است 
16- مولوى يارمحمد كهرازهى: امام جمعهء اهل سنت شهرستان خاش ومدير مدرسهء دينى مخزن العلوم خاش بطور مشكوكى در سال 1997 درگذشت كه شواهد و قرائن و وضعيت و موقعيت وى اين تفكر را تقويت مى‌نمايد كه وى توسط مأموران اطلاعاتى نظام  كشته شده است.
17- مولوى عبدالستار روحانى سرشناس وامام جمعهء خاش و مدير قبلى حوزهء مذكور بعد از مراجعه به بيمارستان براى زخم كوجكى كه در دستش بود ناگهان وبطور مشكوكى درگذشت كه پزشكان رژيم بظاهر چنين گفتند كه وى سكتهء قلبى كرده است!! بعد از وى جانشينش مولوى يارمحمد كهرازهى (ريگى) مرتب به اطلاعات احضار شده و مورد بازجويى و تفتيش عقايد قرار گرفته است، و مدرسهء مخزن العلوم هم تحت فشار بوده تا طلاب غير بومى را اخراج نمايد كه وى مقاومت كرده تا اينكه اطلاعات طلاب را دستگير و بعد از زندانى آنها را به منطقه‌شان -بندرعباس- عودت داده است. موقعيت زير فشار مدرسهء خاش و به شهادت رسيدن مدير قبلى آن و احضار مرتب مولوى يارمحمد اين يقين را تقويت نموده است كه وى هم توسط اطلاعات مثل بقيهء رهبران اهل سنت ايران ترور شده است.
و در همين تاريخ از منابع تركمن هاى ايران خبر ميرسد كه عواملى ناشناس (سربازان مجهول امام زمان!!) در صدد ترور يكى از علماء سرشناس اهل سنت تركمن آخوند ولى محمد ارزانش كه از ايران هجرت و به تركمنستان پناه برده است برآمده اند؛ افراد مذكور ساعت 2 نيمه شب پنجم اوت 97 به منزل ايشان در عشق آباد حمله كرده و چون او را نيافته‌اند فرزندش را ضرب و شتم نموده و خانه و مخصوصا كتابها و دفاتر و اوراق را تفتيش كرده كه از آن ميان يادداشتهاى چندين سالهء مربوط به تركمن‌هاى ايران و تعدادى اسناد و مدارك و عكس را برداشته و در آخر با تهديد به مرگ در صورت مطلع نمودن پليس آنجا را ترك مي‌كنند. و اين دومين حادثه در مورد يكى از رهبران دينى اهل سنت تركمن ميباشد ،چون در ماه آوريل نيز فردى (شايد باز هم از مجهولان امام زمان!!) با خنجر قصد كشتن او كرده و ليكن جان بدر برده و فقط زخمى گشته است، و قرائن به يكى بودن ترتيب دهندگان اين دو سوء قصد دلالت كرده كه همه اين يقين را تقويت مي‌نمايد كه در پشت اين حوادث وحشيانه اطلاعات جهنمى ايران است كه مي‌خواهد كشور را از وجود اهل سنت خالى نمايد، 
جامعهء اهل سنت ايران-دفتر لندن/29/12/97
18-مولوى نورالدين غريبى: ازشهداء علماء اهل سنت خراسان و از فارغ التحصيلان مدارس دينى پاكستان و سپس از دانشگاه اسلامى مدينه منوره فارغ التحصيل شده و به خاطر وضعيت بغرنج اهل سنت در ايران و تتبع اطلاعات از شخص ايشان حتى در زمانى كه در پاكستان بوده به ناچار بعد از فراغت از تحصيل به تاجيكستان رفته و در آنجا مشغول تدريس شده بود كه در سال 1998 در يك روز كه براى تدريس قرآن از منزل خارج شده دو نفر از اطلاعات ايران اورا  ترور كرده اند.
19-عبدالجبار فرزند نورمحمد: دانشجوى داشگاه سيستان و بلوچستان در سال 2/3/99 ترور شد.
20- خدابخش صلاح زهى فرزند حسين: در 17/4/99  همانطور كه در بيانيهء جامعهء اهل سنت ايران آمده ايشان در ايرانشهر دستگير و به همدان برده شد و بعد از دو هفته شكنجه به اتهام انتساب به مجاهدين اهل سنت اعدام گرديد.
21- انور مباركي فرزند  مولوى عبد الحق: در حين خدمت سربازى بوده كه به او تير اندازى شده و كشته شد كه هدف از آن نشر رعب بين اهل منطقه بوده است قابل ذكر است كه شهداى شماره هاى 19و20و21و24و25  از علماء نبوده اند.
22-مولوى موسى كرمى:  ايشان امام و خطيب مسجد شيخ فيض اهل سنت در مشهد بود كه اين مسجد در سال 1994 بوسيلهء اطلاعات و بدستور خامنه‌اى خراب گرديد كه ايشان بعد از مدتى ناچار به هجرت به افغانستان شده بود، كه در سال 4/5/2001 بوسيلهء گذاشتن مواد منفجره در هنگام خروج از مسجد در شهر هرات ايشان وچهار نفر از همراهانش به شهادت رسيدند كه والى وقت هرات فوراً اطلااعات ايران را متهم نمود، و شكى هم نيست كه اطلاعات ايران او را ترور كرده بود چون از دست آنها فرارى بود ودشمن ديگرى غير از اين خونخواران هم نداشته بود.
23- شمس الدين كيانى: طلبهء اهل سنت كه در 13/3/2000 بعد از ربودنش از طرف اطلاعات زاهدان  و تفتيش عقايد دست و پايش بسته و بنزين بر او ريخته و زنده زنده به آتش كشيده شد كه عبرتى براى ديگران باشد كه روزنامه هاى اصلاح طلب خبر آن را منتشر نمودند!
24-سوزاندن سه نفر از اكراد اهل سنت در شهر ماكو در سال 2000 كه در نهايت به استعفاى نمايندگان كرد از مجلس گشت.
25- حاج نورمحمد ناروئى: ايشان از مبارزان طايفهء ناروئى بود و از فعالان مسلح بلوچ بر عليه رژيم بود كه در تاريخ 28/6/2002  عناصر اطلاعات رژيم به خانهء او در تبعيد در كويتهء پاكستان حمله و او را در مقابل زن و فرزندانش به شهادت رسانده‌اند قابل ذكر است كه از طايفهء ناروئى افراد بسيارى ترور و كشته شده‌اند كه بعضى از بررسيها به حدود 400 نفر مي‌رساند.
26- جليل غزنوي و دو نفر ديگري كه  در سال 2002 اعدام شده ‏اند  كه هر سه تهمتشان بمب گذاري در صحن رضوي گفته شده كه افترائى بيش نيست آن دو نفر از ‏جوانان غير معروفي بوده‌اند از هم شهريان مولوي كرمپوري بودند كه هنوز اسامي‌شان بدستمان نرسيده است.‏

1-يكنفر از اهلسنت بعد از انقلاب تاكنون در حكومت و حتى پستهاى مهم در سطح شهرها مثل استاندارى و فرماندارى وجود نداشته است جز در عهد آقاى خاتمى يكنفر در كردستان فقط!!؟ در صورتى كه اهل سنت در ايران كه عبارت از كردها و بلوچها و تركمن ها و طوالشى‌ها و حاشيهء خراسان و حاشيهء خليج فارس مي‌باشند بين ربع تا ثلث جمعيت كشور را تشكيل مي‌دهند، اگرچه بايد اذعان داشت كه بعد از آمدن آقاى خاتمى و جبههء دوم خرداد اندكى از فشارها كاسته شده است و تحولاتى بسيار اندك در مناطق سنى نشين ولو جزئى صورت گرفته است.

2- تهران تنها پايتخت دنياست كه اهل سنت هم در آن وهم در همهء شهرهاى بزرگ كه شيعيان در اكثريت ميباشند از بناى يك مسجد ممنوع ميباشند در صورتيكه دهها كليسا ومعابد براى مسيحيان و يهود وهندوها وسيك ها وزرتشتيان وجود دارد، واين علاوه بر اين مشكل ديگر ميباشد كه حتى در مناطق خود ما نيز بناى مسجد در بعضى موارد از جرمهايى است كه ريش تراشيدن وزندان وغيره را در پى خود داشته است كه اين قصه سر دراز كه ريشه در انديشهء تنگ نظران وخشونت طلبان دارد، وبدون شك كه اين موضوع براى همهء مسلمانان جهان سؤال بر انگيز است كه چرا در پايتخت جمهورى اسلامى بناى مسجدبراى اهل سنت ممنوع ميباشد، اگرچه بعد از انقلاب ده هزار متر مربع زمين به همين هدف از طرف رهبر انقلاب در نزد صدا وسيما اختصاص داده شد كه بعدا ممنوع گرديد 

3-چندين مسجد ومدرسهء دينى اهل سنت تا كنون با خاك يكسان گشته است وبعنوان مثال فقط اينهارا ذكر نموده تا تو خود مفصل خوانى از اين مجمل،

 مسجد اهل سنت در مشهد كه مشهور به مسجد شيخ فيض بود و در كوچه اى و