 الامال: عباس قمي ج2/3.
[6] جلاء العيون (فارسي) ص 673 و 674.
[7] جلاء العيون (فارسي) ص 673 و 674.
[8] مفيد: الارشاد ص 186، تاريخ اليعقوبي ج 2 ص 213، مقاتل الطّالبيّين: ابوالفرج اصفهاني ص 142 و مجلسي: جلاء العيون ص 582 – كشف الغمّه ج 2/64.
[9] الشّيعهء و اهل البيت ص 80-81.
[10] تاريخ اليعقوبي 2/228، منتهي الامال 1/240 و مقاتل الطّالبيّين: اصفهاني ص 78.
[11] التّنبيه و الاشراف: مسعودي ص 263.
[12] كشف الغمّه 2/74.
[13] مقاتل الطّالبيّين: اصفهاني ص 188.
[14] مقاتل الطّالبيّين: ص 561 و 562.
[15] الارشاد: مفيد ص 302 و 303، فصول المهمّه ص 242، كشف الغمّه 2/237.
[16] كشف الغمّه 2/90.
[17] كشف الغمّه 2/90 و الفصول المهمّه ص 283.
[18] مقاتل الطّالبيّين: ص 123.ازدواج هاي بين بني أميّه و بني هاشم

سابقاً از ارتباط بين خلفاي راشدين و اهل بيت سخن گفتيم. ليكن اكنون مي خواهيم ثابت كنيم كه حتّي بعد از واقعهء دلخراش كربلاء،  آب‌ها به جوي بازگشت و بين بني‌أميّه و بني هاشم آن دشمني بيش از اندازه كه شيعيان شايع ساخته اند، وجود نداشته است. زيرا در بين آنها روابط زناشويي و دامادي ايجاد شد.
و ما مي دانيم كه بني اميّه و بني هاشم پسر عموهاي يكديگرو برادرو دوست بوده اند و مي دانيم كه بين ابوسفيان و عبّاس بن مطلب چنان دوستي برقرار بود كه كه شهرهء آفاق است و قبل و بعد از اسلام در ميان آنها دامادي و وصلت وجود داشت. پيامبر سه دختر از چهار دختر خود را به امويان داد (ابوالعاص بن ربيع كه از بني اميّه است و عثمان بن عفّان بن ابي العاص بن أميّه و او پسر دختر عمهء رسول خدا مي باشد).[1]
بعد از عثمان بن عفّان فرزندش ابان بن عثمان نيز با بني هاشم ازدواج كرد و أمّ كلثوم دختر عبدالله بن جعفر طيّار را به همسري اختيار نمود.[2]
نوهء علي و دختر حسين، سكينه با نوهء عثمان، زيد بن عمروبن عثمان ازدواج كرد.[3] و نوهء دوّم علي و دختر حسين فاطمه همسر ديگر نوهء عثمان (محمّد بن عبدالله بن عمرو بن عثمان بن عفّان) بود و مادر محمّد فاطمه دختر حسين بود كه عبدالله بن عمرو بعد از وفات حسن بن حسن بن علي با او ازدواج كرد.[4]
و نوهء فرزند علي، حسن بن علي با نوهء عثمان، مروان بن أبان ازدواج كرد، يعني أمّ قاسم دختر حسن مثنّي بن حسن در عقد مروان بن أبان بن عثمان بوده كه محمّد بن مروان فرزند اوست.[5]
چنانكه مي دانيم ام حبيه دختر ابوسفيان رهبر بنى اميه –كه شيعيان حتى اسلامش را قبول ندارند- همسر سيّد و سرور بني هاشم و سرور جهانيان حضرت رسول خدا بود كه اين نيازي به اثبات ندارد.
وهند دختر ابوسفيان همسر حارث بن نوفل بن حارث بن عبدالمطلب بن هاشم بود كه فرزندى بنام محمد برايش آورد، [6]
لبابه دختر عبيدالله بن عبّاس بن عبدالمطّلب با عبّاس بن عليّ بن أبي طالب ازدواج كرد، سپس بعد از او با وليد بن عتبه (برادر زادهء معاويه) بن ابي سفيان ازدواج كرد.[7]
و بعد از رمله دختر محمّد بن جعفر – طيّار – بن أبي طالب با سليمان بن هشام بن عبدالملك اموي و سپس با ابوالقاسم بن وليد بن عتبه بن ابوسفيان ازدواج كرد.[8]
و دختر عليّ بن أبي طالب رمله با پسر مروان بن حكم بن ابي العاص اموي، يعني معاويه بن عمران ازدواج كرد (رمله دختر علي أمّ سعيد دختر عروه بن مسعود ثقفي)[9] و رمله دختر علي نزد ابوالهيّاج بود ... بعد از او با معاويه بن مروان بن حكم بن ابي العاص ازدواج كرد.[10]
و زينب دختر حسن بن حسن بن علي نيز در ازدواج وليد بن عبدالملك بن مروان اموي بود.[11]
و نوهء علي بن ابي طالب با نوهء مروان حكم ازدواج كرد يعني نفيسه دختر زيدبن حسن بن عليّ بن ابي طالب با وليد بن عبدالملك بن مروان ازدواج كرد كه مادر نفيسه لبابه دختر عبدالله بن عبّاس مي باشد.[12]
و امثال اين خويشاوندي سببي و دامادي بين بني هاشم و بني اميّه بسيار زياد است، و آنچه ذكر كرديم فقط براي نمونه مي باشد و لهذا عليّ مرتضي در نامه اي به معاويه نوشت كه: عزّت قديمي ما و سيطرهء ما بر قوم شما مانع اين نگشت كه با همديگر ازدواج كنيم و مثل دوهم وزن  بين ما وصلت ها بوده است.[13]
آيا بعد از همهء اين خويشاوندى ووصلت ها ميشود مدعى شد كه بازهم آنها دشمن خونى يكديگر بوده اند؟ در حاليكه بنى اميه وبنى هاشم فرزندان يك پدر ونوادگان يك جد هستند،
دختر ديگر علي خديجه، همسر عبدالرّحمن بن عامر أموي بود. و پدرش عامر بن كريز اموي از طرف معاويه امير بصره و در جنگ جمل شريك طلحه و زبير و بر ضدّ علي بود.[14]
و قابل توجه است كه شش نفر از نواده هاي مختلف حسن (دختران) با پسران اموي و رهبران آنها ازدواج كردند كه علماي نسب شناس اين دامادي‌هاي بين هاشمي‌ها و اموي‌ها را به بيش از بيست مورد نوشته اند كه همهء اينها بعد از جنگ بين معاويه و علي و بعد از صفّين و جمل رخ داده است. بدين ترتيب آيا باز هم جايي براي اين سخن بيهوده وجود دارد كه جنگ با علي  كفر است؟ آيا اين رفتار اهل بيت علي سخن شيعيان را تكذيب نمي كند؟ و همچنين بسياري از مردان بني هاشم با دختران اموي به ويژه با خانوادهء حاكم ازدواج كردند و در ميان آنها ديدار و مهماني و ردّ و بدل هديه وجود داشت، خصوصاً بين ائمّهء اثنا عشر شيعه و خانواده‌هاي آنها با امويان و همچنانكه مشهور است غير از امام حسين كسي از ائمّهء دوازده گانهء شيعه با آنها نجنگيد.

 خلاصهء موضوع اينكه تشيّع اوّل به معناي يك عقيدهء خالص بوده ونماد افكار بيگانه ویرانگرنبود، و شيعيان اوّليّه بيش از اين نبودند كه از حزب علي بودند و از او در مقابل معاويه دفاع میكردند، و امّا بعد از شهادت علي، فرزندش حسن از خلافت دست كشيد و با معاويه صلح كرد و شيعيان نيز غالباً با او همراه شده و با معاويه بيعت كردنـــد. و درميان شيعيان و بني اميّه نه اختلاف ديني وجود داشت و نه جنگ قبيله اي و تعصّبي و نژادي، بلكه شيعيان نزد حكّام بني اميّه مي آمدند و پشت سر آنها نماز مي خواندند، چنانكه حضرات حسنين نزد معاويه رفته و از او هدايائي پذيرفتند. ابن كثير مي گويد: وقتي كه خلافت براي معاويه استقرار يافت، حسين با برادرش حسن نزد او تردّد مي كردند و معاويه به آنها اكرام نموده مي گفت: خوش آمديد و عطاياي بزرگي به آنها مي داد. ودر يك روز دو صد هزار دينار به آنها بخشيد وگفت : بفرمائيد، من پسر هند هستم، وهيچ كس نه قبل ونه بعد از من اين مقدار به شما نخواهد داد، حسن در جواب به اوگفت : به خدا كه نه تو ونه قبل ونه بعد از تو، كسى به بهتر از ما، عطا نخواهد كرد، وبعد از وفات حسن برادرش حسين نيز نزد معاويه ميرفت و مورد اكرام قرار ميگرفت، [15]

و مجلسي از جعفر بن باقر – امام ششم شيعيان – روايت مي كند كه روزي امام حسن به امام حسين و عبدالله بن جعفر گفت كه هداياي معاويه در اوّل ماه آينده خواهد رسيد، و در همان روز هم اموال معاويه رسيد، و امام حسن بسيار مديون بود و از آن مال وامهايش را پرداخت نمود و بقيّه را بين اهل خود و شيعيانش تقسيم كرد و امّا امام حسين بعد از پرداخت وامهايش مالش را به سه قسمت تقسيم كرد. قسمتي براي شيعيان و خواصّش و دو قسمت براي خانواده و فرزندانش و عبدا