ده‌باشد، تا جرائم و دسيسه‌هايش را مخفي سازد.

منكران وجود ابن سبأ:
بعضي از شيعيان معاصر و معدودي از كساني كه به اهل سنّت منتسب مي‌شوند و برخي از خاورشناسان، منكر وجود ابن سبأ گشته‌اند و به نظر آنها آنچه را كه مورّخان و فرقه‌شناسان و محقّقان دربارهء روايت‌ها و اخباري كه دربارهء ابن سبأ و نقش تاريخي او در صدر اسلام و ايجاد فرقهء سبأيّه نقل كرده‌اند همه جعلي بوده و مي‌گويند دشمنان شيعيان اين اخبار را وضع كرده‌اند. بد نيست كه به سراغ اينان و اقوال و ادلّه‌شان برويم:

اوّلاً – منكران وجود ابن سبأ از شيعيان:
1- محمّد حسين كاشف‌الغطاء
روحاني شيعي عراقي محمّد حسين آل كاشف الغطاء مي‌گويد كه ابن سبأ خرافه‌اي بيش نيست كه ساخته و پرداختهء قصّه‌هاي شبانه در عهد اموي و عبّاسي است. امّا تعجّب در اينست كه بعد از اين انكار، اعتراف كتب قديمي شيعه را در شرح حال ابن سبأ ذكر نموده و مي‌گويد كه آنها همگي او را لعنت نموده‌اند.[2] و عجيب‌تر اينكه در جاي ديگر اعتراف مي‌كند كه آن مطلب را از سر تقيّه گفته است.[3] مؤلّف كتاب «لله ثمّ للتّاريخ» آقاي سيد حسين الموسوي كه از علماي نجف مي‌باشد مي‌گويد وقتي كه از آل كاشف الغطاء دربارهء ابن سبأ پرسيدم، پاسخ داد كه ما در اينمورد تقيّه كرده‌ايم (چرا كه آن كتاب را براي دعوت اهل سنّت نوشته‌ايم). اين هم بزرگترين عالم شيعي معاصر كه حتّي در مورد قضاياي تاريخي تقيّه مي‌كند!!

2-مرتضي عسكري
او از پرگوترين و كوشاترين نويسندگان شيعي در مورد ابن سبأ مي‌باشد، و مي‌گويد كه سيف بن عمر نامبرده را جعل كرده و طبري از او نقل نموده است، و عسكري كتابي در اينمورد نوشته به نام : «عبدالله بن سبأ و افسانه‌هاي ديگر» كه به زعم وي همهء نويسندگان اين افسانه را از طبري نقل كرده‌اند و طبري از سيف بن عمر كه او را به زعم خود، جاعل اين قصّه و قصّه‌هاي ديگر مي‌داند. و در جلد دوّم كتابش اتّهام‌هاي بيشتري به سيف بن‌عمر زده و مي‌گويد كه او اوّلاً از تعصّب قبلي برخوردار بوده و به مدح و ثناي عدناني‌ها و نشر فضائل آنها و ايجاد فتنه بين قحطاني ها و نشر معايب آنها مي‌پرداخته است. ثانياً زنديق بودن او سبب بدنامى  تاريخ اسلام و حقايق آن شده است، و اضافه مي كند كه سيف‌بن‌عمر اصلاً در نزد محدّثين ضعيف است و نبايد به روايات تاريخي او اعتناء كرد، و در نهايت به اين نتيجه مي‌رسد كه اساساً ابن سبايي وجود نداشته است.

3-محمّد جواد مغنيه
او از كساني است كه مقدّمه‌اي بر كتاب عسكري نوشته و سخن او را دربارهء ابن سبأ تأييد كرده و مي‌گويد سيف بن عمر اين شخصيّت خيالي را جعل نموده، چنانكه افرادي به نام صحابه و تابعين جعل كرده و از زبان آنها اخبار و رواياتي نقل نموده است.[4]

4و5- دكتر علي الوردي و دكتر كامل مصطفي الشّيبي
اين دو نقر از نويسندگان نامدار شيعي عراق هستند كه الشّيبي از آراء وردي متأثّر شده و هر دو منكر ابن سبا گرديده‌اند و سعي كرده‌اند كه عمّار بن ياسر را به جاي ابن سبأ بگيرند و آندو را يك شخصيّت حساب كنند.[5]

6-عبدالله فيّاش
او نيز از علماي شيعه است كه منكر وجود ابن سبأ گرديده و مي گويد كه او به خيال نزديكتر است تا به حقيقت.[6]

ثانيا-منكران ابن سبأ از غير شيعه 
1-      طه حسين
طه حسين در رأس نويسندگان معاصري است كه منكر وجود ابن سبأ گرديده‌اند و مي‌گويد: به خيال من كساني كه ابن سبأ را بزرگ كرده‌اند، هم به خود و هم به تاريخ شديداً ظلم كرده‌اند، و اوّلين چيزي كه ملاحظه مي‌كنيم اينست كه در منابع مهمّي كه در مورد اختلاف بر عليه عثمان سخن گفته‌اند، خبري از قصّهء ابن سبأ نيست.[7] و در جاي ديگر مي‌گويد كه دشمنان شيعه او را جعل كرده‌اند.[8]

2-     دكتر علي النشار
بعد از طه حسين دكتر علي النّشار دوّمين شخصيّت مهمّي است كه منكر وجود ابن سبا گرديده و او را يك شخصيّت وهمي مي‌داند و مي‌گويد : احتمال دارد كه شخصيّت ابن سبا جعلي بوده و همان «عمّاربن‌ياسر» باشد، و نواصب او را جعل كرده‌اند.[9] و اين سخن از نشار بعيد نيست چرا كه او بسيار متأثّر از وردي شيعي است و سخن وي را كلمه به كلمه نقل مي‌كند.

3-دكتر حامد حفني داود
نامبرده از كساني است كه از نوشته‌هاي شيعيان حاضر متأثّر شده و وجود ابن سبا را انكار نموده است. او در مقدّمه‌اي كه بر كتاب عسكري نوشته، تأييد كامل خود را از آن كتاب اعلان نموده است.[10]
ثالثا – منكران وجود ابن سبأ از خاورشناسان 
 
1- اسرائيل فرد لندر
او يك خاورشناس آلماني است كه در مورد فرق و اديان و يهوديّت در جزيرهء العرب و مذاهب شيعه نوشته هايي دارد[11]، و از اوّلين خاورشناساني است كه به موضوع ابن سبأ پرداخته و روايات متعدّد دربارهء او را طي حدود 80 صفحه بررسي كرده است[12]. و در نهايت او را انكار مي‌كند.

2- كايتاني
خاورشناس ايتاليايي كايتاني نيز از كساني است كه منكر وجود ابن سبا گشته و از روايات سيف بن عمر خرده گرفته است و مي گويد كه مدرسهء مدينه و روايات شامي و مصري به حوادث فتنه در ايّام عثمان رنگ سياسي و اداري و اقتصادي داده، بدون اينكه از اساس ديني آن حوادث حرفي بزند، و چنين اضطراب ديني را در آن زمان مستحيل مي‌داند. مي‌گويد بعيد نيست كه يك بازيگر سياسي در اصحاب علي بوده باشد كه ابن سبأ نام داشته ليكن اين همه نقش را به او دادن به خيال‌پردازي بيشتر شبيه مي‌ماند[13] و افراد ديگري نيز مثل برناردلويس خاورشناس انگليسي و ليوي ديلا ويدا، خاورشناس ايتاليايي يهوديّت ابن سبأ را منكر شده‌اند.[14]
 
بررسي ادلّهء منكران وجود ابن سبأ و ردّ بر آنها
خلاصهء ادلّهء منكران وجود ابن سبأ عبارتست از :
اوّلاً: اخبار ابن سبأ در ميان مردم از طريق طبري منتشر شده‌است كه او اين روايات را از سيف بن عمر تميمي اخذ كرده‌است. پس تنها مصدر اخبار ابن سبأ سيف مي‌باشد، و سيف بن عمر كذّاب بوده و علماي جرح و تعديل او را تضعيف كرده‌اند.
ثانياً: اينكه ابن سبأ اصلاً وجود واقعي نداشته و در واقع او عمّاربن ياسر بوده به دليل اينكه هر دو به ابن سوداء مشهور بوده‌اند.
ثالثاً: اينكه مورّخان از ذكر ابن سبأ يا ابن سوداء در جنگ صفّين خودداري نموده‌اند و اين دليل عدم وجود اوست.
رابعاً: ابن سبأ وجود حقيقي نداشته بلكه شخصيّتي وهمي بوده كه دشمنان تشيّع به خاطر طعن به مذهب و نسبت آن به يهوديان او را جعل كرده‌اند.

نقد ادلّه:
دليل اوّل فوق الذكر داراي دو مقدّمه مي‌باشد: يكي اينكه طبري مصدر اين اخبار است كه در ميان مردم منتشر شده‌است و او اين اخبار را از سيف بن عمر گرفته كه تنها مصدر و منبع اخبار ابن سبأ مي‌باشد. دوم اينكه سيف ضعيف است و علماي جرح و تعديل او را جرح كرده‌اند.
مقدّمهء اوّل باطل است چرا كه تنها طبري نيست كه روايات سيف بن عمر را از ابن سبأ نقل كرده‌است بلكه روايات سيف از طرق ديگري غير از طبري نيز نقل شده‌است و اين طرق عبارتند از:

1-     از طريق ابن عساكر (متوفّاي سال 571 هـ)
ابن عساكر روايات سيف د