 فرزندان به آنها قرار دارند،‌كه هدف آن كسب سعادت عمومي و استقرار و امنيت اجتماعي است و ابزار آن احترام متقابل مي‌باشد و بدين ترتيب آرامش و بهروزي و استقرار كانون خانواده را فرا مي‌گيرد و هيبت آن در نظر همه مردم جلوه‌گر مي‌شود.
اين حقوق و مسئوليت‌هاي اعضاي خانواده براساس «عدالت» قرار دارد. عدالتي كه همه نظام‌هاي اجتماعي بايستي براساس آن استوار گردند. و تبلور خيرخواهي و تحقق صفا و صميميت و گسترش عشق و محبت و همكاري و صلح و آرامش و پايبندي به پاكي و عفت در كردار و گفتار بشوند.
به همين دليل است كه قرآن كريم حقوق همسري را يادآور گرديده و مي‌فرمايد:
وَلَهُنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ (البقره / 228)
«زنان همانند مسئوليت‌هايي كه دارند، از حقوقي هم برخوردارند». 
و در مورد حقوق والدين مي‌فرمايد:
 وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَاناً(الانعام / 151)
«با پدر و مادر به نيكي رفتار كنيد». 
و در ارتباط با حقوق فرزندان مي‌فرمايد: وَعلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَكِسْوَتُهُنَّ(البقره / 233)
«بركسي كه فرزند به او تعلق دارد، هزينه زندگي و لباس واجب است». 
هم‌چنين مي‌فرمايد:لاَ تُضَآرَّ وَالِدَةٌ بِوَلَدِهَا وَلاَ مَوْلُودٌ لَّهُ بِوَلَدِهِ 	(البقره / 233)
«نبايد مادرى به خاطر فرزندش زيان بيند، و نه پدرى براى فرزندش دچار ضرر شود»
از آن‌جا كه خانواده محور و هسته جامعه را تشكيل مي‌دهد، جز از طريق آن به وسيله اداي اين حقوق و خيرخواهي منظم، امكان ادامه و استمرارش وجود ندارد. تنها از اين مسير است كه سعادت و آرامش همه عرصه‌هاي آن را فراخواهد گرفت.

<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:106.txt">1- اطاعت مشروع</a><a class="text" href="w:text:107.txt">2- منزل محوري</a><a class="text" href="w:text:108.txt">3- محافظت از ثروت و حيثيت</a><a class="text" href="w:text:109.txt">4- كار در منزل</a><a class="text" href="w:text:110.txt">5- آرايش و آرايستگي</a><a class="text" href="w:text:111.txt">6- تأديب مشروع</a><a class="text" href="w:text:112.txt">7- سكونت در خانه شوهر</a><a class="text" href="w:text:113.txt">8- پرستاري</a><a class="text" href="w:text:114.txt">9- طلاق و رجعت</a><a class="text" href="w:text:115.txt">خُلع</a><a class="text" href="w:text:116.txt">10- عدّه</a><a class="text" href="w:text:117.txt">حقوق شوهر بر همسر به مفهوم امروزي</a></body></html>مردي كه به همه مسئوليت‌هاي اخلاقي و مادي خود در ارتباط با خانواده مانند: تأمين هزينه و مخارج خوراك، لباس و مسكن عمل مي‌نمايد، داراي حقوق ده‌گانه است كه عبارتند از :
1- اطاعت مشروع
مرد سرپرست و صاحب خانه است و مسئوليت اداره و رهبري حكيمانه خانواده را برعهده دارد. در جهت حفظ عزت، كرامت، سعادت خانواده و تحقق اهداف آن برنامه‌ريزي و تلاش مي‌نمايد و كانون آن را در مقابل سختي‌ها، گرفتاري‌ها، فساد و تباهي مورد حمايت قرار مي‌دهد و سايه امنيت، آرامش و استقرار را بر آن گسترش مي‌بخشد. اما اين مصالح و اهداف در هيچ جامعه‌اي به جز در پرتو اطاعت، التزام و نظم تحقق نمي‌يابد. فرمانبرداري زن از شوهر و فرزندان از پدر و مادر است كه زمينه سر و سامان يافتن جامعه كوچك خانواده و هم‌چنين اداره صحيح آن را فراهم مي‌نمايد و چنين اطلاعتي موجب رضايت و خشنودي خداوند مي‌گردد.
هم‌چنين رسول خداص مي‌فرمايد:
«رضايت پدر نزديك‌ترين راه به سوي بهشت است». 
و فرموده است:
«بهشت زير پاي مادران قرار دارد». 
هرگاه پدر فوت كند يا به دلايلي مفقودالاثر شود، پسر بزرگ خانواده بايد بار مسئوليت اداره خانواده را بر دوش بگيرد؛ زيرا رسول خداص مي‌فرمايد:
«برادر بزرگ‌تر منزلتش مانند پدر است». 
اولين حقوق همسري، فرمانبرداري مشروع زن از شوهر است؛ زيرا رسول خداص فرموده‌اند:
«از هيچ مخلوقي نبايد به گونه‌اي اطاعت كرد كه موجب نارضايتي خالق بشود». 
هم‌چنين فرموده است:
«هيچ‌كس را نبايد در كاري كه خداوند به آن خشنود نيست فرمانبرداري كرد. اطاعت تنها در امور خير و رواست». 
اساس اين فرمانبرداري و اطاعت مشروع به قواميتي برمي‌گردد كه خداوند آن را براي پدر خانواده در نظر گرفته است كه در واقع به معني رياست، اداره و رهبري است؛ زيرا خداوند متعال فرموده‌اند:وَلَهُنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَلِلرِّجَالِ عَلَيْهِنَّ دَرَجَةٌ وَاللّهُ عَزِيزٌ حَكُيمٌ ‏	(البقره / 228)
«براي همسران (حقوق و مسئوليت‌هايي) است (كه بايد شوهران اداء كنند)‌ همان‌گو‌نه كه بر آنان (حقوق و واجباتي)‌است كه (همسران بايد اداء كنند) به گونه‌اي شايسته و مردان را بر زنان (در مسئوليت‌هاي خانوادگي) برتري‌هايي است. و خداوند با عزت و حكمت است». 
هم‌چنين فرموده است:‏ الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاء بِمَا فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنفَقُواْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ(النساء / 34)
«مردان (در برابر زنان داراي مسئوليت‌هاي بسياري مي‌باشند) و حق سرپرستي را بر آنها دارند. بدين خاطر كه خداوند (به خاطر نظم اجتماع مردان را در برخي صفات بر زنان برتري بخشيده) و بدين علت كه مردان از دارايي خويش خرج و هزينه را تأمين مي‌كنند». 
خداوند در آيه اول مسئوليت و منزلت بيشتري را كه همان مسئوليت اداره و سرپرستي خانواده است مقرر نموده و در آيه دوم حق «قوامت» يا رياست حكيمانه را براي او در نظر گرفته است. اما رياستي همراه با احساس مسئوليت و به دور از استبداد و حق‌كشي و بي‌عدالتي و خودخواهي. و اين دو حق همراه با مسئوليت از آن جهت است كه اگر مرد يكي از آن دو را از دست داد، از حقوق دومي برخوردار باشد. براي مثال اگر مرد به دلايلي توانايي تأمين هزينه خانواده را نداشت ازحق سرپرستي و اداره حكيمانه، هم‌چنان برخوردار خواهد بود. اين حقوق به دو علت و سبب خاص برمي‌گردد:
اول : توانايي جسمي
خداوند مرد را قوي‌تر و با اراده‌تراز زنان آفريده است و از طرف ديگر مهارت و تجارب آنها در مورد زندگي بر آن  برتري دارد و زنان معمولاً از نظر جسمي ضعيف و از نظر تصميم‌گيري و اراده غالباً دچار ترديد و دودلي مي‌شوند و جنبه عاطفي‌شان بر آنها غلبه دارد. و اين مدعا مدعايي غيرواقعي نيست، بلكه از خلال چهارسال زندگي خانوادگي و اجتماعي اين موضوع برايم موضوعي تجربه شده و ملموس است.
ترديدي در اين نيست كه صدور فرمان مطلوب به عقلانيت، دورانديشي، حكمت و بررسي همه جانبه‌تري احتياج دارد. و در اين عرصه عقلانيت بر مسائل عاطفي برتري دارد، به ويژه اگر در كنار عقلانيت توشه‌اي بسياري از تجربه و خبرگي وجود داشته باشد. اما خانم‌ها با توجه به آفرينش ويژه جسمي و عاطفي‌شان و عشق به فرزندان، غالباً ‌براي حل مشكلات خانوادگي به راه‌حل‌هاي جزئي و موقتي متوسل مي‌شوند و به همين خاطر مصلحت زن، مرد و خانواده ايجاب مي‌نمايد كه بار مسئوليت تصميم‌گيري‌هاي مهم و تحمل عواقب آن بر دوش مرد گذاشته شود.
در واقع «قوامت» اساساً‌نوعي مسئوليت و تكليف است، نه رياست و فضيلت ويژه و در ذات خود كرامت و منزلتي به شمار 