تر می‌خواندم[12].

--------------------------------------
1.ابن مبارک در «الزهد» و ابوداود و احمد با سند صحیح.
2.مسلم و مالک.
3.ابوداود و ترمذی با تصحیح ترمذی.
4.بخاری و ابوداود.
5.بخاری در افعال العباد با سند صحیح.
6.بخاری و مسلم.
7.بخاری در تعلیقات، ابوداود و دارمی و حاکم و تمام الرازی با دو سند صحیح.
(تذکر) : برخی از راویان، این روایت را وارونه روایت کرده‌اند بدین صورت: «زینوا اصواتکم بالقرآن» که از نظر روایت و درایت، خطائیست آشکار. و کسی که این روایت را صحیح قرار داده است، سخت در اشتباه به سر می‌برد زیرا این روایت با بسیاری از روایات صحیح و مفسر در این مورد، مخالف است و باید گفت: این بهترین نمونه روایت مقلوب (برعکس) می‌باشد. برای تفصیل بیشتر در این مورد به کتابم «الاحادیث الصحیح»، (5328) مراجعه شود.
8.حدیث صحیح است، ابن مبارک در «الزهد»، دارمی، ابن نصر، طبرانی، ابونعیم در «اخبار اصبهان» و ضیاء در «المختاره» آن را روایت نموده است.
9.دارمی و احمد با سند صحیح.
10.ابوداود و تصحیح حاکم و موافقت ذهبی.
11.بخاری و مسلم و طحاوی و ابن منده در «التوحید»، (781).
12.بخاری و مسلم و ابن نصر و حاکم و عبدالرزاق در «امالی»، (2/44/1).یاری دادن امام هنگام اشتباه در قرائت، سنت است. به دلیل اینکه یک مرتبه رسول‌الله ص در نماز جماعت، دچار اشتباه شد، پس از اتمام نماز، خطاب به ابی فرمود: تو با ما نماز می‌خواندی؟ عرض کرد: بلی.
رسول‌الله ص فرمود: پس چرا مرا از اشتباه، باز نداشتی؟[1]

--------------------------------------
1.ابوداود، ابن حبان، طبرانی و ابن عساکر، (2/296/2) و ضیاء در «المختاره» با سند صحیح.عثمان‌بن العاص، عرض کرد: ای رسول خدا ص! شیطان میان من و نماز و قرائتم حائل می‌شود و آن را برایم درهم و برهم می‌کند؟ رسول‌‌الله ص فرمود: «این شیطان «خنزب» نام دارد، هر گاه حضورش را احساس می‌کردی به خدا پناه ببر و به سمت چپ خود سه بار تف کن» عثمان می‌گوید: از آن به بعد، من چنین کردم، خداوند مرا از شر او نجات داد[1].

--------------------------------------
1.مسلم و احمد. تف نمودن در اینجا به معنی پف کردن است با اندکی آب دهن (نهایة).از آنجا که قرار بود کتاب حاضر، پیرامون نماز پیامبر خدا ص، نوشته شود، لازم می‌آمد که بنده پایبند مذهب خاصی از مذاهب رایج، نباشم. بلکه صرفاً خود را پایبند جمع‌آوری احادیث صحیح و ثابت در این موضوع نمایم، چیزی که محدثین، همیشه بدان پایبند بوده‌اند[1].
از اینرو کتاب حاضر در برگیرنده‌ی مسائل پراکنده‌ای می‌باشد که در کتب مختلف فقه و حدیث و مذاهب مختلف، جمع‌آوری و بیان شده است و انشاءالله عمل‌کننده به آن، مصداق این قول خداوند قرار خواهد گرفت:
«فَهَدَى اللّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ لِمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَاللّهُ يَهْدِي مَن يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ» (بقره: 213).
«خداوند، آنهايى را كه ايمان آورده بودند، به حقيقت آنچه مورد اختلاف بود، به فرمان خودش، رهبرى نمود. و خدا، هر كس را بخواهد، به راه راست هدايت مى‏كند».
بی‌پرده عرض کنم که بنده در این کتاب و کتاب‌هایی که بعداً منتشر خواهند شد، پیروی از سنت صحیح را نصب العین و معیار کار خود قرار داده‌ام. با آگاهی به اینکه نه تنها برخی از دوستان و اهل مذاهب، عملکرد مرا نخواهند پسندید، بلکه به زودی هدف زخم زبان‌ها و قلم‌ها قرار خواهم گرفت. با این حال چاره‌ای جز آن نداشتم زیرا خشنود ساختن مردم، کاری بسیار دشوار و آرزویی دست‌نیافتی است است و به فرموده‌ی پیامبر اکرم ص : هر کس خدا را از خود برنجاند تا مردم از او راضی شوند، خدا او را به مردم میسپارد[2].
شاعر چه زیبا سروده است:
ولست بناج من مقالة طاعن
ولو کنت فی غار علی جبل وعر
(من هرگز از زخم زبان مردم، درامان نخواهم بود حتی اگرچه درون غاری و بر کوه صعب العبوری قرار داشته باشم).
ومن ذا الذی ینجو من‌الناس سالما
ولو غاب عنهم بین خافتی نسر
(و چه کسی می‌تواند از دست مردم، نجات یابد؟ حتی اگر از دید آنان در میان دره‌های نسر، مخفی شود).
ضمناً بنده معتقدم، راهی را که در پیش گرفته‌ام، همان شاهراه واقعی شریعت است که رسول خدا ص ما را بدان راهنمایی کرده و سلف صالح، یعنی صحابه و تابعین و خصوصاً ائمه اربعه، آن را طی نموده‌اند و همه به اتفاق، رجوع و تمسک جستن به حدیث صحیح را واجب و ترک اقوال و آراء مخالف حدیث را ضروری دانسته‌اند. بنابراین، بنده به پیروی از آنان و در پرتوی سخنان و توصیه‌هایشان این راه یعنی تمسک جستن به حدیث صحیح را نصب العین خود قرار داده، از تقلید کورکورانه روی برتافته‌ام، خداوند ائمه مجتهد و سلف صالح امت را مشمول عنایات خود قرار دهد.

--------------------------------------
1.ابوالحسنات لکهنوی در «امام الکلام فیما یتعلق بالقراءة خلف الامام» (ص 156) می‌نویسد: «هر کس با دید انصاف، وارد دریای فقه و اصول شود و بدون تعصب کنجکاوی نماید، یقیناً به این نتیجه خواهد رسید که مذهب محدثین در اکثر مسائل مختلف فیه بین علما، از دیگر مذاهب، قوی‌تر و مستندتر می‌باشد. خود بنده هر چند در عمق مسائل اختلافی می‌روم، مذهب محدثین را منصفانه‌تر می‌یابم. پس، از خدا است خوبی آنان و بر اوست جزا و پاداششان. چرا اینطور نباشد! مگر نه اینکه آنان وارثان بر حق پیامبر ص و پاسبانان راستین شریعتش می‌باشند؟ خداوند ما را بر محبت و نقش قدم آنان بمیراند و در زمره‌ی آنان حشر بگرداند».
همچنین سبکی در «الفتاوی» (1/148) می‌نویسد:
مهمترین مسئله مسلمانان، نماز می‌باشد از اینرو بر هر مسلمان، اهتمام و محافظت بر اوقات و اقامه‌ی آن، لازم و ضروری است. در نماز، یک سری اعمال وجود دارد که امت بر آنها اتفاق نظر دارد و چاره‌ای جز انجام آنها نیست و یک سری اعمال مختلف فیه وجود دارد که نمازگزار در مورد آن، دو راه پیش رو دارد: یا از اختلاف پرهیز نموده و آن طور که بقیه عمل می‌کنند عمل نماید، و یا اینکه با تحقیق و تفحص مطابق آنچه که در حدیث به اثبات رسیده است، پیش برود. هر گاه چنین کند نمازش نمازی نیکو و شایسته و مصداق این آیه خواهد بود: «فَمَن كاَنَ يَرْجُواْ لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا». بنده (آلبانی) می‌گویم: همین راه دوم، بهتر و بلکه واجب است، زیرا عمل نمودن به پیشنهاد نخست، ممکن نمی‌باشد و به فرض امکان، کسی که دیده و دانسته به خاطر پرهیز از اختلاف، چنین کند، نمی‌تواند به این دستور پیامبر ص که فرمود: «صلوا کما رأیتمونی اصلی» جامع عمل بپوشاند زیرا در آن صورت بطور قطع در بخشی از نمازش با پیامبر خدا ص، مخالفت نموده است.
2.ترمذی، قضاعی، و ابن بشران و به تصحیح ابن حبان «الصحیحة، 231».<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:71.txt">بحث رکوع</a><a class="text" href="w:text:72.txt">کیفیت رکوع کردن</a><a class="text" href="w:text:73.txt">حفظ آرامش در رکوع</a><a class="text" href="w:text:74.txt">اذکار رکوع</a><a class="text" href="w:text:75.txt">طولانی کردن رکوع</a><a class="text" href="w:text:76.txt">نهی کردن از قرائت قرآن در رکو