«کنت نهیتکم عن زیارة القبول فزوروها» قبلاً شما را از دیدار مزارها منع کرده‌ام، حالا از آن مزارها دیدار به عمل بیاورید و مانند این حدیث: «و کنت(2)  نهیتکم عن لحوم الاضاحی فوق ثلاث، فکلوا منها ما بدالکم» یعنی: قبلاً بیش از سه شبانه‌روز شما را از تناول گوشت قربانی‌ها منع کرده‌‌ام حالا هر زمانی به دست شما رسید تناول کنید». و گاه تقدم و تأخر یکی از دو حدیث و در نتیجه ناسخ بودن یکی و منسوخ بودن دیگری از راه تارخی و سیره‌شناسی ثابت می‌گردد مانند این حدیث: «افطر الحاجم و المحجوم»(3)  یعنی: حجامت‌کننده و حجامت شده هر دو روزه‌شان باطل می‌شود». و این حدیث: «احتجم و هو صائم محرم»(4)  یعنی: پیامبر(ص) حجامت کرد در حالی که روزه بود و در حال احرام هم بود و چون طبق تاریخ و سیره‌شناسی حدیث اول در رابطه با جعفر‌بن ابیطالب و قبل از فتح مکه بوده وحدیث دوم راوی آن ابن عباس است که به هنگام فتح مکه با پدرش مسلمان شده‌است پس‌حدیث اول مقدم و منسوخ و حدیث دوم مؤخر و ناسخ است. 
این شعبه از علم الحدیث درایتی از قدیمی‌ترین شعبه‌ها است و نخستین کسی که کتابی را در این زمینه نوشته است قتاده بن دعایه سدوسی (م ـ 118) می‌باشد که فعلاً اثری از آن(5)  نمانده است و نووی گفته امام شافعی در زمینه(6)  این علم بسیار توانمند و از سابقین به شمار می‌آید. در قرن سوم و چهارم عده‌ای از محدثین در مورد ناسخ و منسوخ تألیفاتی نگاشته‌اند از جمله امام احمدبن حنبل (م ـ 241) و ابوداود سجستانی (م ـ 275) و ابوبکر احمدبن محمد اثرم (م ـ 261) و احمدبن اسحاق دیناری (م ـ 318) و محمدبن بحر اصفهانی (م ـ 322) و احمدبن محمد نماس (م ـ 338) و ابومحمد قاسم بن اصبغ (م ـ 340) و ابوحفص عمر احمد بغدادی معروف به ابن شاهین (م ـ 385)(7)  و هبة بن سلامه (م ـ 410) اما اکثر این کتاب‌ها به دست متأخرین نرسیده و تنها کتاب ابن شاهین باقی مانده و پس از تحقیق به وسیلة چند کارشناس احادیث در بیروت هم به چاپ رسیده است و کتاب ابن اثرم نیز باقی مانده ولی به صورت نامنظم و هنوز به چاپ نرسیده است و در اواخر قرن ششم و اوایل قرن هشتم دو کتاب بسیار مهم به شرح زیر در این شعبه از علم الحدیث درایتی تألیف شده‌اند: 
1- کتاب «الاعتبار، فی الناسخ(8)  و المنسوخ من الآثار» تألیف ابوبکر محمدبن موسی حازمی(9)  (م ـ 584) است و کتاب بسیار جامع و پرمحتواست و بر مبنای ابواب فقهی مرتب شده و در هر باب روایایتی که تعارضی در بین آنها به نظر رسیده آورده شده است و پس از نقل آرای دانشمندان دربارة رفع تعارض آن روایت‌ها، خود نیز نظر خود را اظهار نموده است. 
2- کتاب «رسوخ الاخبار فی منسوخ الاخبار» تألیف ابواسحاق برهان‌الدین ابراهیم بن عمر جعبری (م ـ 732). 
-----------------------------------------------
1) منهل الحدیث، عبدالعظیم، زرقانی، ص 11 و الرساله المستطرفه، کتانی، ص 60 به نقل صبحی صالح، ص 112
2) شرح نخبة الفکر فی مصطلح اهل الاثر، ابن حجر ص 16.
3) همان. 
4) همان. 
5) اصول الحدیث علومه و مصطلحه، مجد عجاج، ص 289. 
6) تدریب الراوی، ج 2، ص 17.
7) هدیة العارفین، اسماعیل باشا، ج 5، ص 781. 
8) تذکرة الحفاظ، ذهبی، ج 4، ص 1363 و 1364. 
9) همان.یکی دیگر از شعبه‌های علم الحدیث درایتی «علم غریب الحدیث» است و آن آگاهی از شرح و تفسیر کلمات و جملاتی از احادی است که به علت دوری از زمان پیامبر(ص) و اصحاب و عدم احاطه به زبان اصیل عربی آن کلمات و جملات، غریب(1)  به نظر می‌رسند و نیازمند(2)  شرح و تفسیر هستند، و به اعتقاد حاکم نیشابوری نخستین کسی که کتابی را در شرح و تفسیر کلمات و جملات غریب احادیث نوشته نضربن شمیل مازنی(3)  (م ـ 204) بود ولی قبل از او ابوعبیده معمربن مثنی بصری (م ـ 210) کتاب مختصری را در این زمینه تألیف(4)  نموده بود و در همین قرن قاسم ‌بن سلام (م ـ 223) و ابن قتیبه(5)  دینوری (م ـ 276) و ابراهیم حربی (م ـ 285)، کتاب‌هایی را در غریب الحدیث تألیف نموده‌اند و در اواخر قرن چهارم ابوسلیمان صمد الخطایی (م ـ 378) و در اوایل قرن پنجم احمدبن محمد هروی (م ـ 401) در این زمینه کتاب‌هایی تألیف کرده‌اند، در کتاب هروی علاوه بر غرایب احادیث تعابیر مشکل آیه‌های قرآن نیز شرح و تفسیر شده بود، و در قرن ششم، ابوالفرج عبدالرحمن بن جوزی (م ـ 514) و زمخشری(م ـ 538) و ابوموسی محمدبن ابی‌بکر مدینی (م ـ 581) کتاب‌هایی در زمینه علم غریب الحدیث تألیف کرده‌اند، و کتاب زمخشری نامش «الفایق فی غریب(6)  الحدیث» است و در اوایل قرن هفتم، ابوالسعادات مبارک بن محمدن معروف به ابن اثیر (م ـ 604) با مبنا قرار دادن کتاب‌های هروی و ابوموسی مدینی و به استفادة مستقیم از کتاب‌های احادیث اعم از صحاح و سنن و جوامع، کتاب معروف «النهایه(7)  فی غریب الحدیث و الاثر» تألیف نمود، که به گفته شیخ سیوطی این کتاب بهترین و جامع‌ترین کتابی است که در علم غریب الحدیث تألیف گردیده است و شیخ سیوطی آن را مختصر کرده و «الدر النشیر، تلخیص نهایه ابن الاثیر» نامیده است و کتاب نهایة ابن اثیر مکرر چاپ شده و در دسترس عموم قرار گرفته است. 
--------------------------------------------------------
1) الرسالة المستطرفه، کتانی، ص 115 و توضیح الافکار، صنعانی، ج 2، ص 412 به نقل صبحی، ص 111. 
2) الحدیث و المحدثون، محمد ابوزهو، ص 474. 
3) علوم الحدیث و مصطلحه، صبحی صالح، ص 111 و کشف الظنون، ج 2، ص 1217 «الفایق». 
4) همان. 
5) همان. 
6) همان. 
7) کشف الظنون، ج 2، ص 1989 درباره کتاب‌های متنوع مختلف الحدیث به «الرسالة المستطرفه، کتانی، ص 115 و تدریب الراوی، سیوطی، ج 2، ص 166و 167» مراجعت شود. یکی دیگر از شعبه‌های علم الحدیث درایتی، علم رجال الحدیث است و آن علمی است که از روایت‌کنندگان بحث می‌کند از جهت روایت‌ آنها(1)  و رد و قبول آن روایت‌ها، بر خلاف «علم تراجم» که در آن شخصیت‌ها نه فقط از حیث روایتشان، بلکه از جنبه‌های مختلف و گوناگون مانند محل تولد و وفات و نژاد و موطن و آثار و غیره از آنان بحث می‌شود، خلاصه علم رجال الحدیث از تحقق شرایط راوی یعنی (اسلام و عدالت و عقل و حافظه) در یکایک راویان حدیث بحث می‌کند. 
رجال در ترکیب «علم رجال» به دو بخش تقسیم می‌شود، اول طبقه اصحاب جمع صاحب و صحابی کسی است که در حالی که مسلمان بوده به خدمت پیامبر(ص) رسیده و به محضر او شرفیاب شده باشد، خواه مصاحبتش طولانی یا کوتاه و در خدمت پیامبر(ص) به جهاد رفته باشد یا به جهاد نرفته باشد و اصحاب عموماً عادل به شمار می‌آیند و مانند طبقات دیگر پذیرای جرح و تعدیل نیستند و در شرح احوال طبقه اصحاب کتاب‌های مهم و مفصلی نوشته شده است که از مهمترین آنها : 
1- «استیعاب، فی معرفه(2)  الاصحاب» تألیف عبدالبر اندلسی (م ـ 462). 
2- «اُسد الغابه فی معرفه الصحابه» تألیف عزالدین معروف به ابن اثیر (م ـ 630) این کتاب بسیار مفصل و مشتمل بر چند کتابی است که در این مورد نوشته شده‌اند و از جمله مشتمل بر استیعاب است و هر چند بسیار مهذب و تحقیقی است، اما به اعتقاد برخی از اهل تحقیق در چندین مورد، غیر صحابی‌ها را صحابی شمرده است و ذهبی در کتاب مختصری به نام