 را اختصار کرده و آن را «تحذیر الخواص من اکاذیب القصاص» نامیده و در مصر اخیراً به چاپ رسیده است. 
6- اللألی المصنوعه(14)  فی الاحادیث الموضوعه» تألیف جلال‌الدین سیوطی (م ـ 911) این کتاب اختصار کتاب موضوعات ابن جوزی که انتقادات وارد بر اصل را در برندارد. 
سیوطی در این کتاب سند روایات را حذف نموده و به جای آن نظرات کارشناسان حدیث از جمله ابن جوزی و عسقلانی را نسبت به روایات انتخابی ضمیمه کرده است، در جوامع اسلامی غالباً از این کتاب استقبال به عمل آمده(15)  و مکرر چاپ شده است. 
7- «تنزیه الشریعه(16)  المرفوعه عن الاخبار الشنیعه الموضوعه» تألیف ابوالحسن علی‌بن محمد کتانی (م ـ 963)این را می‌توان مستدرکی بر کتاب (اللألی المصنوعه) سیوطی به شمار آورد و در باب موضوعات جامع‌ترین کتاب‌ها(17)  است. 
8- «تذکره الموضوعات» تألیف جمال‌الدین فتنی ملقب به ملک المحدثین (م ـ 986). 
9- «الفواید المجموعه(18)  فی الاحادیث الموضوعه» تألیف محمدبن(19)  علی شوکانی (م ـ 1250) به اعتقاد برخی از کارشناسان حدیث، شوکانی در این کتاب به تقلید از ابن جوزی، بسیاری از احادیث صحیح و حسن را در شمار احادیث موضوعه ذکر کرده، و سید عبدالحی با تألیف کتاب «ظفر الامانی» به نقد کار شوکانی مبادرت نموده است (اصول الحدیث، علومه و مصطلحه، محمد عجاج، ص 438). 
10- «تحذیر المسلمین من الاحادیث الموضوعه علی سید المرسلین» تألیف محمد بشیر ظافرایی عبدالله مالکی ازهری. 
11- کتاب‌های «الموضوعات الکبری» و «الموضوعات الصغری» یا «المصنوع» تألیف ملاعلی قاری. 
----------------------------------------------------
1) هدیة العارفین، اسماعیل باشا، ج 6، ص 62. 
2) کشف الظنون، ج 2، ص 1917 و ابن حجر، میزان الاعتدال مختصر نموده، لسان المیزان نامیده است. 
3) تذکرة الحفاظ، ذهبی، ص 1442. 
4) تذکرة الحفاظ، ذهبی، ج 4، ص 1308. 
5) همان. 
6) کشف الظنون، ج 2، ص 1906. 
7) همان. 
8) تدریب الراوی، سیوطی، ج 1، ص 236. 
9) همان. 
10) کشف الظنون، کاتب چلبی، ج 2، ص 1263 و 1265. 
11) همان. 
12) همان. 
13) کشف الظنون، حاج خلیفه، ج 1، ص 218 و 355. 
14) کشف الظنون، ج 2، ص 1534. 
15) همان. 
16) کشف الظنون، کاتب چلبی، ج 1، ص 494. 
17) همان. 
18) هدیة العارفین، اسماعیل باشا، ج 6، ص 265 و 266، شوکان یکی از روستاهای قبایل حولان در فاصله یک روز راه از شهر صنعا است، او دارای بیش از نود و شش تألیف بوده که ارشاد الفحول و نیل الاوطار از مشهورترین آنهاست. 
19) همان. <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:60.txt">سرفصل</a><a class="text" href="w:text:61.txt">1- علم علل الحدیث</a><a class="text" href="w:text:62.txt">2- علم مختلف الحدیث</a><a class="text" href="w:text:63.txt">3- علم ناسخ و منسوخ</a><a class="text" href="w:text:64.txt">4- علم غریب الحدیث</a><a class="text" href="w:text:65.txt">5- علم رجال الحدیث</a><a class="text" href="w:text:66.txt">6- علم جرح و تعدیل</a></body></html>پیامبر(ص) در سال‌های اوایل وحی به علت احتیاط و جلوگیری از آمیختن قرآن و حدیث، و پیدا شدن کتابی در برابر «کتاب الله» ـ به طور کلی نوشتن احادیث را ـ چه به طور صحیفه و جزوة شخصی و چه به صورت کتاب و برای عموم ـ ممنوع اعلام کرد و فرمود: «لاتکتبو عنّی و من کتب عنّی غیر القرآن فلیمحه، و حدّثوا عنّی و لاحرج»(1)  یعنی: از زبان من چیزی ننویسید، و هر کس غیر از قرآن چیز دیگری را از زبان من نوشته آن را پاک کند و از زبان من حدیث را روایت کنید که هیچ مانعی ندارد. 
و ابوسعید خدری صحابی نیز می‌گوید: «استأذنت النّبیّ ان اکتب احدیث فابی یأذن لی»(2)  یعنی: از پیامبر(ص) اجازه خواستم که حدیث را بنویسم و پیامبر(ص) این اجازه را به من نداد. و همچنین ابوهریرة صحابی می‌گوید: «خرج الینا رسول‌الله(ص) و نحن نکتب الاحادیث فقال ما هذا الّذی  تکتبون؟ قلنا احادیث سمعناها منک. قال أکتاباً غیر کتاب الله تریدون؟ ما اضلّ الامم من قبلکم الاّ ما اکتتبوا من الکتب مع کتاب الله»(3) . یعنی: پیامبر(ص) فرمود این چیست که می‌نویسید؟ عرض کردیم حدیث‌هایی هستند که از تو شنیده‌ایم. فرمود: مگر کتابی غیر از کتاب خدا را می‌خواهید؟ هیچ چیزی ملت‌های قبل از شما را گمراه نکرد جز اینکه، کتاب‌هایی را با کتاب خدا نوشته‌اند. 
از این حدیث ـ که راوی آن ابوهریره است ـ به خوبی استنباط می‌گردد، که کتاب‌ احادیث در آن زمان تنها به صورت کتاب و برای استفادة عموم ممنوع گشته است، زیرا تنها در این صورت است که کتابی غیر از کتاب خدا در دسترس مردم خواهد بود، اما نوشتن آنها به صورت جزوه و صحیفه برای استفادة شخصی و کمک به حافظه‌های ضعیف نه تنها پیامبر(ص) آن را ممنوع نکرده بلکه طبق احادیث زیر آن را جایز اعلان فرموده است: 
------------------------------------------
1) صحیح مسلم، 8/229 و علوم الحدیث ابن الصلاح شهرزوری، ص 170 و تقیید العلم، خطیب بغدادی، ص 29 تا 32 به نقل علوم القرآن، صبحی صالح، ص 8. 
2) تدوین السنه الشریفه، ص 297، به نقل از تقیید العلم، خطیب بغدادی، به نقل از تاریخ حدیث، ص 52. 
3) همان. همان‌گونه که در صفحات پیشین بیان کردیم نوع اول از مرحلة ششم سیر تکاملی ضبط و ثبت احادیث را به وسیلة تألیف کتب مستقل و غیر مستقل نشان می‌داد، و نوع دوم از مرحلة ششم سیر تکاملی که جداسازی احادیث صحیح را از روایات غیر صحیح به وسیله تدوین «علوم الحدیث» یادآور می‌گردد اینکه به شرح زیر بیان می‌گردد: 
علوم‌ الحدیث، آگاهی و معرفت‌هایی است که در پرتو آنها، وضعیت احادیث از حیث صحت و ضعف متن و سند آنها و در نتیجه رد و قبول آن احادیث بررسی می‌گردد، و از دورة تابعین به بعد همواره علوم الحدیث به شکلی مورد استفاده قرار گرفته است، به عنوان مثال در دورة تابعین محدثین تصمیم گرفتند که بدون اطمینان از صحت اسناد روایت‌ها، هیچ حدیثی را از کسی نپذیرند(1) ، و در دورة تابع تابعین نیز «فقه الحدیث» به معنای توجه به متن حدیث و پی بردن به مقاصد آن عمیقاً مورد توجه قرار گرفت، و سپس به موازات تعلیم و تعلم «علم الحدیث روایتی» که عبارت بود از روایت قول(2)  و فعل و تأییدات و صفات پیامبر(ص) «علم الحدیث درایتی» نیز که عبارت بود از اصول و قواعدی، که چگونگی راوی و مروی (و متن و سند)(3)  را از حیث رد و قبول نشان می‌داد متداول و تدریجاً به درجه‌ای از تکمیل رسید که حاکم نیشابوری (م ـ 405) در کتابش «معرفه علوم الحدیث» از پنجاه و دوم علم از این علوم نام برده است و این علوم را «اصول الحدیث»(4)  نیز گفته‌اند. 
در همین «علوم الحدیث یا علم الحدیث درایتی یا اصول الحدیث» اصطلاحات بسیاری وضع و متداول گردیده که به «مصطلحات الحدیث» معروف گشته‌اند مانند: «صحیح، حسن، ضعیف، مسند، متصل، مرفوع، موقوف، مقطوع، مرسل، منقطع، معضل، مدلّس، شاذ، منکر، افراد، معلّل، مضطرب، مدرج، موضوع، مقلوب، عالی، نازل، مشهور، عزیز، غریز، مؤتلف و مختلف، متفق و مفترق و مسلسل و ده‌ها اصطلاح دیگر» و در کتاب‌های علم الحدیث درایتی به تفصیل از آنها بحث گردیده است و تحقیقات نشان داده که نخستین شخصیتی که برای اولین بار اصطلاحات حدیث را مانند (خبر واحد، حجیت خبر واحد، عدالت راوی، عدم اعتب