 نزد شيعه.</a><a class="text" href="w:text:53.txt">-50 امام علي و ساير ائمه، ‌سوار بر ابر پرواز مي كردند.</a><a class="text" href="w:text:54.txt">-51 رعد و برق با اراده و خواست امام علي است.</a><a class="text" href="w:text:55.txt">-52 يادآوري نام ائمه به مرده هنگام دفن!</a></body></html>شيخ طوسي و شيخ نعماني از امام رضا نقل مي كنند كه فرمود: از نشانه هاي ظهور امام مهدي اين است كه آن حضرت زير نور خورشيد و در حالت برهنگي ظهور مي كند. (1)
--------------------------------------
1-  - حق اليقين تاليف مجلسي ص347.جهت حل مسأله تقسيم ارث، به بهانه اينكه ثابت شود آلت تناسلي فرد خنثي(1)  بيشتر نزديك به مردانگي يا زنانگي است،‌ فتوي به جواز ديدن شرمگاه وي را داده وگفته اند: عورت او را در آينه نگاه كنند،‌آنچه در آينه مي بينند سايه و تصوير شرمگاه است نه خود آن. (2)
--------------------------------------
1-  - خنثي كيست كه هر دو آلت مردانگي و زنانگي را دارا است. (مترجم).
2-  - اصول كافي ج7 ص158؛‌وسائل الشيعه ج26 ص290؛ بحار الأنوار ج60 ص388.در بين كليني و محقق كتابش بر سر روايت اين خرافه اختلاف هست) كليني مي گويد: پيامبر نهي فرمود و محقق مي گويد: امير المؤمنين از خورن گوشت حيوان نر به هنگام جفت گيري نهي فرمود(1)  پس يكي از شرايط ذبح حيوان نر اين است كه مشغول جفت گيري نباشد.
------------------------------------
1-  - اصول كافي ج6 ص261.ابن بابويه قمي از ابوعبدالله نقل مي كند كه فرمود: چهار چيز از چهار چيز سير نمي شود: از جمله زمين از باران،‌ چشم از نظر و ماده از نر. (1)
-------------------------------------------
1-  - كتاب الخصال ج1 ص221.ابن بابويه از ابي عبدالله روايت مي كند كه ايشان مردي را ديدند كه كفشهاي سياه پوشيده بود، امام به ايشان فرمودند: چرا كفش سياه پوشيده اي؟ مگر نمي داني كفش سياه سه خصلت بد دارد؟ گفتم فدايت شوم آن خصلتهاي بد چيستند؟ فرمود: چشم را ضعيف كرده، آلت تناسلي مرد را سست گردانده و باعث غم و غصه مي گردد،‌ علاوه بر اينها كفش سياه پوشش ستمگران است،‌ كفش زرد رنگ بپوش كه سه خصلت خوب را دارد گفتم آن سه خصلت كدامند؟ فرمود: چشم را قوت بخشيده،‌آلت تناسلي مرد را سفت كرده و غم و غصه را از بين مي برد. (1)
------------------------------------
1-  - كتاب الخصال تاليف ابن بابويه قمي باب الثلاثة ج1 ص99.جزائري از برسي روايت مي كند كه جبرئيل امين به نزد پيامبر آمده فرمود: اي پيامبر خدا وقتي امام علي شمشيرش را بلند كرد تا مرحب(1)  را بكشد، ‌خداوند تبارك و تعالي به اسرافيل و ميكائيل دستور داد تا بازوي علي را محكم گرفته تا نتواند با تمام قدرت ضربه بزند با وجود اين نيز مرحب را همراه با كلاه و زره آهنينش از وسط نصف كرد همچنين اسب مرحب نيز دو نيم شد و شمشير علي تمام طبقات و لايه هاي زمين را پاره كرد،‌ خداوند به من امر فرمود: كه اي جبرئيل فوراً‌ به زير زمين برو و جلو شمشير را بگير تا به گاو نگهدارنده زمين نرسد،‌ در غير اين صورت كره زمين زير و رو مي شود من نيز فوراً ‌به زير زمين رفته و شمشير را گرفتم وزن اين شمشير بر روي بالم سنگين تر از وزن هفت شهر محل سكونت قوم لوط بود. (2)
شمشير را از طبقه هفتم زمين كندم و آن را بر روي پري از بالم گذاشته و به نزديك آسمان بردم و تا صبح منتظر ماندم تا كه خداوند امر فرمود آن را بر زمين بگذارم، تا حال هيچ چيزي را به سنگيني شمشير علي احساس نكرده ام و در همين روز وقتي قلعه خيبر فتح شد و زنان سپاه يهود اسير شدند،‌ در ميان زنان، صفيه دختر پادشاه نيز بود،‌وقتي به نزد پيامبر آمد در صورتش اثر زخم و شكستگي داشت،‌ پيامبر علتش را پرسيد،‌صفيه گفت: وقتي علي جهت فتح قلعه خيبر آمد و نتوانست فتح كند، ‌به سوي يكي از برجهاي قلعه رفت و آن را تكان داد،‌ تمام قلعه لرزيد و هر آنچه بر بلنديها بود افتاد، من روي تخت خود نشسته بودم كه تخت زير و رو شد و گوشه ايي از آن به صورتم اصابت كرد، پيامبر فرمود: اي صفيه وقتي علي عصباني شد و قلعه را تكان داد خداوند به خاطر عصبانيت علي عصباني شد تمام آسمانها لرزيدند و ملائك از ترس به سجده افتادند و براي او كافي است يك قدرت و غيرت خداوندي و اما دروازه قلعه خيبر، ‌هر شب چهل مرد آن را مي بستند (و صبح باز مي كردند) وقتي علي به در قلعه رسيد، ‌از شدت ضربات، سپرش از دستش پريد،‌ پس دروازه قلعه را از جا كند و به جاي سپر از آن استفاده كرد و جنگيد و اين دروازه در دستش بود تا خداوند قلعه را بدست وي فتح كرد. (3)
--------------------------------------
1-    - مرحب فرمانده يهوديان در جنگ خيبر بود كه بدست امام علي كشته شد. (مترجم).
2-  - مناطق محل سكونت قوم لوط بدستور خداوند به وسيله ملائك به آسمان برده شده و زير و رو شدند. (مترجم).
3-  - انوار النعمانية تاليف نعمت الله جزائري.از ابي عبدالله نقل است كه فرمود: كسي كه عطسه كرد، سپس دستش را بر استخوان بيني اش گذاشته و بگويد: سپاس خدايي را كه پروردگار جهانيان است بيشترين شكر و سپاس براي خدا چرا كه او اهل و سزاوار آن است و درود و سلام خدا بر محمد، پيامبر درس نخوانده وي و به خاندانش، ‌در اين حال از سوراخ چپ بيني وي پرنده ايي كوچكتر از ملخ و بزرگتر از مگس بيرون مي آيد و پرواز مي كند تا به زير عرش خدا رسيده و تا روز قيامت براي وي طلب مغفرت مي كند. (1)
-----------------------------------------
1-  - اصول كافي ج2 ص481.از ابي عبدالله روايت است كه فرمود: كسي كه به هنگام خواب آية الكرسي را سه بار و شَهدَ اللهُ اَنَّهُ لا اله الّا هُوَ در سوره آل عمران و آيه مسخر ساختن و آيه سجده را بخواند،‌ خداوند دو شيطان را براي پرستاري و محافظت وي از شياطين عاصي و نافرمان را مأمور مي سازد. (1)
--------------------------------------
1-  - اصول كافي ج2 ص392.امير المؤمنين علي مي فرمايد: اولين چهار پايي كه فوت كرد، عفير الاغ پيامبر بود، ‌لحظه ايي كه پيامبر از دنيا رحلت نمود، آن الاغ افسارش را پاره كرد و دويد تا به لب چاه بني خطمه در منطقه قباء رسيد و خودش را در آن چاه پرت كرد و چاه به قبرش تبديل شد. امير المؤمنين فرمود: آن الاغ با پيامبر حرف مي زد و مي گفت: همراه با پدر و مادرم به فدايت گردم پدرم از پدرش او هم از پدر بزرگش و او هم از پدر خود برايم نقل كرد كه همراه با پيامبر خدا نوح در كشتي بوده كه حضرت نوح برخاسته و دستش را بر پشت وي كشيده و فرموده: از نسل اين الاغ، الاغي بدنيا مي آيد كه سرور و خاتم پيامبران بر وي سوار مي شود، عفير مي گفت: سپاس خدايي را كه مرا چنين الاغي قرار داد .(1)
-----------------------------------
1-  - اصول كافي ج1 ص184 كتاب الحجة.زين الدين بياضي در كتاب صراط مستقيمش مي گويد: وقتي امام علي از جنگ صفين بر مي گشت، با رود حرف زد،‌ رود فرات جوشيد و موج زد، شهادتين را بر زبان آورد و به خلافت علي شهادت داد و مردم همه، صدايش را شنيدند و همچنين امام جعفر صادق از پدرانش نقل مي كند كه علي با يك چوب دستي بر رود فرات كوبيد فرات جوشيد و خروشان شد و تمام ماهيهاي داخل رود بر امام سلام كرده و همگي اقرار كردند كه علي حجت خدا است. (1)
------------------------------------
1-  - صراط مستقيم تاليف زين الدين چاپخانه حيدريه انتشارات مكتبة ا