ه كتاب الله و سنت رسول الله چيست؟ لذا ادعاي آقاي تيجاني و هم كيشانش داير بر اينكه آنان اهل حق هستند زيرا كه از اهل بيت تبعيت مي كند، يك ادعاي پوچ و تو خالي است و يك ادعاي سر در گم است. هر فرقه و گروهي كه قصد از بين بردن دين را دارد، چاره ندارد جز اينكه متمسك به اهل بيت شود و اين تمسك برايش كافي است و او را از حمله حاميان دين واقعي بيمه مي كند و چنين شخص يا گروهي در برابر اعمال خود، خود را پاسخگو نمي داند. همان طور كه شيوه و منش اين فرقه ضاله است. اهل بيت را سپري براي خود قرار داده است تا به مقاصد شومش برسد و اهل بيت در واقع از آنان بيزارند. و تنها راه نجات، همانا پيروي از كتاب الله و سنت رسول الله صلي الله عليه وسلم  است مشروط بر اينكه در جستجوي سنت از عارفان و آگاهان امور سنت كه همان عالمان از اصحاب و اهل بيت رسول الله صلي الله عليه وسلم  هستند، استفاده شود ـ اين است در واقع معني و مفهوم صحيح اعتصام به كتاب الله و سنت رسول الله صلي الله عليه وسلم . 
3- آقاي تيجاني مدعي است كه شيعه در تمام امور به ائمه دوازده گانه اهل بيت مراجعت مي كنند و اهل سنت كساني هستند كه در تمام امور به اصحاب رجوع مي كنند. چه در تفسير قرآن يا در اثبات سنت. 
از جوينده حق مي پرسم آيا از ميان دو روش، كدام يك بهتر و اقرب الي الحق است؟ در تفسير قرآن و سنت مراجعه به اصحاب و ياراني كه با رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  زندگي كرده اند، از نزديك شاهد نزول قرآن بوده اند، علم تاويل و تفسير را مشافهه از رسول الله صلي الله عليه وسلم  آموخته اند و در تشخيص سنت از ديگران واردتر بوده و مهارت بيشتري داشته اند، بهتر است يا اينكه به كساني مانند: علي بن حسين بن علي و امام جعفر صادق كه شيعيان اماميه در فروع مذهب از آنان پيروي مي كنند، مراجعه شود. آيا كسي كه زندگي اش را با رسول الله صلي الله عليه وسلم  گذرانده است و از نزديك شاهد اعمال و رفتار رسول الله صلي الله عليه وسلم  بوده است، برابر است با كسي كه حتي يك صحابي را نيز نديده است؟! آيا امام دهم، علي بن محمد الهادي در تفسير قرآن و فهم سنت از ابوبكر و عمررضی الله عنهم داناتر است؟؟؟! آيا اجتعاد امام هفتم، امام موسي كاظم، اولي تر و بهتر است از اجتهاد عبدالله بن مسعود بن عباس، همان ابن عباس كه رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  براي تفقه و بينش ديني او ادعاي كرده است؟! اكنون اين سوال براي من مطرح است: اگر دوازده امام در فهم كتاب و سنت از صحابه عالمتر هستند و در باب اجتهاد از صحابه مقدم هستند. پس صحابه در طول مدت زندگي با رسول الله صلي الله عليه وسلم  و صحبت با وي چه مي كرده اند؟ چنين بر مي آيد كه آنان بجز خرابكاري و تخريب، از رسول الله صلي الله عليه وسلم  چيز ديگري را نياموخته اند، لذا قرآن را طبق آراي خود تفسير كردند و احاديث موضوعه را وضع كرده عليه رسول الله صلي الله عليه وسلم  دروغ پردازي كردند و همه اين دروغ ها را به پيامبر صلي الله عليه وسلم  نسبت داده اند و در برابر نصوص صريح قرآن و سنت اجتهاد كردند!! شما را به خدا سوگند، چه نقص، عيب و طعني بدتر از اين را مي توان به رسول الله صلي الله عليه وسلم  نسبت داد؟! حال آنكه رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  آنان را به عنوان اصحاب و يارانش پسنديده بود و از صحبت و مجالست آنان اظهار خشنودي كرده بود حتي فرموده بود: ((الرجل علي دين خليله فلينظر احدكم من يخالل)) هر كس از دين و ديانت دوست و همراهش پيروي مي كند. مواظب باشيد در اختيار دوست و خليل دقت لازم را رعايت كنيد.[834] آقاي تيجاني خواهد گفت: ((رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  ناچار از شر صحابه مجبور بود كه آنان را با خود همراه كند و در محفل و مجلس خود آنان را راه دهد. مي گويم: آري، آيا بنابر همين دليل رسول الله صلي الله عليه وسلم  آنان را به عنوان سپاه و لشكر خود بر گزيده بود و بوسيله آنان با كفار مي جنگيد، آنان را رهبر و فرمانده فتوحات قرار داد، و آنان را به عنوان معلم دين و عقيده در كشورهايي كه بوسيله صحابه فتح مي شدند، اعزام كرد، و بنابر فرمان خداوند:) وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ) مجبور شد تا آنان را شريك مشورت كند!؟ و از بيعت آنان تا سر حد جان، رضايت خود را اعلام دارد، كه در نتيجه خداوند نيز رضايت خود را از آنان اعلام فرمود. و رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  عثمان را به عنوان نماينده خود براي گفتگو به مكه فرستاد . . .الخ آيا همه اين اقدامات و همه ارزشهايي كه رسول الله صلي الله عليه وسلم  براي صحابه قايل بود، بخاطر ترس و دفع شر آنان بود؟؟! خواننده محترم، مشاهده كردي كه آقاي تيجاني و شيعيانش چگونه دين عظيم و رسول امين را از لحاظ دين و عقيده مطعون مي كنند.! مي گويم: 
از بقيه سفسطه هاي تيجاني اعراض نموده و بدان توجه نمي كنم. زيرا آنچه كه گفته شده به لطف حضرت حق كافي است. بعد آقاي تيجاني از حديث سفينه استدلال كرده مي گويد: ((رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  فرمود: مثال اهل بيت من در ميان شما، مانند كشتي نوح است در قوم او. هر كس از قوم نوح كه سوار كشتي نوح شد نجات حاصل كرد و هر كس كه از سوار شدن باز ماند غرق شد. و فرمود: مثال اهل بيت من در ميان شما، مانند دروازه ((حطه)) است در بني اسراييل، هر كس از آن داخل شد، مورد مغفرت قرار گرفت.[835]
مي گويم: در سند اين حديث مجموعه اي از ضعفاء و متروكين وجود دارد. حسن بن ابي جعفر متروك و علي بن زيد ضعيف است. در سلسله سندي كه طبراني آن را نقل كرده است، عبدالله بن داهر وجود دارد. و او متروك الحديث است.[836] علامه آلباني درباره اين حديث مي گويد: ((اسناده واه)) يعني سندش سست و بي بنياد است (مشكاه المصابيح للتبريزي شماره حديث 6183) و محقق ((فضايل صحابه)) قول الباني را تاييد كرده است. زيرا در سند آن مفضل بن صالح النحاس الاسدي وجود دارد و محققين او را ضعيف قرار داده اند. ذهبي درباره او مي گويد: ((مفضل واه)) يعني مفضل سست و بي پايه است.[837] آقاي تيجاني حديث دوم (مثل اهل بيتي كمثل سفينه نوح. . . الخ) را به مجمع الزوائد آقاي هيثمي نسبت مي دهد. ولي وقتي به كتاب ((مجمع الزوائد)) مراجعه شود و مي بينم در آن چنين آمده است: ((از ابوذررضی الله عنهم روايت است كه رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  فرمود: مثال اهل بيت من، مانند سفينه نوح است. هر كس سوار آن شد، نجات پيدا كرد و هر كس باز ماند، غرق شد و من قاتلنا آخر الزمان كمن قاتل الدجال. در ادامه حديث آمده است كه در اسناد بزار، حسن بن ابي جعفر الجعفري و در اسناد طبراني بن داهر وجود دارد و هر دو متروك الحديث هستند. از عبدالله بن زبيررضی الله عنهم روايت است كه رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  فرمود: ((مثال اهل بيت من مانند كشتي نوح است. هر كس سوار آن شد سالم ماند و جان سالن به در برد و هر كس آن را ترك كرد غرق شد. بزار آن را روايت كرده و در سند آن ابن لهيعه وجود دارد و او ((لين است)) يعني ضعيف است و در صحت و سقم حديث دقت لازم را رعايت نمي كند. و ابوسعيد خدري مي گويد: از رسول اكرم صلي الله عل