 بنظر مي رسيد كه مردم قبل از آن روز، اين آيه را اصلاً نشنيده بودند. امام بخاري روايتي از حضرت عايشه رضي الله عنه   نقل كرده مي فرمايد: ((خداوند نخست به وسيله خطبه حضرت عمر رضي الله عنه   و سپس به وسيله خطبه حضرت ابوبكر رضي الله عنه   به اسلام و مسلمين ياري كرد و نفع رساند. اين يكي از آن مورد بود كه شكر حضرت ابوبكر رضي الله عنه   يعني شاكر بودن او و شاكر بودن ساير صحابه رضي الله عنه   روشن و مبرهن گرديد.[95]  
4- آري، با توجه به مطالب بند (1،2،3) بخوبي روشن است كه اين گفته آقاي تيجاني كه ((اين آيه دليل صريح و روشني است مبني بر مرتد شدن صحابه بعد از وفات رسول اكرم صلي الله عليه وسلم )) مدلول و مفهومي جز دال بر جهالت او نسبت به اصول تفسير و اقوال مفسرين ندارد. و گر نه حداقل يك تفسير يا يك مفسر را براي ما معرفي كند كه اين آيه را همان گونه كه او (تيجاني) تفسير كرده است، تفسير كند. اگر آيه مذكور مطابق با عقليت او (تيجاني) تفسير شود، قطعاً معني و مفهومش چنين مي شود كه خداوند سبحان اصحاب پيامبرش را بشارت مي دهد كه آنان در آينده نزديك از دين بر خواهند گشت!!؟ و بدين ترتيب آقاي تيجاني نسبت به پديد آمدن ارتداد اغلب اصحاب پيامبر صلي الله عليه وسلم  قبل از وفات پيامبر صلي الله عليه وسلم  اذعان دارد. او تنها بر اين اذعان قناعت نمي كند بلكه تاكيد دارد كه صحابه بعد از وفات رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  مستقيماً از دين بر خواهند گشت. و من اين ((هراء)) سخنان بي سر و ته را از كساني مانند او بعيد نمي دانم. زيرا كتب تفسير نزد روافض مملو از داستانهايي هستند كه در آنها حماقت و سبكي به حدي وجود دارد كه بجاي تفسير بهتر است آنها را از جمله كتب فكاهي و خنده آور براي اطفال تلقي نمود. هم چنين وقتي آقاي تيجاني اذعان دارد كه اغلب اصحاب رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  بعد از وفات او از دين بر خواهند گشت، بر وي واجب است كه روشن كند: كدام صحابه رضي الله عنه   بعد از پيامبر صلي الله عليه وسلم  از دين برگشته اند و چه كساني از صحابه ثابت قدم مانده اند؟ و در غير اين صورت معامله براي امت مشتبه خواهد بود و صحابه پيامبر صلي الله عليه وسلم  از منقلب و مرتد تشخيص داده نخواهند شد. بويژه بعد از اينكه شيعه صحابه رضي الله عنه   را به سه دسته تقسيم مي كند يك دسته آناني كه مورد رضايت همه هستند و دسته ديگر آناني كه مسلمانان درباره آنان اختلاف نظر دارند! اين امر هرگز باور كردني نيست كه قرآن اين قضيه بسيار مهم را مبهم گذاشته باشد تا انسانهاي بي خرد و نادان آن را ملعبه ساخته و اصحاب رسول الله صلي الله عليه وسلم  را روي ورق شطرنج بگذارند. هر كدام را كه خواسته باشند حذف كنند و هر كدام را كه خواسته باشند اثبات و ابقاء كنند. گمان نمي كنم كه آقاي تيجاني بتواند بگويد كه صحابه اي كه ثابت قدم ماندند و بعد از رسول الله صلي الله عليه وسلم  مرتد و منقلب نشدند، همان سه يا هفت نفري هستند كه شيعه به صحابيت آنان اعتراف دارند و از آنان خشنود هستند. زيرا اين ديدگاه متعارض و متضادم است با نصوصي كه مبين اين حقيقت هستند كه حضرت ابوبكر رضي الله عنه   و حضرت عمر رضي الله عنه   بعد از وفات رسول الله صلي الله عليه وسلم  منقلب نشدند و ثابت قدم ماندند. همان طور كه در صفحات گذشته اين مطلب را درباره تمام صحابه رضي الله عنه   به اثبات رساندم.
5- براي مفسر لازم و ضروري است. آيه اي را كه تفسير مي كند با آيه هاي قبل و بعدش پيوند بدهد. زيرا تفسير كامل، صحيح و روشن موقوف بر ارتباط جهت دار با سياق، و سباق است. آيه اي كه جناب تيجاني از آن استدلال مي كند مربوط به غزوه احد و اشتباهاتي است كه در آن غزوه به وقوع پيوست. مضمون كلي سوره پيرامون عتاب و سرزنش الله نسبت به مومنان است بخاطر كوتاهي هايي كه در آن غزوه رخ داده بود. و خداوند مي خواهد اين نكته را به مومنان گوشزد كند كه آنان فقط بخاطر ايمان بدون جهاد و تحمل زحمت و فداكاري به بهشت راه مي يابند. خداوند مي فرمايد: )أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِينَ جَاهَدُوا مِنْكُمْ وَيَعْلَمَ الصَّابِرِينَ) (142) آيا گمان كرديد كه وارد بهشت مي شويد بدون اينكه خداوند، صابرين و مجاهدين از ميان شما را مشخص كند.(وَلَقَدْ كُنْتُمْ تَمَنَّوْنَ الْمَوْتَ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَلْقَوْهُ فَقَدْ رَأَيْتُمُوهُ وَأَنْتُمْ تَنْظُرُونَ) (آل عمران:143). شما از دير زمان قبل از اينكه با مرگ مواجه شويد، آرزوي آن را داشتيد. اكنون شما موت و مرگ را ديديد. و به سوي آن نگاه كرديد. بعد از اين دو آيه، اين نكته را متذكر شده است (وَمَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ) تداوم عتاب و سرزنش است در برابر آنچه كه در اين غزوه از آنان صورت گرفته بود. بعد در ضمن آيه هايي كه بعد از اين سه آيه هستند خداوند به مومنين متذكر شده است كه بسياري از پيامبران كساني بودند كه ياران صالح آنان عليه دشمنان قتال كردند اما هيچ گونه، ضعف سستي و ذلت از خود نشان ندادند بگونه اي كه بعضي از شماها نشان داديد. و در آيه ي بعدي خداوند ايمان  را براي اصحاب پيامبرش تثبيت نموده و آنان را از اطاعت كفار بر حذر داشته است. خداوند در اين باره مي فرمايد: )يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تُطِيعُوا الَّذِينَ كَفَرُوا يَرُدُّوكُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ فَتَنْقَلِبُوا خَاسِرِينَ) (آل عمران:149) اي اهل ايمان، اگر از كفار اطاعت كرديد، آنان شما را به حالت قبلي بر گردانده و شما جزو زيان كاران خواهيد بود بعد از مورد عتاب قرار دادن، خداوند اين نكته را يادآور شده است كه او آنان را كه روز قتال پشت داده فرار كرده اند، مورد عفو قرار داده است )إِنَّ الَّذِينَ تَوَلَّوْا مِنْكُمْ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ إِنَّمَا اسْتَزَلَّهُمُ الشَّيْطَانُ بِبَعْضِ مَا كَسَبُوا وَلَقَدْ عَفَا اللَّهُ عَنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ حَلِيمٌ) (آل عمران:155) آناني كه روز قتال دو لشكر، فرار كرده اند، همانا شيطان آنان را فريب داده است در بعضي امور. اما خداوند از آنان عفو و در گذر فرموده است. همانا خداوند بخشنده و بردبار است. بعد خداوند مي فرمايد: همانا مومنان فرمان رسول الله صلي الله عليه وسلم  را اجابت كردند بعد از اينكه آنان در غزوه ي احد بدليل ملحق شدن ابوسفيان در حمراء الأسد، متضرر شده بودند . . . (الَّذِينَ اسْتَجَابُوا لِلَّهِ وَالرَّسُولِ مِنْ بَعْدِ مَا أَصَابَهُمُ الْقَرْحُ لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا مِنْهُمْ وَاتَّقَوْا أَجْرٌ عَظِيمٌ) (آل عمران:172). 
آناني كه بعد از متضرر شدن حرف خدا و پيامبر صلي الله عليه وسلم  را گوش كردند، و نيكوكاران و پرهيزگاران آنان، بدون ترديد پاداش بزرگ دارند، متصف به صفات مذكوره و ستوه شدگان در آيه هاي مذكور همان صحابه رضي الله عنه   هستند. به فضل الله و نعمته. چگونه آقاي تيجاني مدعي است كه خداوند در قرآن درباره ي م