 كردند. در حالي كه اختلاف در محضر هيچ پيامبري مناسب نيست. از همديگر پرسيدند: رسول الله صلي الله عليه وسلم  را چه شده؟ آيا از شدت تب و ناراحتي سخنان بي ربط مي گويد؟ از وي جويا شويد ـ (حقيقت حال را) حاضرين به پاسخ منفي خود ادامه دادند. پيامبر صلي الله عليه وسلم  فرمود: مرا به حال خودم بگذاريد! آنچه را كه من درصدد هستم، بهتر است از آنچه كه شما مرا بسوي آن مي خوانيد ـ سپس به سه3 چيز حاضرين را وصيت فرمود: 
1- اينكه جزيره العرب را از لوث و جو مشركين پاك كنيد. 
2- وفد (دسته نظامي) را كه من مي خواستم اعزام كنم، آن را اعزام كنيد. ابن عباس مي گويد: درباره سومي رسول الله صلي الله عليه وسلم  چيزي نفرمود يا اينكه او فرمود ولي من آن را فراموش كرده ام. 
1- هرگاه جناب تيجاني (هدايت شده) مي خواهد احاديث رسول الله صلي الله عليه وسلم  را تفسير كند، آنها را وارونه تفسير مي كند. آري، اين نويسنده (عاقل) مدعي است كه قصد و منظور پيامبر صلي الله عليه وسلم  از نوشتن اين مكتوب اين بود كه ((يعصمهم من الضلاله)) يعني امت را از ضلالت مطلقه نجات دهد. مسلم است كه ضلالت، معاني متعددي دارد و رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  با اين سخنش ((لن يضلوا بعده)) ضلالت را در يك معناي خاص آن مي خواست منحصر و محدود كند. مثلاً اينكه درباره تعيين جانشين تصريح كند يا درباره مساله خاصي مي خواست اظهار نظر كند تا اختلاف از ميان امت در خصوص آن حكم مرتفع شود. و گر نه چگونه ممكن بود كه پيامبر صلي الله عليه وسلم  نوشتن چيزي را كه امت را از مطلق ضلالت (يعني ضلالت به مفهوم گسترده اش) نجات دهد، ترك نمايد؟! اين امر رسول الله صلي الله عليه وسلم  اگر موجب و مفهومي داشته تنها اين بود كه براي وجوب و لذا پيامبر صلي الله عليه وسلم  آن را ترك كرد. 
 
2- واجب است هر مومن اين باور و عقيده را داشته باشد كه رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  در حال صحت و در حال بيماري از دروغ، تغيير احكام، بيان نكردن آنچه كه مامور به بيان آن است، و از تبليغ نكردن آنچه كه مامور به ابلاغ آن است، معصوم است[51] آري، با توجه به مطلب فوق براي هر شخص روشن است كه پيامبر صلي الله عليه وسلم  چه در حال صحت يا در حالت بيماري اگر مامور به ابلاغ چيزي شود، صد در صد آن را ابلاغ مي كند. اگر پيامبر صلي الله عليه وسلم  مي خواست مطلب مهمي را كه نياز امت بود بنويسد، هرگز بدليل اختلاف يا هر دليلي ديگر آن را ترك نمي كرد زيرا خداوند به او دستور داده (بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ) همان گونه كه تبليغ و ابلاغ ساير مطالب و احكام شرعي را بخاطر مخالفت مخالفان و دشمني دشمنان ترك ننموده است. ترك پيامبر صلي الله عليه وسلم  دليل روشني است بر اين مطلب كه آنچه را كه مي خواست بنويسد، امر استحبابي بود نه مهم و واجب كه مورد نياز امت باشد. حال آنكه رسول الله صلي الله عليه وسلم  چهار روز بعد از اين جريان در قيد حيات بود اما مجدداً آنان را به نوشتن چنين چيزي حكم نكرد. و اين قول ابن عباس رضي الله عنه   ((وأوصاهم بثلاث)) كه در روايتي ديگر آمده و جناب تيجاني آن را پنهان كرده است به صراحت دلالت دارد، آنچه را كه پيامبر صلي الله عليه وسلم  مي خواست بنويسد، مطلب مهمي نبود. زيرا اگر از مطالبي كه تبليغ آن بر پيامبر صلي الله عليه وسلم  واجب است، مي بود، قطعاً پيامبر صلي الله عليه وسلم  بخاطر وجود اختلاف آن را ترك نمي كرد و همچنين خداوند يقيناً به مجازات مي رساند كساني را كه از تبليغ آن مانع شدند، علاوه بر اين اگر چنين مي بود، پيامبر صلي الله عليه وسلم  شفاهاً آن را ابلاغ مي كرد، همانطور كه اخراج مشركين را از جزيره العرب شفاهاً توصيه و تبليغ كرد.[52] 
3- اين گفته تيجاني كه: ((جريان قرطاس موجب خشم و ناراحتي رسول اركم صلي الله عليه وسلم  گرديد و رسول الله صلي الله عليه وسلم  ناچار شد آنان را از خانه بيرون كند، هيچ توجيهي ندارد)). 
در جواب بايد عرض كنم: ((هيچ گونه آثار خشم و ناراحتي نسبت به صحابه از چهره رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  ظاهر نبود و پيامبر صلي الله عليه وسلم  آنان را از خانه بيرون نكرد (آن طور كه تيجاني مي گويد) و اين مطلب در هيچ يك از هفت رواياتي كه امام بخاري در صحيح خود آنها را درج نموده است، ذكر نشده است. البته رسول الله صلي الله عليه وسلم  بخاطر شدت بيماري از حاضرين خواست تا اختلاف و سر و صدا نكنند و اين مطلب از حديثي كه در آن صحابه را به سه3 مساله توصيه فرمود، بطور كامل آشكار است. لذا هيچ دليلي وجود ندارد كه رسول الله صلي الله عليه وسلم  خشم كرده يا آنان را از خانه بيرون كرده باشد. بالفرض اگر رسول الله صلي الله عليه وسلم  خشم كرده باشد باز نقص و عيبي متوجه صحابه نمي شود زيرا آنان معصوم نيستند. و چنين چيزي در حق آنان متحمل است و رسول الله صلي الله عليه وسلم  خشم مي كند و خشنود مي كند بلكه خشم و غضب رسول الله صلي الله عليه وسلم  بر صحابه موجب خير و سعادت آنان است. امام بخاري در صحيح خود از حضرت ابوهريره روايت كرده است: ((فأيما مومن سببته فاجعل ذلك له قريه إليك يوم القيامه))[53] ترجمه: خدايا! هر مومني را كه من بر او خشم كردم اين خشم مرا موجب سعادت و تقريب او بسوي خودت به گردان. طبراني در ((المعجم الكبير)) و احمد در ((مسند)) بخشي از يك حديث پيامبر صلي الله عليه وسلم  را چنين نقل كرده اند: ((إيما رجل من أمتي سببته سبه أو لعنته لعنه في غضبي فإنما أنا من ولد آدم أغضب كما يغضبون وإنما بعثتني رحمه للعالمين فاجعلها عليهم صلاه يوم القيامه))[54] . 
ترجمه: هر كس از افراد امتم را كه بد بگويم يا او را در حال خشم، لعن و نفرين كنم، همانا من نيز از فرزندان آدم هستم، مانند آنان خشم مي كنم، اما خدايا تو مرا رحمت براي عالميان فرستاده اي. اي پروردگارا، خشم مرا بر امتم روز قيامت مايه رحمت به گردان ـ آري از اين تيجاني (هدايت شده) مي پرسم: اگر تو توجيه معقولي براي خشم رسول الله صلي الله عليه وسلم  بر اصحابش را نمي بيني، همانطور كه مدعي هستي، پس گوش كن آنچه را كه بخاري از خود حضرت علي رضي الله عنه   نقل كرده است: ((عن علي أن رسول الله صلي الله عليه وسلم  طرقه و فاطمه بنت النبي عليه السلام ليله فقال: ألا تصليان؟ فقلت: يا رسول الله أنفسنا بيد الله فإذا شاء أن يبعثنا بعثنا. فانصرف حين قلت ذالك ولم يرجع الي شيئاً ثم سمعته وهو مول يضرب فخذه وهو يقول:) وَكَانَ الْأِنْسَانُ أَكْثَرَ شَيْءٍ جَدَلاً)[55].
ترجمه: از حضرت علي رضي الله عنه   مروي است كه شبي رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  بدون اطلاع قبلي وارد منزل من و فاطمه زهراء شد، از ما سوال كرد، آيا نماز نمي خوانيد؟ من گفتم: ما در اختيار الله هستيم. هرگاه او بخواهد ما را از خواب بيدار كند، بيدار مي شويم. وقتي اين پاسخ را به رسول الله صلي الله عليه وسلم  گفتم. رسول الله صلي الله عليه وسلم  بدون اينكه جوابي داده باشد برگست. و هنگام رفتن، با دستش به رانش مي زد و مي گفت (إن الْأِنْسَانُ أَكْثَرَ شَيْءٍ جَدَلاً) همانا انسان بسيار جن