 را معذور قرار داده باشد، در مدينه نديدم. (يعني همگي مردان واجد شرايط همراه با رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  به جهاد رفته بودند) و بقيه علايم و ويژگيهاي بارز آنان عبارتند از: 
فساد في الارض، مورد استهزاء قرار دادن دين و بندگان الله، ترجيح دادن گمراهي در برابر هدايت، كري، كوري، لال بودن و سرگرداني سستي در عبادت، شك و ترديد درباره اينكه به مسلمانان به پيوندند يا با كفار، سوگند دروغين، نداشتن بينش دين، بزدلي، مومن نبودن به الله، روز قيامت و به ربوبيت پروردگار، ناراحت شدن موقعي كه مسلمانان اموال غنيمت يا فتح و پيروزي بدست مي آوردند. خوشحال شدن هنگامي كه مسلمان با ضرر جاني يا مالي مواجه مي شدند. منتظر بودن مصايب بر مسلمانان. عدم انفاق در راه الله، خوشحال شدن هنگام تخلف از حكم پيامبر صلي الله عليه وسلم ، كراهيت و نفرت از رفتن به جهاد. سوگند خوردن بنام الله تا اين سوگند را وسيله نجات خود قرار دهند ـ ايجاد تفرقه ميان مسلمانان، عدم رعايت عفت كلام و شئون اخلاقي در برابر بدهكاران ـ تاخير نماز و ترك جماعت و اينكه نماز صبح و عشاء براي آنان بسيار سنگين بود. اين بود بعضي از صفات و ويژگيهاي بارز آنان كه در قرآن و سنت پيامبر صلي الله عليه وسلم  ذكر گرديده ـ خوانندگان محترم شما را به خدا سوگند، كساني كه به سعادت صحبت پيامبر صلي الله عليه وسلم  نايل آمدند، چنين صفاتي در آنان ديده مي شود؟ (كلا و حاشا) آيا كساني كه متصف به اين خصلت هاي نامطلوب هستند اين شايستگي را دارند كه گروهي از صحابه باشند؟! مطمئناً اصحاب و ياران رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  فرسخها از اين گونه صفات فاصله دارند زيرا آنان مورد رضايت الله هستند. خداوند درباره آنان چنين فرموده است: )كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ)(آل عمران: 110) (اي گروه صحابه) شما از بهترين افراد امت مسلمان هستيد. (زيرا) امر به معروف و نهي از منكر مي كنيد. و قال تعالي: )يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَسْبُكَ اللَّهُ وَمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ) (لأنفال:64) (اي: پيامبر صلي الله عليه وسلم ) خداوند و آن عده از مسلمانان كه از تو تبعيت مي كنند، ((براي ياري رساندن تو)) كافي هستند.) قال تعالي: )مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعاً سُجَّداً يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَاناً )(الفتح: من الآية29) 
 محمد رسول خدا است. آنان كه وي را همراهي مي كنند، در برابر كفار بسيار خشن و با هم فوق العاده مهربان هستند ـ همواره آنان را در عبادت مي بيني ـ آنان درصدد به دست اوردن فضل و خشنودي الله هستند ، و قال سبحانه: )وَالَّذِينَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالَّذِينَ آوَوْا وَنَصَرُوا أُولَئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقّاً لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ) (لأنفال:74). آري آنان كه ايمان آوردند، هجرت كردند و جهاد كردند، مهاجرين صحابه هستند و آنان كه پناه دادند و ياري كردند انصار از صحابه هستند. خداوند و با صيغه جمع آنان را مورد ستايش قرار داده و فرمودند: ((آنان اند كه مومنان به حق هستند، اين حكم با كلمه تاكيد و حصر از جانب خداوند صادر شده است ولي اين نابخردان (روافض) مي گويند كه صحابه و منافقين مسافر يك كشتي هستند.)) 
 
5) بر اين امر همه اتفاق دارند كه رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  اسامي منافقين را براي بعضي از صحابه بيان كردند حتي خود مولف (هدايت شده) اين را پذيرفته است. اين مطلب نيز به اثبات رسيده است كه رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  از ياران خود رضايت داشته، محبت با آنان و ستايش آنان را واجب گردانده است. و از حريم عزت و كرامت آنان حمايت كرده، فرمود: ((لا تسبوا أصحابي))[23] فوالذي نفسي بيده لو أنفق أحدكم مثل أحد ذهباً ما بلغ مد أحدهم ولا نصيفه)). اي، مردم! ياران و اصحاب مرا بدگويي نكنيد. سوگند به آن ذاتي كه جان من در قبضه قدرت او است شما اگر به اندازه كوه احد طلا صدقه كنيد نمي توانيد با اندك ترين مقدار صدقه آنان برابري كنيد.[24] در جايي ديگر فرمودند: هر كه صحابه و ياران مرا لعن و نفرين كند، مورد لعن و نفرين من خداوند، فرشتگان و تمام مردم قرار خواهد گرفت.[25] هم چنين در روايتي ديگر فرمودند: احفظوني في أصحابي، ثم الذين يلونهم ثم الذين يلونهم[26]. . .الخ. يعني درباره اصحاب و ياران من، از حرمت من پاسداري كنيد. اين آيات و روايات نشانگر عدالت تمام صحابه است و اصلاً ممكن نيست كه منافقين مشمول اين احاديث و روايات باشند و حال آنكه خداوند درباره منافقين مي فرمايد: )إِنَّ الْمُنَافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ) ((الف و لام)) در اول منافقين براي استغراق است. يعني تمام منافقين را شامل است. 
 
6) اكنون از اين (هدايت شده) پرسيده مي شود. اگر دسته دوم و دسته سوم از صحابه از جمله كساني هستند كه از نظر ديني بسيار سست و ضعيف اند و به خاطر تطميع يا تخويف از رسول الله صلي الله عليه وسلم  تبعيت كردند و با توجه به نفاقي كه ميان آنان راه پيدا كرده بود همه آنان از دين برگشته، مرتد شدند و اكثريت اصحاب از اين دو دسته بودند فقط تعداد بسيار اندكي از صحابه يعني 3 الي 7 نفر مرضي عنهم و عادل بودند (همانگونه كه قبلاً بيان گرديد) آنگاه منظور اين مولف (هدايت شده) از اين تجزيه و تقسيم صحابه چيست؟! اگر اكثريت صحابه مرتد و منافق باشند، آيا غير از اين است كه بگوييم كه: رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  نتوانستند ياران و شاگردان خود را صحيح تربيت نموده آنان را عادل و پيرو حق بار بياورند؟! و او يك مربي و مرشد نابكار بود؟! (معاذ الله از چنين پنداري) آيا در تمام زمان بعثت (23 سال) رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  فقط 3 الي هفت نفر را توانست درست تربيت نمايد؟! هرگز، هرگز رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  از چنين ناشايستگي بسيار دور بودند ـ جويندگان و پويندگان حق و حقيقت خود قضاوت كنند آيا اين يك نقص و طعن آشكار در حق پيامبر صلي الله عليه وسلم  نيست؟ شما را به خدا سوگند، رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  در طول اين مدت چه كار كرد؟ آيا حاضرين در محضر او نفاق و ارتداد را از وي آموختند؟! سبحان الله! اين پيامبر با عظمت صلي الله عليه وسلم  كه يك نسل منحصر به فرد را از ميان انسانها تربيت كرد ـ نسلي كه خداوند به وسيله آن دنيا را فتح كرد و به وسيله آن بندگان را از عبادت كردن بندگان به عبادت كردن رب بندگان رهايي بخشيد از جور و ستم اديان به سوي عدالت اسلام و از تاريكي جهالت به سوي روشني حريت و آزادگي سوق داد. تا جايي كه انسانهاي زيادي در قالب جمعيت هاي بسيار بزرگ و از دورترين گوشه هاي دنيا به آغوش اسلام آمدند. اين پيروزي برومندانه به حدي شگفت آور بود كه عالمان يهودي و مسيحي به عظمت اين نسل تربيت شده توسط رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  ا