ا در عصر غيبت به ساختن پلها، مساجد و مدارس تفسير كرد[25].
سيد محمد جواد حسيني عاملي بابي براي جهاد در كتابش تخصيص نكرد اما روايتهايي از امام صادق واميرالمؤمنين نقل كرد، از قبيل: هيچ غزوه اي (جنگي) درست نيست مگر با امام عادل باشد، اگر كسي بر ضد امام عادل خروج كند بايد با آن جنگيد، اگر بر ضد امام جائر خروج كند نبايد با آن جنگيد. اما درباره نائب عام مانند فقيه مي گويد: «بنا به اجماع – تا آنجاييكه مي دانيم – جهاد همراه فقيه وحتي جهاد براي خود فقيه در زمان غيبت جايز نمي باشد»[26].
 سيد علي طباطبائي تاكيد كرد كه روايتهاي متظافر و متواتر در اين زمينه مي باشد، از جمله (جهاد و قتال همراه با امام مفترض الطاعه نباشد حرام است و آن به مانند خوردن مردار يا خون يا گوشت خوك مي باشد) يا (هيچ غزوه اي صورت نمي گيرد مگر همراه با امام عادل) يا (جهاد فقط به همراهي امام عادل واجب مي باشد)[27].
 سيد محمد بن علي طباطبائي معتقد به وجوب جهاد دفاعي در زمان غيبت مي باشد و آن در حالت وجود خطر براي مسلمانان باشد، يا وجود خوف براي بيضه اسلام باشد، نه جهاد براي دعوت به اسلام، چون اين جهاد بدون امام معصوم امكان پذير نيست[28].
 شيخ يوسف بحراني (متوفي 1186هـ) در كتاب (الحدائق الناضرة) از كتاب جهاد و توابع آن اعراض كرد و گفت: «در حال حاضر بحث جهاد براي ما ضرورت ندارد، وقت را بايد صرف مسائل ضروري براي مردم كنيم»[29].
 شيخ جعفر كاشف الغطاء تصريح مي كند كه حضور امام يا نائب خاص وي در جهاد براي دعوت به اسلام ضروري مي باشد، او معتقد است كه اين نوع جهاد مخصوص پيامبر (صلى الله عليه وسلم) وخلفاي وي از ائمه يا براي كسيكه منصوب براي اين كار كردند مي باشد و نه ديگران[30].
 شيخ محمد حسن نجفي معتقد است كه براي جهاد حضور امام واجب مي باشد، وبراي آن روايات زيادي نقل كرد و گفت: «مضمون روايتها مبني بر عدم مشروعيت جهاد همراه سلطان جائر و حتي عادل در غيبت امام معصوم مي باشد. و در كتاب (المسالك) مي گويد: براي جهاد وجود نائب امام در عصر غيبت كفايت نمي كند، براي نائب امام جايز نيست جهاد را تولي كند». و در كتاب (الرياض) مي گويد: «مسأله عدم جواز جهاد همراه با غير معصوم مسأله اي است اجماعيه و خلافي در آن نيست»[31].
النجفي تاكيد مي كند كه ائمه به فقهاء اذن به جهاد براي دعوت به اسلام كه محتاج به سلطان و لشكركشي ندادند، او عقيده دارد كه ائمه مي دانند نيازي به اين اذن در عصر غيبت نيست، بنابر اين اگر در عصر غيبت امكان جهاد باشد، پس امام بايد ظاهر شود ودولتش را اقامه كند[32]. 
 سيد كاظم يزدي (متوفي 1919 ميلادي) كلمه (سبيل الله) كه در مصارف زكات آمده تفسير به: همه راههاي خير از قبيل ساختن پلها و مدارس و خانات و مساجد و تعمير آنها و آزاد كردن مؤمنين از دست ظالمين واصلاح ذات البيت و دفع وقوع شر وفتنه بين مسلمين و كمك كردن به حجاج و زائرين واكرام علماء ومشتغلين به علم و كمك كردن آنان از اموال خود كردن، كرد[33].
 امام خميني روي تفسير (يزدي) تعليقي دارد و مي گويد: «بعيد نيست اگر بگوييم (سبيل الله) همان مصالح عامه مسلمانان مي باشد.. اما نه مطلق قربات مانند اصلاح بين زوجين و پدر وفرزند».
 احدي از علماي معاصر مانند گلبايگاني يا شاهرودي يا خونساري يا خوئي يا قمي يا شريعتمداري كه معمولاً روي كتاب (العروة الوثقي) تعليقات دارند، ذكري از جهاد يا تفسير كلمه (سبيل الله) ندارند، مگر عده بسيار كمي از علماء كه درباره حرمت جهاد در عصر غيبت و ربط آن به امام عادل معصوم ترديد كردند، تقريباً مي توانيم بگوييم كه اجماع فقهاي طائفه از اول تا به حال روي تحريم جهاد به معني دعوت براي اسلام وقتال به خاطر آن منعقد مي باشد، مخصوصا علماي اوائل، بلكه شيخ مفيد روايتي مرسله شاذه در كتاب (الاختصاص) از ابي الحسن نقل كرده كه اجازه غزو (جنگ) با كفار عليه حكام مسلمانان مي دهد[34].
پر واضح است، اين موضعگيري منفي نسبت به جهاد گرفته شده روي نظريه (تقيه وانتظار) بنا شده است، وسببِ به وجود آمدن نظريه اعتقاد به نظريه (وجود امام مهدي محمد بن الحسن العسكري) و غيبت آن مي باشد كه كار اقامه دولت فقط معلق به وي شده است و اينكه ما نبايد براي (امام مهدي) مزاحمتي در انجام وظايف ايجاد كنيم، تمسك فقهاي قائل به نظريه (تقيه وانتظار) سبب گرديد كه علماء آنهم خلال هزار سال حكم مهمي از احكام اسلام و آن حكم جهاد را ملغي سازند.
 

--------------------------------------------------------------------------------

[1]- الطوسي، المبسوط ص 281.

[2]- سلار، المراسم، ص 261.

[3]- الحلبي، ابو الصلاح، الكافي في الفقه، ص 106.

[4]- ابن براج، المهذب، ج1 ص 293 و 303.

[5]- علاء الدين الحلبي، اشارة السبق، ص 89.

[6]- ابن حمزة، الوسيلة، ص 695.

[7]- ابو المكارم، الغنية، ص 484.

[8]-  ابن ادريس، السرائر، ص 156.

[9]- المحقق الحلي، شرايع الاسلام، ص 307.

[10]- الحلي، المختصر النافع، ص 309.

[11]- يحيي بن سعيد، الجامع للشرائع ص 233.

[12]- يحيي بن سعيد، الجامع للشرائع  ص 234.

[13]- الخلي، تحرير الاحكام، ص 133 وتذكرة الفقهاء ص 406.

[14]- الحلي، تحرير الاحكام، ص 134.

[15]- الحلي، تذكرة الفقهاء، ص 406.

[16]- الحلي، الالفين، ص 95.

[17]- الحلي، الالفين، ص 112.

[18]- الحلي، الالفين ص 113.

[19]- الحلي، تحرير الاحكام ص 155 و 453.

[20]- السيوري، كنز العرفان، ج1 ص 236.

[21]- شهيد اول، الدروس، ص 159.

[22]- الكركي، جامع المقاصد، ج3 ص 370.

[23]- شهيد ثاني، مسالك الافهام، ص 148.

[24]- اردبيلي، مجمع الفائده والبرهان، ج 7 ص 488.

[25]- عاملي، جوامع عباسي، ص 100.

[26]- حسيني عاملي، مفتاح الكرامه، ص 57.

[27]- علي  طباطبائي، رياض المسائل، ص 479.

[28]- محمد طباطبائي، مدارك الاحكام ص 233.

[29]- البحراني، الحدائق الناضرة، المقدمة.

[30] - كاشف الغطاء، كشف الغطاء، ص 382 و 415 و416.

[31]- النجفي، جواهر الكلام ج21 ص 14.

[32]- النجفي، جواهر الكلام، ج1 ص 397.

[33]- يزدي، العروة الوثقي، ص 316.

[34]- المفيد، الاختصاص، ص 61.
مبحث ششم
موضعگيري در مقابل حكم زكات
 فقهائيكه ايمان به نظريه (انتظار) در عصر غيبت داشتند، جنبه هاي سياسي دولت را معلّق ساختند، آنها نيز جنبه هاي اقتصادي دولت را معلّق ساختند، مانند زكات و خمس و انفال و خراج و از اين قبيل امور. در حقيقت آنها قانون زكات را تا به آخر تعطيل نكردند بلكه بعضي از موارد خرج آن را تعطيل كردند، آن قسمت از زكات تعطيل شد كه به دولت و امام مربوط مي باشد، آنها اجازه دادند به كسانيكه زكات به مالشان تعلّق گيرد خود اقدام به اخراج زكات مال خود كنند، وبه وسيله خود توزيع كنند موقعيكه دسترسي به امام يا منصوب وي متعذر باشد[1].
شيخ طوسي در باره مؤلفه قلوبهم مي گويد: «امام مي تواند قلبهاي قوم را نرم كند و به آنها مالي بدهد، مي تواند از سهم مؤلفه قلوبهم يا از سهم مصالح بپردازد و عمل امام براي ما حجت مي باشد، و ما در عصر غيبت حكمي نداريم، بر اساس توضيحي كه داديم اين حكم ساقط مي شود»[2].
طوسي درباره سهم (سبيل الله) در مصرف زكات، معتقد است كه مخارج غُزات (جنگجويان) به عهده امام يا منصوب وي مي باشد[3].
طوسي معتقد