 ص 115، المفيد: الفصول، ص 260.
الجنينيون([1])
در اين جوِّ مملو از شك وترديد وخلاف وبحث براي پيدا كردن حقيقت، عده اي روي ادعاي كنيز حضرت عسكري (صقيل يا نرجس) كه ادعاي حمل از حضرت عسكري كرده بود، تكيه كردند وقائل به ولادت فرزندي در سِر براي حضرتش شدند، وگـفتند: اين نوزاد هشت ماه بعد از مرگ حضرت عسكري بدنيا آمده وآنها نام ونشانش را ندارند، واين نظريه بنا بر حديثي از امام صادق استوار بوده كه مي فرمايند: (شيعيان بوسيله جنين در شكم مادرش وبچه شير خواره امتحان خواهي شد)[2].
عده ديگـري از قائلين به حامله بودن (صقيل) گـفتند: حمل در شكم مادرش تا اجل ووقت غير معيني خواهد ماند، واين مسئله اعجازي مي باشد، براي استمرار امامت تا روز قيامت. اينها قائل به حتميت وضع حمل (صقيل) آنهم (پسر) شدند[3].
ملاحظه مي شود، وضع حمل (صقيل) مسئله ايست ممكن، اما ادامه حملش الي ما شاء الله غير معقول وغير وارد مي باشد، مخصوصا (صقيل) جاريه حضرت عسكري در اين گـيرودار مخفي شده واز صحنه تاريخ محو شد، شايد هم در اين ميان وفات يافته، بالاخره كسي نمي توانسته اورا ببيند واز نتيجه حملش با خبر شود.
در اين جو غير عادي ومشحون به غلوّ ودور از عقل وعرف، هركس هر ادعايي وهر قضيه اي مي تواند داشته باشد.
 

--------------------------------------------------------------------------------

[1]- جنينيون كه ريشه آن كلمه جنين است.

[2]- النوبختي: فرق الشيعة، ص 103، الاشعري القمي: المقالات والفرق، ص 114، المفيد: الفصول المختارة، ص 260.

[3]-  النوبختي:فرق الشيعة ص 106، الاشعري القمي: المقالات ص 114، المفيد: الفصول ص 260.
قائلون به وجود فرزندي از پيش
يا (الاثني عشريون)
با اينكه تلاش عده زيادي از شيعه ها براي پيدا كردن فرزندي براي (عسكري) عقيم ماند وحيرت بر شيعه هاي اماميه چيره شد ومسئله وجود فرزندي براي حضرت (عسكري) روشن نبود واختلاف ودودستگـي شيعيان آنها را پاره پاره كرده بود، عده اي از اصحاب حضرت عسكري بطور آرام ومخفي عمل مي كردند وادعاي وجود فرزندي براي حضرت عسكري در خفا كردند، وادعا نمودند كه اين فرزند قبل از مرگ حضرت عسكري بدنيا آمده بود وعمرش الآن دو يا سه يا پنج وحتي هشت سال ذكر كردند وآن اصحاب با ايشان مرتبط ومتصل مي باشند واز عموم شيعيان مي خواهند كه مسئله بحث وتفتيش را متوقف سازند واز ذكر نامش امتناع ورزيدند وحتي آن را تحريم كردند!.[1]
 ومسئله ادعاي حامله بودن (صقيل) جُز براي سرپوش گـذاشتن بر وجود فرزندي براي حضرت عسكري، بيش نبود. واين عده كه قائل بوجود فرزندي پنهاني براي عسكري بودند به (فرقه اثنا عشريه) شناخته شدند.
 

--------------------------------------------------------------------------------

[1]- النوبختي: فرق الشيعة ص 102، الاشعري القمي: المقالات، ص 114، المفيد: الفصول المختاره، ص 270
برداشت امام علي از حديث الغدير
در مورد حديث (الغدير) گـرچه اين حديث بي پرده ترين و گـوياترين حديث منصوص پيامبر براي خلافت علي (ع) شناخته مي شود اما برخي از پيشينيان علماي تشيع مانند شريف مرتضي آنرا نص غير مستقيم و اشاره اي پوشيده براي خلافت مي داند. آنجا كه در كتاب (الشافي) مي گـويد: «ما به ضرورت پذيرش تعيين خلافت از طريق نص، نه براي خودمان ونه براي مخالفين ما قائل نيستيم. هيچ يك از هم مسلكان ما نيز به چنين ضرورتي تصريح نكرده است»[1].
از اينرو بايد نتيجه گـرفت كه عموم اصحاب پيامبر در آن هنگـام از حديث غدير يا ديگـر احاديث نبوي اين معني را در نمي يافتند كه اين احاديث به معني تعيين قبلي خلافت با نص است. بنا بر اين به طريقه شوري روي آورده وبا ابو بكر بعنوان نخستين خليفه پس از پيامبر بيعت كردند. اين بدان معني است كه روايتهاي منصوص از نظر اصحاب به روشني بر خلافت امام علي دلالت نداشت و يا حد اقل در آن زمان چنين مي نمود.
 

--------------------------------------------------------------------------------

[1] - المرتضي: الشافي، ج2 ص 128
عصر حيرت
قول به وجود فرزندي پنهاني براي حضرت عسكري قولي است سرّي وباطني مي باشد، كه عده اي از اصحاب حضرت عسكري آن را متبني شدند، آنهم بعد از وفات حضرت عسكري بوده. در صورتيكه اين مسئله نه واضح ونه بديهي ونه اجماع شيعيان روي آن بسته شده. دوره بُغرنجي بوده است، مسئله (خلف) براي عسكري سايه سنگـينش را روي شيعيان انداخته وآنها دچار شك وحيرت شدند وآنها را بشدت تكان داد.
يكي از كسانيكه دچار حيرت زدگـي شده بود مؤرخ ونويسنده آن دوره (شيخ علي بن بابويه صدوق) بود وكتابي در اين زمينه نوشتند وآنرا (الإمامة والتبصرة من الحيرة) ناميده كه مسئله (حيرت) را در آن كتاب به بحث ونقاش وبررسي گـذاشت. اين حيرت تا نيمه قرن چهارم هجري ادامه يافت كه شيخ محمد بن علي صدوق در مقدمه كتابش (اكمال الدين) به آن اشاره اي داشتند وعمق حيرت مردم را روشن ساختند مي گـويند: (اكثر شيعياني كه نزد من آمدند در باره غيبت دچار حيرت شدند وبراي آنها شبهه بوجود آمد).
كليني، نعماني، والصدوق روايات زيادي نقل مي كردند، مبني بر وقوع حيرت در ميان شيعيان بعد از مرگ حضرت عسكري، وبعد از غيبت (صاحب الامر) بوده است، وهمچنين مورخين فوق الذكر اختلاف شيعيان آن زمان ومتهم به كفر كردن همديگـر ومتهم به دروغ گـفتن وتُف بر روي يكديگـر انداختن ولعن يكديگـر را نقل كردند، ووضع شيعيان را ما نند كشتي كه در وسط امواج عظيم دريا واژگـون شده يا مانند شيشه وسفال شكسته شده، توصيف كردند[1].
(محمد ابن ابي زينب النعماني) در كتاب (الغيبه) وضع حيرتي كه همه شيعيان آن زمان دچارش شده بودند وصف كرده ومي گـويد: «جمهور وعامه مردم در باره خلف مي پرسند ومي گـويند: كجا است؟ چطور ممكن است؟ تا كي در پس پرده غيبت خواهد ماند؟ چند سال زنده خواهد ماند؟ - اين در وقتيكه هشتاد واندكي از عمرش گـذشته بود- عده اي از آنان قائل به مرگـش شدند، عده ديگـر از اصل منكر وجود ولادتش شدند ومصدق وجودش را مسخره كردند وعده اي مدت غيبتش را استكثار كردند»[2]. نعماني اضافه مي كند ومي گـويد: «اين چه خيرتي وغيبتي كه عده كثيري از مردم را از دين وتشيع خارج ساخته وعده ديگـري حرفي براي گـفتن نداشتند؟» بسبب اين شك وترديد عده كمي از مردم بر عقيده شان ثابت ماندند[3].
حيرت نشان مي دهد كه مسئله وجود فرزندي براي حضرت عسكري مسئله اي نبوده كه اجماع شيعيان روي آن متفق القول بوده باشند. به همين دليل بعضيها كه ادعاي اجماع وتواتر واستفاضه مي كنند وآن را دليلي براي وجود امام دوازدهم مي گـيرند، بي اساس مي باشد. ما بايد روي ادعاي متأخرين كه قائل به تواتر واجماع ودلايل تاريخي روشن براي وجود (محمد بن الحسن العسكري) علامت سؤال بگـذاريم، چون وقتيكه ادعاي اجماع وتواتر مي كنند مانع از تحقيق ومراجعه ونقد وبررسي مي شود، علاوه بر اين اجماع يك دليل محكمي در مقابل دلايل علمي بحساب نمي آورند، بنا به گـفته علماي شيعه امامي اثني عشريه مي گـويند: فقط در غياب دليل شرعي مي شود اخذ به اجماع كرد.
اگـر دعوايِ معيني مبني بر ادله عقلي ونقلي شده، نمي توانيم آن ادله را رها سازيم وتحق