موده و ديوارهاي آن را براي بوسه‌زدن گسترش داده‌اند، برخي براي آنها سجده كرده و گونه‌هاي خود را به خاك آنجا آغشته مي‌كنند، و در برابر آن خشوع و خضوع مي‌كنند و همانند انسان‌هاي مسكين ايستاده و از صاحب‌قبر با‌گريه و زاري‌كمك مي‌خواهند و به طور مستقيم براي پرداخت قرض‌ها، گشايش مشكلات، رفع پريشاني، شفاي مريض‌ها و پيروزي بر دشمنان از آنها درخواست ياري‌مي‌كنند. برخي از مردم‌ نيزدرخواست‌هاي خود را به صورت مكتوب براي صاحب قبر مي‌نويسند،‌ همه‌ي اينها شرك آشكار است. لا حول و لا قوة إلاّ بالله.
4ـ متبرك‌دانستن درخت و سنگ و غيره
يكي ديگر از موارد شرك كه پيامبر ص با آن مبارزه كرده متبرك دانستن درخت و سنگ و غيره است. به گونه‌اي كه معتقدند در اين اشياء، اسرار و بركت خاصي وجود دارد، كه هركس آن را مسح نمايد يا در اطراف آن طواف كرده و آن را زيارت كند و يا كنار آن بنشيند، آن بركت و اسرار را به دست مي‌آورد. 
اگر‌كسي چنين اعتقادي داشته باشد و به اين‌اعمال ادامه دهد،  دچار شرك اكبر مي‌شود. بت‌هاي بزرگ و مشهور عرب هم مانند «لات» و «مناة» و «عُزّي» به ترتيب در ابتدا صخره و سنگ و درخت بوده‌اند. به همين دليل است‌كه پيامبر ص از تعظيم و بزرگداشت قبور نهي كرده و آن را ممنوع دانسته است. 
ترمذي از ابووافد ليثي نقل مي‌كند كه مي‌گويد : «همراه پيامبر ص براي غزوه حنين رفتيم ـ در حالي كه ما تازه از ملّت كفر جدا شده بوديم ـ در آن زمان مشركين يك درخت سِدْر داشتند كه در كنار آن نشسته و به آن تبرّك مي‌جستند، و سلاح‌هاي خود را بر آن آويزان مي‌كردند. اين درخت به «ذات انواط» مشهور شده بود … ما در مسير حركت به حنين به آن درخت رسيديم. به پيامبر ص گفتيم : اي پيامبر خدا، همانگونه كه مشركين چنين درختي دارند براي ما هم ‌مثل آن‌ را قراربده. پيامبر ص فرمود: «الله اكبر، اين كار روش گذشتگان بني‌اسرائيل است (سَنَن). قسم به كسي كه جانم در دست اوست، همان چيزي را گفتيد كه بني‌اسرائيل به موسي گفتند : 
 إجْعَلْ لَنَا إلَهَاً كَمَا لَهُم آلِهَةً، قَالَ إنَّكُم قَومٌ تَجْهَلُونَ   
اعراف/138
«گفتند : اي موسي! براي ما معبودي بساز همان‌گونه كه آنان داراي معبودهايي هستند. موسي گفت : شما گروه ناداني هستيد ( و نمي‌دانيد عبادت راستين چيست و خدايي كه بايد پرستيده شود. كيست؟» 
(روايت از ترمذي و آن را صحيح دانسته است.)
ظاهر روايت چنين نشان مي‌دهد كه آنان فقط قصد تبرّك جستن به‌آن درخت و آويزان‌كردن سلاح‌ها بر آن را داشته‌اند، امـا با اين وجود، پيامبر ص آنها را به شدّت منع مي‌كند تا از 
همان ابتدا راه را بر شرك بسته باشد. 
اين هم جاي تأسف دارد كه بسياري از مسلمانان از روش پيامبر ص گمراه شده و سنّت پيشينيان را پيروي مي‌كنند و براي خود سنگ‌ها و چوب‌ها و مجسمه‌هايي دارند كه از آن تبرّك مي‌جويند، آن را مسح كرده و در كنارشان دعا مي‌كنند و حتّي آن را وسيله رسيدن به خدا قرار داده و خود را همانند مشركين‌كه به بت‌ها وابسته‌كرده‌بودند، به آنها وابسته كرده‌اند. در واقع در ميان مسلمين چيزهاي بسياري مانند «ذات انواط» وجود دارد كه پيامبر ص از آن نهي نموده است. 
بر مسلمين و حاكمان و مخصوصاً عالمان واجب است كه اين امر منكر را از بين برده و اين درختان و ستون‌ها و قبرها و چوب‌ها و چشمه‌ها و سنگ‌ها و غيره را [كه جنبه‌ي مقدّس و تبرك گرفته‌اند] نابود كنند و با اين كار از روش پيامبر ص پيروي كنند كه علي را براي نابودي قبرهاي برجسته و مسطح ‌نمودن قبرستان امر نمود. 
در صحيح مسلم آمده كه ابوالهياج أسدي مي‌گويد : «علي (رض) به من گفت : اي ابوالهياج همان‌گونه كه پيامبر ص به من امر كرد كه همه‌ي مجسمه‌ها را متلاشي و همه قبرهاي مرتفع و برجسته را با خاك يكسان كنم، من نيز تو را به اين كار امر مي‌كنم.»
امام طرطوسي مالكي گفته است : «هنگامي كه عمر (رض) شنيد عدّه‌اي از مردم به كنار درخت «بيعت‌ ‌الرضوان» يعني محل بيعت اصحاب پيامبر ص  مي‌روند تا آنجا نماز بخوانند،‌ دستور داد كه آن درخت را براي جلوگيري از ايجاد فتنه قطع كنند.» 
حال كه عمر (رض) با درختي كه در قرآن به آن اشاره شده و پيامبر ص با اصحاب خود در زيرآن بيعت نموده، چنين برخورد مي‌كند، با مجسمه‌ها و بت‌هايي‌كه سبب گسترش فتنه و شدّت يافتن بلاها و مصيبت‌ها شده، چه بايد كرد؟ 
امام طرطوسي دوباره مي‌گويد : «خداوند به شما رحم كند، جستجو كنيد، هر كجا درختي يافتيد كه مردم به آن توجه نموده و تعظيمش كردند و از آن آرزوي شفاي بيماري را داشتند و در آن ميخ كوبيده و بر روي آن پارچه آويزان كردند، آن را قطع كنيد، زيرا همان «ذات انواط» است.
مبرر بن سويد گفته است كه : همراه عمر بن خطاب (رض) در راه مكّه نماز صبح را خواندم. در نماز، سوره‌ي فيل و قريش را خواند. پس از آن ديدكه مردم از مسيرهاي مختلف به جايي مي‌روند. پرسيد : آنان به كجا مي‌روند؟ گفته شد : اي امير مؤمنان، آنان به مسجدي مي‌روند كه پيامبر ص در آن نماز خوانده است. عمر (رض) گفت : گذشتگان نيز با انجام همين كار هلاك شدند،‌ آنان نيز به دنبال آثار و بناهاي پيامبرانشان بودند و آن را به كنيسه و كليسا تبديل كردند. پس شما اگر به صورت اتفاقي هنگام نماز به چنين مكان‌هايي رسيديد در آن نماز بخوانيد، در غير اين صورت از آنجا بگذريد و به طور مخصوص براي اداي نماز به آنجا نرويد.»
اين اقدام عمر بن خطاب نشان از درك والاي او از دين و علاقه‌ي شديد او براي حفاظت عقيده‌ي مسلمين و جلوگيري از غلو و انحراف آنان دارد. 
5ـ الفاظي كه رنگ و بوي شرك دارند
يكي ديگر از مواردي كه پيامبر ص از آن نهي نموده،‌ به كار بردن الفاظي است كه نشاني از شرك يا بي‌ادبي نسبت به خداوند دارد و اين به خاطر حفاظت ايشان از حدّ و مرز توحيد است. 
الف) از جمله گفته‌هاي شرك‌آميز اين است‌كه‌كسي بگويد: «هرچه كه خدا و فلاني بخواهند، همان خواهد شد.» يا «با نام خدا و پادشاه و ملّت» قبلاً بيان شد كه پيامبر ص به كسي كه وي را چنين خطاب كرد، تذكر داد كه چنين نگويد. حذيفه از پيامبر ص نقل مي‌كند كه فرمود : «نگوييد هر آنچه كه خدا و فلاني بخواهند» بلكه بگوييد «هرچه خدا و پس از خدا فلاني بخواهد، همان خواهد شد.» [به روايت ابوداود با سند صحيح]
ب) يا اين كه گفته شود : اگر خدا و فلاني نبودند، يا بر خدا و بر تو اعتماد كردم و … 
ابن‌عباس در تفسير آيه‌ي «فلا تَجْعَلُوا للهِ أنْدَادًا» بقره/22 مي‌فرمايد : «انداد، همان شرك است كه از راه رفتن مورچه بر صخره سياه در شب تاريك مخفي‌تر است،‌ و معني‌آن اين‌است كه بگويي : «سوگند به خدا و جان تو اي فلاني و سوگند به جانم» يا بگويي : «اگر سگ فلاني نبود، دزد به ما حمله مي‌كرد.» يا شخصي به دوستش بگويد : «هر چه كه خدا و تو بخواهيد.» يا كسي بگويد : «اگر فلان و فلان نبود …» همه‌ي اين موارد شرك است.» [به روايت ابن‌أبي‌حاتم]
ج) يكي‌ديگر از اين الفاظ اين است‌كه 