ليمًا، ومضيًّا على اللقم، وصبرًا على مضض الألم، وجدًّا في جهاد العدو، ولقد كان الرجل منا والآخر من عدونا يتصاولان تصاول الفحلين، يتخالسان أنفسهما، أيهما يسقي صاحبه كأس المنون، فمرة لنا من عدونا ومرة لعدونا منا، فلما رأى الله صدقنا أنزل بعدونا الكبت، وأنزل علينا النصر، حتى استقرّ الإِسلام ملقيًا جرانه، ومتبوئًا أوطانه.
ولعمري لو كنا نأتي ما أتيتم ما قام للدين عمود، وما اخضرّ للإيمان عود، وايم الله لتحتلبنّها دمًا، ولتتبعنّها ندمًا!».
«ما با پیامبر (ص) همراه بودیم و پدران و فرزندان و برادران و عموهایمان را می‌کشتیم، و این کار جز ایمان و تسلیم و صبر و شکیبایی و جدیّت در جهاد با دشمنان را بر ما نمی‌افزود. فردی از ما و فردی از دشمن به یکدیگر هجوم می‌بردند و یکدیگر را می‌طلبیدند تا یکی، حریفش را به کام مرگ بفرستد. گاهی ما بر دشمن پیروز می‌شدیم و گاهی دشمن بر ما پیروز می‌شد. وقتی خداوند صداقت ما را دید، دشمن ما را شکست داد و ما را پیروز گردانید، تا اینکه اسلام محکم و استوار گردید. به جان خودم سوگند! اگر ما آنچه را که شما می‌دهید، انجام می‌دادیم، دین و ایمانمان باقی نمی‌ماند و سوگند به خدا که آنچه شما می‌خورید خون است و پشیمانی به دنبال دارد!»(5) .
آنانی که با پیامبر می‌جنگیدند و علی (رض) آنها را نام نبرده است، چه کسانی بوده‌اند؟ آیا اصحاب نبودند که اسلام و پیامبر را یاری نمودند؟ کجا هستند کسانی که می‌گویند اصحاب، دین و پیامبر (ص) را یاری نکرده‌اند و ادعا می‌کنند که فقط امام علی(رض)  پیامبر (ص) را یاری کرده است؟ چرا اینان به سخنان امام توجه نمی‌کنند؟!
5- امام (رض) با سخنی زیبا کسانی را که همراه او می‌جنگیدند، سرزنش می‌کند و اصحاب (رض) را به آنها یادآوری می‌نماید و می‌فرماید: «أين القوم الذين دعوا إِلى الإِسلام فقبلوه، وقرءوا القرآن فأحكموه، وهيجوا إِلى الجهاد فولهوا له وَلَه اللقاح إِلى أولادها، وسلبوا السيوف أغمادها، وأخذوا بأطراف الأرض زحفًا زحفًا، وصفًا صفًا، بعض هلك، وبعض نجا، لا يبشّرون بالأحياء، ولا يعزّون على الموتى، مُره العيون من البكاء، خمص البطون من الصيام، ذبل الشفاه من الدعاء، صفر الألوان من السهر، على وجوههم غبرة الخاشعين؟! أولئك إِخواني الذاهبون، فحقّ لنا أن نظمأ إِليهم، ونعضّ الأيدي على فراقهم!».
«کجا هستند قومی که به اسلام دعوت شدند، آنگاه آن را پذیرفتند. قرآن را خواندند و آن را حاکم نمودند. و برای رفتن به جهاد تشویق شدند، پس چون شتران تازه زایمان کرده که عاشقانه به سوی فرزندانشان می‌روند، مستانه به میدان جهاد شتافتند و شمشیرها را از نیام‌ها کشیدند، و بعضی به شهادت رسیدند و بعضی نیز نجات یافتند. زنده‌مانده‌ها را مژده نمی‌دادند و برای از دست دادن عزیزان تسلیت نمی‌گفتند. چشم‌هایشان از گریه سفید و پرخون بود. از بس که روزه می‌گرفتند شکمهایشان به کمر چسبیده بود، و لب‌هایشان از دعا خشکیده بود. از بیداری شب‌ها رنگ‌هایشان زرد و پریده بود و غبار فروتنی بر چهره‌هایشان هویدا بود. اینان برادران من هستند که رفته‌اند، و ما حق داریم که تشنة دیدار آنها باشیم، و به خاطر جدایی‌شان انگشت حسرت به دهان بگیریم»(6) .
منظور علی(رض) چه کسانی هستند؟ آنها گروه زیادی‌اند، بعضی وفات یافته‌اند و بعضی زنده‌اند، آیا اینها همان چهار نفری هستند که شیعه می‌گویند، همه اصحاب مرتد شدند به جز این چهار نفر، یا اینکه عموم اصحاب پیامبر (ص) هستند؟
فرد منصف و دوستدار علی (رض) جز این را نمی‌پذیرد که اینها همة اصحاب پیامبر (ص) بوده‌اند.
6- شایسته است که در اینجا فرموده امام(رض)  خطاب به خوارج را، بدون دخل و تصرف، ذکر کنیم: «فإِن أبيتم إِلاَّ أن تزعموا أني أخطأت وضللت، فَلِمَ تضللون عامة أمة محمد (ص) بضلالي، وتأخذونهم بخطئي، وتكفّرونهم بذنوبي! سيوفكم على عواتقكم، تضعونها مواضع البرء والسقم، وتخلطون من أذنب بمن لم يذنب، وقد علمتم أن رسول الله (ص) رجم الزاني المحصن، ثم صلى عليه، ثم ورثه أهله، وقتل القاتل وورث ميراثه أهله، وقطع يد السارق، وجلد الزاني غير المحصن، ثم قسم عليهما من الفيء، ونكحا المسلمات، فأخذهم رسول الله (ص) بذنوبهم، وأقام حق الله فيهم، ولم يمنعهم سهمهم من الإِسلام، ولم يخرج أسماءَهم من بين أهله.
ثمّ أنتم شرار الناس، ومن رمى به الشيطان مراميه، وضرب به تيهه.
وسيهلك فيّ صنفان: محبّ مفرط يذهب به الحب إِلى غير الحقّ، ومبغض مفرط يذهب به البغض إِلى غير الحقّ، وخير الناس فيّ حالًا النمط الأوسط، فالزموه والزموا السواد الأعظم، فإِن يد الله على الجماعة، وإِياكم والفرقة».
«اگر گمان می‌برید که من اشتباه کرده‌ام و گمراه شده‌ام، پس چرا به علت گمراهی من همه امت محمد (ص) را گمراه می‌دانید، و آنها را به سبب خطای من مواخذه می‌کنید، و آنان را به خاطر گناه من کافر می‌شمارید! شمشیرهایتان بر دوشتان است و آن را در هر کجا به کار می‌گیرد، و گناهکار و بی‌گناه را یکسان می‌شمارید، در حالی که می‌دانید که پیامبر (ص)، زناکار متاهل را رجم کرده و سپس بر او نماز گزارده است، و سپس خانواده‌اش از او ارث برده‌اند. و پیامبر (ص) قاتل را می‌کشت و ارثیه‌اش را به خانواده‌اش می‌داد. دست دزد را قطع می‌کرد، و زناکار مجرّد را شلاق می‌زد و سپس از غنیمت به هر دو سهمیه می‌داد، و هر دو با زنان مسلمان ازدواج می‌کردند، پس پیامبر (ص) آنها را به خاطر گناهشان مواخذه می‌کرد و دستور خدا را در مورد آنان اجرا می‌نمود، اما آنها را از اسلام بیرون نمی‌کرد، و نام آنان را از لیست مسلمانان حذف نمی‌نمود.
و شما بدترین مردم هستید، و به زیر سلطه شیطان درآمده‌اید و او شما را سرگردان کرده است.
دو گروه در مورد من هلاک خواهند شد: گروه اول کسانی‌اند که به صورت افراطی مرا دوست می‌دارند، و دوستی‌شاش آنها را به جایی می‌کشاند که در مورد من از حق فراتر می‌روند. و گروه دوم کسانی‌اند که بیش از حدّ با من دشمنی می‌ورزد و حق را زیرپا می‌گذارد، و بهترین مردم در مورد من کسانی هستند که میانه‌رو می‌باشند، پس میانه‌روی را رعایت کنید و با عموم مؤمنان همراه شوید زیرا دست خدا با جماعت است و از تفرقه بپرهیزید»(7) .
7- و در یکی از سخنرانی‌هایش که دربارة قضیه حکمین و مذمّت اهل شام ایراد کرده، می‌فرماید: «جفاة طغام، عبيد أقزام، جمعوا من كل أرب، وتلقطوا من كل شوب، ممن ينبغي أن يفقه ويؤدّب، ويعلّم ويدرب، ويولّى عليه، ويؤخذ على يديه، ليسوا من المهاجرين والأنصار، ولا من الذين تبوءوا الدار والإيمان».
«جفاکاران بی‌نام و نشان و بردگان کوتوله، که از هر سو جمع شده‌اند، و چنانند که علم و ادب به آنها آموخته شرف و تربیت شوند، و سرپرست داشته باشند اما دستشان را بگیرد، از مهاجران و انصار نیستند و از کسانی نیستند که خانه ایمان را آباد‌کرده‌اند»(8) .
علی(رض)  می‌گوید: اینها از مهاجرین و انصار نیس