 شما چه مقصدی داشتید كه در زمان ضعف اسلام این بگو مگو ها را شروع كردید؟ آیا بهترنبود این واقعه را همچون علی فراموش میكردید و به قضاوت الهی وا میگذاشتید؟ اگر كسی بدقت تاریخ را مطالعه كند تاریخی كه عالمان شیعه هم قبولش دارند با تعجب در می یابد كه دعوایی در بین اهل بیت عمر و ابوبكر و اهل بیت علی رضی الله عنهم اجمعین وجود نداشته است . بیایید به موضوع ازدواج در بین این دو فامیل نظری بیاندازیم. ازحضرت محمد(صلی الله علیه وآله وسلم)شروع كنیم. آن حضرت دو دختر خود را به همسری عثمان رضی الله عنه دادند. یعنی دختر اول كه فوت كرد دختر دوم را دادند و دختركوچك ایشان به عقد و ازدواج علی رضی الله عنه در آمد، پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم دختری از ابوبكر رضی الله عنه بزنی گرفتند و با یك دختر عمررضی الله عنه نیز عروسی كردند عمرهم یك دختر علی یعنی ام كلثوم كبری را به همسری خویش برگزید. 
امام صادق موسس مذهب آنها مادرش از اهل بیت ابوبكر بود.جریان به این صورت رخ داد كه حضرت امام سجاد یعنی نوه حضرت علی رضی الله عنه وقتی پسرش باقر بزرگ شد رفت خانه عبدالرحمن نوه ابوبكر یعنی رفت خانه كسی كه جدش حق حضرت علی را خورده بود و گفت كه آمده دخترش ام فروه را برای باقر (رحمه الله علیه) خواستگاری كند و نوه ابوبكر هم قبول كرد.از عجایب اینكه حتی مادر بزرگ حضرت امام صادق (رحمة الله علیه) نیز از نسل ابوبكر و نوه ایشان بوده است این سخن را خود امام و مؤسس مذهب شیعیان فرموده كه ( ابوبكر دو بار مرا زاییده است ) منظور اینكه من از دو پشت مادری به ابوبكر میرسم. آیا اینها دلیلی براین نیست كه ابداً جنگ و دعوائی بین ابوبكر و علی وجود نداشته است. و داستان جانشینی بلا فصل علی ساخته و پرداخته ذهن های بیمار است؟ و اصل و اساس ندارد؟ انتظار ندارم كسی كه نمی خواهد حق را بپذیرد با شنیدن این رویداد های تاریخی مجاب شود زیرا او بالاتر از اینها را میداند و قانع نشده است.
بالاتر از این دیگر چیست؟ وقتی خود علی یعنی صاحب حق دختر جوانش دختر یازده ساله اش را -دختری كه از بطن فاطمه (رضی الله عنها ) است را میدهد به بزرگترین دشمنش. میدهد به منافق و مرتد؟( استغفرالله ) آری ام كلثوم را میدهد به عمر پنجاه و چند ساله.داستان كاسه داغ تر از آش را شنیده اید بعضی از طرفداران علی اینطورند. اما امكان ندارد كه كاسه داغ تر از آش باشد و هر جا كه كاسه را از آش داغ تر دیدید بدانید كاسه زیرنیم كاسه است.
انگيزه غاصبان چي بود؟

در پایمالی حق حضرت علی (رضی الله عنه) یا بعبارت بهتر در مانع گشتن از انجام وظیفه چه انگیزه های وجود داشت؟ عاملان این حركت شنیع به چه دلایلی دست به این عمل ناشایست زدند؟!  به گفته برادران شیعه عاملان این جنایت تقریباً كلیه مسلمانان و خصوصأ یاران خاص پیامبر بودند آنها تنها چهار، تا دوازده نفر را از این جرم عظیم تاریخی و دینی بری میدانند. حالا بیاییم انگیزه را بررسى كنیم.متهم ردیف اول از نظرآنها حضرت ابوبكر (رضی الله عنه) و عمر (رضی الله عنه) و عثمان (رضی الله عنه) و دیگر صحابه كبار هستند انگیزه این بزرگواران چه بود؟ مسلماً نه! به گواهی تاریخ و به گواهی اشخاصی چون خمینی اغلب این شخصیات بزرگ دینی زندگی ساده ای داشتند و از مال خلافت سوء استفاده نمی كردند و ما با ذكر چند داستان زهد و تقوای آنها را بتصویر می كشیم.
داستان اول:
روزی ابوبكر (رضی الله عنه) به خانه خویش تشریف بردند همسر شان مقداری حلوا در طبقی گذارد و جلوی ایشان نهاد فرمود (این ازكجا آمده؟) زن گفت (مدتی از خرج روزانه، اندكی به كنار می گذاشتم، تا مقداری كافی فراهم شد و توانستم این حلوا را درست كنم حضرت فرمود «پس آشكار شد كه به آن اندكی كه كنار میگذاشتی نیازی نداشتیم ) و سپس به مامور بیت المال دستور دادند كه از مستمری ایشان به همان اندازه كاسته شود.
داستان دوم:
روزی پیامبر برای جنگی اعانه جمع می فرمودند حضرت عمر (رضی الله عنه) نصف مال خود را آوردند و تقدیم كردند و حضرت ابوبـكر آمدند و همـه مال خود را در طبـق اخلاص نهـادند حضرت پیامبـر پرسیـدند ( برای زن و بچه ات چیزی گذاشته ای؟)( عرض كرد خدا و رسولش را ) . 
انسان پیرو هوای نفسانی، از مرگ می ترسد اما زندگی صحابه سراسر پر از امثال و نمونه هایست كه نشان دهنده عدم واهمه آنها از مردن است.و اصحاب دیگر پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) نیز به همین ترتیب زیسته اند. آنها زاهدان و متقیانى بودند كه از مرگ بیمی به دل راه نمی دادند. و بسادگی زندگی میكرده اند این را اهل  تشیع در مورد اغلب اصحاب قبول دارد الا بعضی از آنها و بارزترین اعتراض آنها به حضرت عثمان رضی الله عنه است، ایراد میگیرند كه خلیفه سوم فامیل بازی میكرد به آشنایان خویش بخشش های كلان میداد اما با این وجود انكار نمی كنند كه حضرت عثمان با وجود برخورداری ازثروت فراوان بسادگی زندگی میكردند و همین دلیل ما می شود تا بپرسیم: هنگامیكه آن حضرت از مال خلافت كه هیچ، حتی از مال شخصی خود جز برای گذران یك زندگی فقیرانه بهره نمیگرفتند چگونه راضی می شدند تا خویشاوندانشان سوء استفاده كنند؟ وب یت المال را بیغما برند؟ درحرف حرف آنها تضاد موج میزند اگر سوء استفاده هم صورت گرفته بدون رضایت و اطلاع آن حضرت بوده است. كاری كه اصحاب و پسران آنها برای پیشبرد اسلام كرده اند متاسفانه تا امروز نظیر آن دیده نشده بلكه حتی بعضی از دستاورد های آنها را ما مدعیان اسلام ناب محمدی از كف داده ایم مرز های شمالی ایران را مرز بین كفر و اسلام میدانیم اما آیا بی خبریم كه در زمان صحابه و تابعین مرزهای كفر صدها كیلومتر دورتر از محل كنونی واقع بودند این همه به كوشش و همت صحابه حاصل شده بود.با این تفاصیل چگونه باور كنیم كه یك عده منافق و مرتد و خائن و فرزندان آنها خدمتی به اسلام كرده اند كه در ادوار بعدی مسلمانان هرگز مثل آنرا نتوانستند انجام دهند آیا این كار نامه درخشان یاران پیامبر كافی نیست كه نپذیریم آنها بهترین افراد این امت بودند نه بدترین آنها؟ از یهودی بپرسید كه (بهترین افراد یهود كیانند ) می گویند یاران موسی (علیه الصلاه والسلام) مسیحیان می گویند یاران عیسی(علیه الصلاه والسلام) مسلمانان می گویند یاران محمد (صلی الله علیه واله وسلم) ولی نه همه مسلمانها متاسفانه بعضی می گویند بدترین افراد امت ما یاران محمد صلی الله علیه و سلم  هستند؟ حالا بیایید فرض كنیم ابوبكر و عمر و عثمان (رضی الله عنه ) عطش قدرت طلبی داشتند بیایید این فرض نادرست را بكنیم و بعد بپرسیم بسیار خوب بقیه اصحاب كه سرشان از نمد قدرت بی كلاه ماند چرا این گناه بی لذت را كردند؟ و برای چی بخاطر آبادی دنیای دیگری آخرت خود را برباد دادند؟ چه باعث شد امروز بروند و حرف پیامبر را نادیده بگیرند و فردایش در جنگ با مسیلمه كذّاب شهید شوند؟. مگر ابوبكر به آنها پول میداد یا مقام میداد؟ هر كس میداند ابوبكر عمر نه خودشان خوردند و نه اجازه دادند دیگر