 ترس هم درچنین لحظات گناه نیست فرشتگان خداوند(ج) به حضرت لوط ميگویند . ( وَلَمَّا أَنْ جَاءَتْ رُسُلُنَا لُوطاً سِیءَ بِهِمْ وَضَاقَ بِهِمْ ذَرْعاً وَقَالُوا لا تَخَفْ وَلا تَحْزَنْ إِنَّا مُنَجُّوكَ ) (العنكبوت:33) (و هنگامیكه فرستادگان ماپیش لوط آمدند تنگدل و اندوهگین شد بسبت آنها فرشتگان گفتند نه بترس ونه اندوهگین شو ما ترا نجات میدهیم .) باقران جوابشان را دادیم شاید گردن به حق فرود آرند . ابوبكر درمدینه نیز خدمات درخشانى انجام داد ودر كلیه جنگها همراه پیامبر بود اول ایمان آورد وبعد هجرت كرد پس جهاد نمود وبه حق مشمول این آیات است ( الَّذِينَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِی سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَهً عِنْدَ اللَّهِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ يُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُمْ بِرَحْمَهٍ مِنْهُ وَرِضْوَانٍ وَجَنَّاتٍ لَهُمْ فِيهَا نَعِيمٌ مُقِيمٌ ) سورة التوبة 20ـ22 (  كسانیكه ایمان آوردند وهجرت كردند وجهاد نمودند با مال وجان درراه خدا آنها داراى مرتبه اى بلند تر در نزد خدایند وآنها پیروز شدگان هستند خدایشان به آنها بشارت رحمت و خشنودى و باغهاى بهشت را میدهد كه در آن نعمت جاودان مقیم هستند و خدا در نزد او پاداش بزرگ است .) ابوبكر علاوه بر اینها انفاق نیز مى نمود وقتى یكى از فامیلهاى فقیرش كه همیشه مورد لطف او بود و از او كمك مالى در یافت میكرد علیه عایشه در ماجراى غوغاى منافقان شایعه پراكنى كرد ابوبكر قسم خورد كه دیگر به او كمك نكند اما این آیات نازل شد . ( وَلا يَأْتَلِ أُولُو الْفَضْلِ مِنْكُمْ وَالسَّعة أَنْ يؤْتُوا أُولِی الْقُرْبَى وَالْمَسَاكِينَ وَالْمُهَاجِرِينَ فِی سَبِيلِ اللَّهِ وَلْيعْفُوا وَلْيَصْفَحُوا أَلا تُحِبُّونَ أَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ) (النور:22 ) (و نباید كه قسم بخورند دارندگان مال مكنت از شما به اینكه به خویشاوندان و فقیران و مهاجران راه خدا چیزى ندهند باید كه عفو كنند و در گذرند آیا دوست ندارید كه خدا از شما بگذرد و خدا غفور و رحیم  است) ابوبكر وقتى این آیه را شنید . (الاتحبون ان يغفرالله لكم) ( آیا دوست ندارید كه خدا شما را بیامرزد ) گفت : چرا دوست داریم كه خدا مرا بیامرزد پس به كمك خود ادامه داد تامشمول رحمت خدا شود. 
او در جنگها از جان مایه میگذاشت فرزند كافرش در جنگ در صف كفار بود بعدها كه مسلمان شد به پدرش گفت ( پدرجان در یكى از ساعات جنگ در پشت تو قرار گرفتم اما رحمت پدر فرزندى مانع ازحمله من به توشد ) ابوبكر فرمود ( به خدا اگر من در چنان موقعیتى بودم به تو رحم نمى كردم ) او از مال خود نیز در راه پیشرفت اسلام گذشت . در روزهائیكه پیامبر بیمار بودند بیماریى كه منجربه رحلت حضرت شد این ابوبكر بود كه به امر رسول خدا پیش نماز مردم شد . پس از وفات آن حضرت نیز سكان كشتى طوفان زده اسلام در دستهاى پر توان و پر تدبیر ابوبكر قرار گرفت و با آنكه مدت خلافت ایشان كوتاه بود اما با این و جود كارنامه درخشانى از ایشان باقى ماند. مدعیان نبوت و مرتدان را از بین برد و به مرزهاى ایران و روم لشكر كشید و طعم شكست را به ابر قدرتهاى زمان خود چشاند و چون در جنگ با پیامبران دروغین خیلى از حافظان و قاریان قرآن شهید شدند ابو بكر احساس خطر كرد و دستور جمع آورى قرآن را صادر كرد و این نیز از جمله كارهاى عظیم آن حضرت است . خدایش درجه بلند عطا فرماید آمین . 
بدون اعتقاد به صحابه ايمان كامل نمي شود

این عنوان شاید شما را به تعجب وا دارد ولى این یك حقیقت است كه اگر صحابه را از اسلام حذف كنیم اصل دین مورد پرسش قرار مى گیرد ؟ هر كسى باید بداند كه دین اسلام از دو پایه اساسى تشكیل یافته اول قرآن دوم حدیث . قرآن توسط صحابه جمع آورى شد اگر ما در صداقت صحابه شك كنیم چگونه مى توانیم به متن قرآن ایمان و یقین داشته باشیم ؟ و سنت نیز توسط صحابه به ما رسیده است اگر صحابه را مردمى هوسباز و نادرست بدانیم چگونه سخنانى كه از پیامبر نقل كرده اند را از آنان بپذیریم و باور كنیم؟ شیعه جواب این اشكال را پیدا كرده او یك كانال 12 نسلى از پیامبر درست كرده و آنرا به امتهاى بعدى متصل نموده است. این كانال ارتباطى با على شروع مى شود و به مهدى ختم مى گردد اما از لحاظ عقلى و علمى كانال خبر رسانى آنها ناقص است . اولاً چون نفر چهارم در این كانال وقتى كه پدرش شهید شد هنوز به سن بلوغ نرسیده بود و اما دهم وقتى پدرش رحلت كرد پسر بچه اى هشت ساله بود واما دوازدهم وقتى عهده دار امر امت شد فقط پنج سال داشت حالا سوال اینجاست كه این همه احادیث چگونه در حفظ و یاد كودكانى  8  و  5 ساله مانده است . دوماً فرضاً كه این كانال 12 نسلى را قبول كنیم این اشكال باقى مىماند كه على كه سرچشمه این كانال است چونكه همیشه با پیامبر نبوده نمى توانسته همه حرفهاى پیامبر و همه اعمال ایشان كه ( مجموعاً سنت را تشكیل مىدهند ) را شاهد بوده باشد وبه نسل بعدى منتقل كند بطور مثال شكى نیست كه پس از نماز عشاء دیگر على به خانه خود میرفت پیامبر به خانه خود و نماز شب و امور خانواده و غیره را على شاهد نبوده پس این كانال را اگر قبول كنیم نمى توانیم بگوییم كه كامل است سنت وقتى كامل مى شود كه همه همراهان و هم صحبتان و اصحاب پیامبر آنچه كه از پیامبر دیده اند را نقل كنند و وقتى ماهمه اصحاب را قبول نكنیم یعنى همه سنت را قبول نداریم . عالمان شیعه جواب این اشكال را به این صورت میدهد كه مدعى هستند امامان موجوداتى مافوق بشر بودند و علم لدنى داشتند و آن براى یادگیرى علوم به اسباب و وسایل نیاز نداشتند و سن در درجه صحت احادیثى كه از آنها داریم هیچگونه تأثیرى ندارد این نحوء اعتقاد آنها احادیث و قرآن است و بدیهى است كه برپایه هاى علمى و عقلى استوار نیست پس هر چه را كه مفتریان خواسته اند به پیامبر و امامان نسبت داده اند . و چاره اى غیرازفكر كردن وعمل كردن به این نحو نیز ندارند زیرا آنها صحابه را بدنام نمودند و خود راه خویش را به پیامبر مسدود كردند لهذا نا چارند كانالهاى خیالى درست كنند ! تا ارتباط شان با پیامبر را بنحوى ثابت سازند .  اما ما پیروان صحابه مى گوئیم كه حضرت محمد احوال و حركات و احادیث شان توسط مردان و زنان صحابه بطور دقیق بما رسیده است بطور مثال : حضرت محمد وقتى با عایشه عروسى كرد عایشه تازه به سن بلوغ رسیده بود و سپس بهترین سالهاى جوانى خود را در خانه حضرت محمد سپرى كرد و شب و روز با آن حضرت بود و خاطرات فراوانى از آن حضرت در یاد او مانده است خداوند (ج) به آن حضرت فرزندى نیز نداد تا تمام توجه اش به پیامبر باشد و باز به این دلیل پس از رحلت رسول خدا نیز اجازه شوهر كردن به او را نداد و شاید براى آنكه احادیث پیامبر پخش شود به حضرت عایشه عمرى طولانى داد بطوریكه بیش از نیم قرن پس از وفات رسول خدا نیز در قید حیات بودند و مردم میامدند و خاطرات وى از آن حضرت را به صورت احا