 شيعه درباره ي قرآن</a><a class="text" href="w:text:11.txt">عقيده ي شيعه درباره ي اصحاب پيامبر (ص)</a><a class="text" href="w:text:12.txt">تشابه روافض با يهود  </a><a class="text" href="w:text:13.txt">عقيدة شيعه دربارة امامان  </a><a class="text" href="w:text:14.txt">شيعه و عقيدة رجعت  </a><a class="text" href="w:text:15.txt">شيعه و عقيدة تقيه  </a><a class="text" href="w:text:16.txt">شيعه و عقيده به خاك  </a><a class="text" href="w:text:17.txt">عقيدة روافض دربارة اهل سنت  </a><a class="text" href="w:text:18.txt">عقيدة روافض دربارة‌ متعه و فضيلت آن  </a><a class="text" href="w:text:19.txt">عقيدة‌ روافض دربارة نجف و كربلا و فضيلت زيارت آن  </a><a class="text" href="w:text:20.txt">اختلاف شيعه و اهل سنت در چيست؟</a><a class="text" href="w:text:21.txt">عقيدة شيعه دربارة روز عاشورا و فضيلت آن  </a><a class="text" href="w:text:22.txt">عقيدة‌ شيعه دربارة بيعت  </a><a class="text" href="w:text:23.txt">حكم تقريب بين اهل سنت و شيعه </a><a class="text" href="w:text:24.txt">اقوال امامان سلف و خلف دربارة روافض</a><a class="text" href="w:text:25.txt">سورة دروغين ولايت</a><a class="text" href="w:text:26.txt">لوح فاطمة المزعوم</a><a class="text" href="w:text:27.txt">دعاء صنمي قريش</a><a class="text" href="w:text:28.txt">خاتمه</a><a class="text" href="w:text:29.txt">مراجعي براي رد روافض</a></body></html>نظام الدين محمد اعظمي در مقدمة كتاب (الشيعة‌ و المتعة) مي گويد: «اختلاف ما و آنان در مسايل فقهي و فرعي مانند متعه نيست, بلكه فراتر از آن در اصول اختلاف داريم, اختلاف در عقيده مانند مسايل زير:
1- روافض مي گويند كه قرآن تحريف شده و ناقص است. 
ما اعتقاد داريم كه قرآن كلام خدا كامل است و هيچ نقصي ندارد, هرگز نقص,‌ تبديل و تغييري در آن صورت نگرفته و تا قيامت نيز چنين چيزي اتفاق نخواهد افتاد,‌ همانگونه كه خداوند فرموده است: ﴿إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ﴾[1]. «ذكر (قرآن) را ما نازل كرده ايم و ما حفاظتش خواهيم نمود».
2- روافض مي گويند كه اصحاب حضرت پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم جز چند نفري, بقيه همه پس از وفات ايشان مرتد شدند و به كفر بر گشتند و به امانت و ديانت خويش خيانت كردند, خصوصاً خلفاي ثلاثه: ابوبكر, عمر و عثمان, و به اين خاطر خلفاي ثلاثه نزد شيعه از سخت ترين و گمراهترين كافرانند.
ما اعتقاد داريم كه اصحاب رسول الله صلي الله عليه وآله وسلم, پس از پيامبران بهترين افراد بشر هستند و همگي عادلند و بر رسول الله صلي الله عليه وآله وسلم دروغ نمي گويند و در نقل و روايت ثقه و معتمد و مورد اطمينان هستند.
3- روافض مي گويند كه دوازده امامشان معصومند و غيب و تمامي علومي كه فرشتگان و پيامبران مي دانسته اند, آنها مي دانند, احوال گذشته و آينده را مي دانند و هيچ چيزي بر آنها پوشيده نيست, و همة‌ زبانهاي دنيا را مي دانند و زمين همه مال آنانست.
ما معتقديم كه,‌ امامان مانند ديگر افراد بشر هستند و هيچ تفاوتي با ديگران ندارند, برخي از آنان فقيه, عالم و خليفه بوده اند ما چيزي را كه خود ادّعا نداشته اند, و بلكه از آن نهي نموده و بيزاري جسته اند, به آنان نسبت نمي دهيم»[2]. 
-------------------------
[1] سورة‌ حجر آية 9.
[2] نظام الدين محمد الاعظمي, مقدمة «الشيعة‌ و المتعة» ص 6.روافض محافل ماتم و نوحه خواني تشكيل مي دهند و در خيابانها و ميدانهاي عمومي تظاهرات مي كنند و در ده روز اول محرم به ياد شهادت حضرت حسين رضي الله عنه لباس سياه مي پوشند و اين كار را از بهترين عبادات مي دانند و بر سر و صورت و سينه و پشت خود مي كوبند, گريبان خود را چاك مي دهند و فرياد مي زنند:يا حسين, ياحسين, خصوصاً‌ در روز دهم محرم, از اين گذشته خود را با زنجير و شمشير مي زنند, همانگونه كه در كشورهاي كه شيعه وجود دارد, مشاهده مي شود, مانند ايران و غيره.

آخوندهاي شيعه آنان را براي اين خرافات كه به سبب آن مسخرة‌ جهانيان شده اند, تشويق مي كنند, از يكي از مراجع آنان, محمد حسن آل كاشف الغطاء دربارة اين خرافات پرسيده شد, او در جواب گفت: اين كارها تعظيم شعائر الهي است ﴿ذَلِكَ وَمَنْ يُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ﴾[1].
------------------------------
[1] سورة حج آية‌: 32.
هر سال اين خرافات را اجرا مى كنند, با اينكه پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم در حديثى صحيح از كوبيدن بر سر و صورت و پاره كردن گريبان . . . منع فرموده اند. (صحيح مسلم 103).  اما روافض أخزاهم الله حديث پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم را به ديوار مى كوبند, زيرا از همه‌ فرقه ها, شيعه بر رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم بيشتر دروغ و افترا مى بندند.روافض هر حكومتي جز حكومت دوازده امامي را باطل مي دانند در كتاب (الكافي بشرح المازندراني) و (الغيبة) نعماني از ابوجعفر روايت كرده اند كه: «هر پرچمي كه قبل از پرچم قائم (مهدي شيعه) بر افراشته شود, صاحب آن پرچم طاغوت است»[1].

پيروي از حاكمي كه از جانب خداوند منصوب نباشد, جايز نيست مگر از روي تقيه, و همة‌ حاكمان مسلمان در رأس آن خلفاي راشدين,‌ ابوبكر و عمر و عثمان رضي الله عنهم را, حاكماني ظالم, ستمگر و بي صلاحيت مي نامند. 

مجلسي گمراه دربارة سه خليفة راشد مي گويد: «آنان غاصب, ستمگر و مرتد بودند, لعنت خدا بر آنان و همة‌ پيروانشان از گذشته و آينده كه در ظلم بر اهل بيت شريك بوده اند باد»[2].

اين گفتة‌ يكي از امامان شيعه است كه كتابش يكي از مهمترين مصادر اساسي آنان در حديث شمرده مي شود.

و بر اساس اعتقادي كه دربارة خلفاي راشدين دارند,‌ هر كسي را كه با آنان همكاري نموده طاغوت و ستمگر مي دانند, كليني از عمر بن حنظله روايت كرده كه مي گويد: «از ابوعبدالله پرسيدم كه دو نفر باهم دربارة‌ مسأله اي ديني و يا ميراث با هم اختلاف دارند,‌ آيا جايز است كه براي حل اختلاف خود نزد حاكم و يا قاضي بروند؟ وي در جواب گفت: هر كس به حق و يا باطل آنان را در ميان خود حكم و داور قرار بدهد,‌ بداند كه به طاغوت پناه آورده و آنچه برايش حكم كنند,‌ حرام است گر چه حق مسلم او باشد؛ زيرا آن را بر اساس حكم طاغوت گرفته است»[3]. 

خميني (عليه من الله ما يستحق) در شرح اين قول مي گويد: «امام خود از رجوع كردن به سلاطين و قضات منع مي كند و رجوع به آنان را,‌ رجوع به طاغوت مي داند»[4]. 
-------------------------
[1] الكافي بشرح المازندراني 12/371 و البحار 25/113.
[2] مجلسي, بحارالأنوار 4/385 .
[3]كليني, الكافي 1/67 و التهذيب 6/301 و من لايحضره الفقيه 3/5. 
[4] خميني, الحكومة‌الإسلامية ص 74 .خوانندة گرامي! در اين موضوع به گفتاري از دكتر ناصر قفازي حفظه الله اكتفا مي كنم, وي مي گويد: «چگونه تقريب ممكن است با گروهي كه در قرآن شك و شبهه دارند و آن را به غلط تفسير و تأويل مي كنند و معتقدند كه علاوه از قرآن بر امامان كتابهاي ديگري نازل شده[1], و امامت را برابر با نبوت مي دانند و امامان را برابر با پيامبران بلكه بالاتر مي دانند و عبادت خداوند يگانه را كه رسالت تمامي پيامبران بوده,‌ به گونه اي ديگر تعبير و معنا مي كنند و مي گويند عبادت خداوند يعني اطاعت از امامان و شرك به خداوند يعني در كنار امامان از كسي ديگر اطاعت شود, و بزرگان اصحاب حضرت پيامب