سخه نوشت و در آن همة قرائت‌ها بودند، و قرائت‌هاي ثابت از پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- را ملغي نكرد. و بعضي از علما گفته‌اند كه او فقط يك قرائت كه بر زبان قريش بود را گذاشت.

ابن العربي در مورد جمع‌آوري قرآن و سوزاندن ديگر نسخه‌ها مي‌گويد: اين كار نيكي و كار خوب بزرگ عثمان بود، او اختلاف را به طور قطع از بين برد و خداوند به دست او قرآن را محفوظ گرداند[20].

پس اين كار فضيلتي از فضايل عثمان و از شاهكارهاي اوست، كه دشمنان آن را براي او عيب شمرده و بهانه‌اي براي خرده گرفتن از او قرار داده‌اند. 

و عين الرضا عن كل عيب كليلة
  
 ولكن عين السخط تبدي المساويا
 

وآن كه راضي است از همه عيب‌ها چشم مي‌پوشد.

و آن ناديده مي‌گيرد و آن كس كه ناخوشنود است بدي‌ها را آشكار مي‌كند.

 

اعتراض پنجم: مي‌گويند ابن مسعود را چنان زد كه روده‌هايش پاره شد، و عمار بن ياسر را زد و پهلوهايش را شكست. 

اين دروغ است چون اگر روده‌ها و شكم ابن مسعود پاره مي‌شد زنده نمي‌ماند، پس نه شكم ابن مسعود پاره شد و نه پهلوهاي عمار شكسته شده‌اند.

 

اعتراض ششم: اضافه كردن به حريم پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم-، پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- حريمي داشت، و فرمود: حريم، حريم خدا و پيامبر است[21].

و عمر براي شتران صدقه منطقه خاصي را در نظر گرفت كه فقط شتران بيت المال در آن چرانده مي‌شوند، تا چاق شوند و مردم از آن استفاده كنند، وقتي عثمان به خلافت رسيد و اموال زكات بيشتر شدند او اين مرتع و حريم را گسترش داد، بنابراين بر او اعتراض كردند، و به او گفته شد حريمي كه تعيين كرده‌اي آيا خداوند به تو اجازه چنين كاري را داده است يا بر خدا دروغ مي‌بندي؟ عثمان -رضی الله عنه- گفت: عمر قبل از من براي شتران صدقه حريمي را تعيين كرده بود، وقتي من به حكومت رسيدم شتران بيت المال و صدقه بيشتر شدند بنابراين من حريم را اضافه كردم[22].

 

اعتراض هفتم: نماز را در سفر كامل خوانده است. پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- و ابوبكر و عمر -رضي الله عنهما- در سفر دو ركعت مي‌خواندند و عثمان در ابتداي خلافت خود در سفر دو ركعت خواند، و سپس نماز را در سفر كامل مي‌خواند. پاسخ اين است كه اولاً اين يك مسئله فقهي و اجتهادي است كه عثمان در آن اجتهاد كرد و به خطا رفت، و چه اشكال دارد؟ اگر اشتباه كرده باشد، ابن هم اگر اشتباه كرده باشد، و آيا به خاطر اين كار ريختن خون عثمان حلال است؟

و چه كسي غير از پيامبر خدا -صلى الله عليه وآله وسلم- معصوم است؟ و علاوه بر اين بايد گفت كه علماء در مورد اين مسئله با هم اختلاف دارند، و نظر بيشتر اهل علم اين است كه قصر و شكستن نماز در سفر يك سنت مستحب است[23]، پس اگر عثمان كاري كرده او فقط يك امر مستحب را ترك گفته است، و كار جايزي را انجام داده است، و يا اينكه رخصت را ترك نموده، و به عزيمت عمل كرده است. 

اما چرا عثمان نماز را در سفر كامل خواند؟ گفته‌اند كه او به دو خاطر چنين كرد: 

1- چون او در مكه ازدواج كرده بود و مكه را شهر خود مي‌دانست بنابراين آن جا نماز را كامل خواند. 

2- او مي‌ترسيد كه باديه‌نشين‌ها دچار فتنه ‌شوند و وقتي به سرزمين خود برگردند آن جا نيز نماز را شكسته بخوانند، بنابراين عثمان نماز را كامل خواند تا برايشان بيان كند كه در اصل نماز چهار ركعت است، و خداوند بهتر مي‌داند.

و وقتي عايشه در سفر نماز را كامل خواند به عروه گفتند: عايشه چرا در سفر نماز را كامل خواند؟ گفت: او همانند عثمان تاويل كرد، پس منظور اين است كه عثمان تأويل كرد[24].

 

در کتاب الکافی کلینی 4/524 از جعفر صادق روایت شده که کامل خواندن نماز در حرمین بهتر است.اعتراض هشتم و نهم و دهم: در جنگ بدر حاضر نشد، روز أُحد فرار كرد، و در بيعت الرضوان حضور نداشت.

پاسخ به اين اعتراض در صحيح بخاري بيان شده است: عثمان بن موهب مي‌گويد: مردي از اهل مصر آمد و گفت: اين قوم چه كساني هستند؟ گفتند: آنها قريش هستند. گفت: بزرگ شما كيست؟ گفتند: عبدالله بن عمر، آنگاه آن مرد پيش عبدالله بن عمر آمد و گفت: اي ابن عمر من تو را از چيزي مي‌پرسم پاسخ آن را به من بگو.

آيا مي‌داني كه عثمان در روز أُحد فرار كرد؟ گفت: بله.

آيا مي‌داني كه عثمان در جنگ بدر شركت نداشت؟ گفت: بله.

آيا مي‌داني كه عثمان در بيعت الرضوان حضور نداشت؟ گفت بله.

مصري گفت: الله اكبر، يعني حقي كه مي‌خواستم ثابت شد. آنگاه عبدالله بن عمر به او گفت: بيا تا برايت توضيح دهم، درباره فرار كردن او از جنگ أُحد بايد بگويم كه خداوند او را بخشيده و آمرزيده است چنان كه او تعالي مي‌فرمايد: ﴿إِنَّ الَّذِينَ تَوَلَّوْا مِنْكُمْ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ إِنَّمَا اسْتَزَلَّهُمُ الشَّيْطَانُ بِبَعْضِ مَا كَسَبُوا وَلَقَدْ عَفَا اللَّهُ عَنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ حَلِيمٌ﴾. (آل عمران: 155). «آنان كه در روز روياروئي دو گروه (مسلمان و كافران در جنگ احد) فرار كردند، بيگمان اهريمن به سبب پاره‌اي از آنچه كرده بودند آنان را به لغزش انداخت و خداوند ايشان را بخشيد، چرا كه خداوند آمرزنده و شكيبا است».

اما در شركت نكردن او در جنگ بدر براي آن بود كه دختر پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- كه همسر عثمان بود بيمار بود، و پيامبر به او گفت تو از همسرت پرستاري كن و پاداش فردي كه در جنگ حضور دارد به تو مي‌رسد و نيز سهميه غنيمت تو هم به تو مي‌رسد، بنابراين عثمان به دستور پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- در جنگ شركت نكرد و پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- از غنيمت‌هاي به دست آمده از اين جنگ به او سهميه داد.

و اما حاضر نبودن او در بيعت الرضوان براي آن بود كه كسي در مكه محترم‌تر از او نبود كه پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- او را به جاي عثمان بفرستد[25]. و بيعت الرضوان بعد از رفتن عثمان به مكه انجام شد، و پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- دست راست خود را به جاي دست عثمان قرار داد و گفت: اين دست عثمان است.

آنگاه ابن عمر به آن مرد مصري گفت: پس اينها را به خاطر بسپار و برو[26].

 
25.پیامبر -صليى الله عليه وسلم- عثمان -رضي الله عنه- را به مکه فرستاد تا به اهل مکه بگوید که او برای ادای عمره آمده است و بعد از رفتن عثمان بیعت الرضوان انجام شد، و عثمان حضور نداشت و او به دستور پیامبر ص به مکه رفته بود و بیعت رضوان به خاطر گرفتن خون عثمان انجام شد، چون وقتی شایع شد که عثمان کشته شده است. پیامبر اصحاب را جمع کرد و برای گرفتن خون عثمان از آنها بیعت گرفت، و کسی برای مردم مکه عزیزتر از عثمان نبود که پیامبر او را بفرستد.اعتراض يازدهم: مي‌گويند كه عثمان عبيدالله بن عمر را به خاطر كشتن هرمزان قصاص نكرد. در كتابهاي تاريخ معروف است كه بعد از آن كه ابو لؤلؤ مجوسي عمر بن الخطاب را كشت، وقتي مردم چادري بر او انداختند او خودكشي كرد[27]، و بعد از آن عبيدالله بن عمر مردي را به نام هرمزان به قتل رساند، هرمزان مجوسي بود كه مسلمان شد، وقتي به عبيدالله گفتند كه چرا