ارند.
شبهه يازدهم: درباره اين آيات كه: ﴿يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ تَبْتَغِي مَرْضَاتَ أَزْوَاجِكَ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ * قَدْ فَرَضَ اللَّهُ لَكُمْ تَحِلَّةَ أَيْمَانِكُمْ وَاللَّهُ مَوْلاكُمْ وَهُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ * وَإِذْ أَسَرَّ النَّبِيُّ إِلَى بَعْضِ أَزْوَاجِهِ حَدِيثاً فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِهِ وَأَظْهَرَهُ اللَّهُ عَلَيْهِ عَرَّفَ بَعْضَهُ وَأَعْرَضَ عَنْ بَعْضٍ فَلَمَّا نَبَّأَهَا بِهِ قَالَتْ مَنْ أَنْبَأَكَ هَذَا قَالَ نَبَّأَنِيَ الْعَلِيمُ الْخَبِيرُ * إِنْ تَتُوبَا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُمَا وَإِنْ تَظَاهَرَا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلاهُ وَجِبْرِيلُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمَلائِكَةُ بَعْدَ ذَلِكَ ظَهِيرٌ﴾.  (التحريم: 1- 4). 

«اي پيامبر! چرا چيزي را كه خدا بر تو حلال كرده به خاطر جلب رضايت همسرانت بر خود حرام مي‌كني؟ و خداوند آمرزنده و رحيم است. خداوند راه گشودن سوگندهايتان را (در اين گونه موارد) روشن ساخته است، و خداوند مولاي شماست، و او دانا و حكيم است. به خاطر بياوريد هنگامي را كه پيامبر يكي از رازهاي خود را به بعضي از همسرانش گفت، ولي هنگامي كه وي آن را افشا كرد و خداوند پيامبرش را از آن آگاه ساخت، قسمتي از آن را براي او بازگو كرد و از قسمت ديگر خودداري نمود، هنگامي كه پيامبر همسرش را از آن خبر داد، گفت: چه كسي تو را از اين راز آگاه ساخت، گفت: خداوند عالم و آگاه مرا باخبر ساخت. اگر شما دو زن (عايشه و حفصه) به درگاه خداوند توبه كنيد، به راستي كه دلهاي شما از همدستي عليه پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- به توبه كردن مايل است و دستور خداوند را به سمع قبول دريافته است، و اگر با هم عليه رسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم- متفق شويد، در حقيقت خدا ياور اوست، و همچنين جبرئيل و مؤمنان صالح، و فرشتگان بعد از آنان پشتيبان او هستند».

مي‌گويند: (صغت) يعني به سوي كفر منحرف شده است، و مي‌گويند اين آيات خدا درباره عايشه و حفصه نازل شده‌اند. 

مي‌گوييم: عبيد بن عمير مي‌گويد: از عايشه -رضي الله عنها- شنيدم كه گفت: پيامبر خدا -صلى الله عليه وآله وسلم- پيش زينب بنت جحش همسر و دختر عمة پيامبر مي‌ماند و پيش او عسل مي‌خورد، من و حفصه با يكديگر توافق كرديم كه پيامبر پيش هر كدام از ما آمد به او بگوييم كه بوي مغافير از تو به مشامم مي‌رسد، مغافر خورده‌اي؟ پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- پيش يكي از آنها آمد و او همين سخن را به او گفت آنگاه پيامبر فرمود: چيزي نيست پيش زينب عسل خورده‌ام و دوباره نخواهم خورد. پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- در آن وقت پيش حفصه بنت عمر بود و به او گفت: كسي را خبر نكن دوباره نخواهم خورد او عايشه را خبر كرد كه در نقشه‌اش موفق شده است، و پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- از خوردن عسل امتناع ورزيده و براي بار دوم هرگز عسل نخواهد خورد، آن گاه خداوند اين آيات را نازل فرمود: ﴿يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ تَبْتَغِي مَرْضَاتَ أَزْوَاجِكَ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ * قَدْ فَرَضَ اللَّهُ لَكُمْ تَحِلَّةَ أَيْمَانِكُمْ وَاللَّهُ مَوْلاكُمْ وَهُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ * وَإِذْ أَسَرَّ النَّبِيُّ إِلَى بَعْضِ أَزْوَاجِهِ حَدِيثاً فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِهِ وَأَظْهَرَهُ اللَّهُ عَلَيْهِ عَرَّفَ بَعْضَهُ وَأَعْرَضَ عَنْ بَعْضٍ فَلَمَّا نَبَّأَهَا بِهِ قَالَتْ مَنْ أَنْبَأَكَ هَذَا قَالَ نَبَّأَنِيَ الْعَلِيمُ الْخَبِيرُ * إِنْ تَتُوبَا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُمَا وَإِنْ تَظَاهَرَا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلاهُ وَجِبْرِيلُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمَلائِكَةُ بَعْدَ ذَلِكَ ظَهِيرٌ﴾.  (التحريم: 1- 4). 

يعني از حسادتي كه شما زنان به يكديگر مي‌ورزيد خداوند پشتيبان پيامبر است، و اينكه فرمود: (صغت) يعني دلهايتان در اين كار از حق منحرف شده است، پس كاري اشتباه است، و به معني اين نيست كه كافر گشته‌ايد، چگونه چنين چيزي ممكن است و حال آن كه آنان همسران پيامبر و مادران مؤمنان هستند و آنان كسانيند كه خداوند به پيامبر دستور داده كه كسي از آنها را طلاق ندهد و به جاي آنها همسري ديگر بر نگزيند و با وجود آنها با زني ديگر ازدواج نكند. چنان كه خداوند متعال مي‌فرمايد: ﴿لاَ يَحِلُّ لَكَ النِّسَاءُ مِنْ بَعْدُ وَلا أَنْ تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْوَاجٍ وَلَوْ أَعْجَبَكَ حُسْنُهُنَّ إِلاَّ مَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ رَقِيباً﴾. (الأحزاب: 52). 

«بعد از اين ديگر زنى بر تو حلال نيست، و نمى‏توانى همسرانت را به همسران ديگرى مبدل كنى (بعضى را طلاق دهى و همسر ديگرى به جاى او برگزينى) هر چند جمال آنها مورد توجه تو واقع شود، مگر آنچه كه بصورت كنيز در ملك تو درآيد! و خداوند ناظر و مراقب هر چيز است».

و بعد از اين طبق روايت صحيح خدا به او اجازه ازدواج زناني ديگر غير از آنها را داد.

مهم اين است كه اين دليلي است براي اينكه به جوش آمدن غيرت امر بسيار طبيعي است كه بين زنان رخ مي‌دهد، بلكه همسران پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- دو گروه بودند.

عايشه -رضی الله عنها- مي‌گويد: زنان پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- دو گروه بودند، در يك گروه عايشه و حفصه و صفيه و سوده بود، و در گروه ديگر ام سلمه و ديگر زنان پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- بودند. مسلمين دانستند كه پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- عايشه را خيلي دوست دارد، بنابراين اگر كسي مي‌خواست براي پيامبر هديه‌اي بفرستد آن را نگاه مي‌داشت تا آن كه پيامبر به خانه عايشه مي‌رفت آنگاه هديه را براي پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- مي‌فرستاد، گروه ام سلمه به ام سلمه گفتند كه با پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- حرف بزن تا به مردم بگويد: هر كس مي‌خواهد براي پيامبر هديه‌اي بفرستد پيامبر در هر خانه‌اي از خانه‌هايش كه بود آن را بفرستد. ام سلمه خواسته زنان پيامبر را با پيامبر در ميان گذاشت، پيامبر چيزي به او نگفت، از او پرسيدند، گفت: پيامبر به من چيزي نگفت، آنگاه آنها به او گفتند با پيامبر حرف بزن، عايشه مي‌گويد: وقتي نوبت ام سلمه شد و پيامبر پيش او رفت، ام سلمه با او حرف زد، اما پيامبر در پاسخ او چيزي نگفت، زنان از او پرسيدند، او گفت: پيامبر به من چيزي نگفت، زنان گفتند: با او حرف بزن تا آن كه پاسخ تو را بدهد.

آنگاه پيامبر به او گفت: دربارة عايشه مرا اذيت نكن در محاف هيچ زني جز عايشه بر من وحي نازل نشده است، ام سلمه گفت: اي پيامبر خدا از اذيت كردن تو توبه مي‌كنم.

سپس آنها (يعني گروه ام سلمه) فاطمه دختر پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- را فراخواندند و او را پيش پيامبر فرستادند، او آمد و گفت: زنانت از تو مي‌خو