صُرُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُولَئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ﴾. (الحشر: 8).

«اين اموال براي فقيران مهاجراني است كه از خانه و كاشانه و اموال خود بيرون رانده شدند، آنها فضل خداوند و رضاي او را مي‌طلبند و خدا و رسولش را ياري مي‌كنند، آنها راستگويانند».

و پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- سيزده سال در مكه به دعوت خويش ادامه داد، تا اينكه خداوند به او فرمان داد تا به مدينه هجرت كند، در اين وقت اصحاب و يارانش نيز با او هجرت كردند و اموال و فرزندان و خانه‌هايشان را در راه خدا ترك گفتند، و وقتي پيامبر -صلی الله علیه وآله وسلم- به مدينه رسيد اهالي مدينه او را جاي دادند و او را ياري كردند، و با همه مردم به خاطر پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- دشمني ورزيدند، و با مهاجرين همدردي نموده و اموال و خانه‌هايشان را در اختيار آنها گذاشتند، و حتي فردي كه از انصار كه دو تا زن داشت به مهاجر مي‌گفت هر كدام را كه مي‌خواهي انتخاب كن من آن را طلاق مي‌دهم و آن وقت شما با آن ازدواج كن.

خداوند می‌فرمايد: ﴿وَالَّذِينَ تَبَوَّأُوا الدَّارَ وَالْأِيمَانَ مِنْ قَبْلِهِمْ يُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَيْهِمْ وَلا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمْ حَاجَةً مِمَّا أُوتُوا وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ وَمَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ﴾. (الحشر: 9). 

«و براي كساني است كه در اين سرا (سرزمين مدينه) و در سراي ايمان پيش از مهاجران مسكن گزيدند، هر مسلماني را به سويشان هجرت كند دوست دارند، و در دل خود نيازي به آنچه به مهاجران داده شده احساس نمي‌كنند، و آنها را بر خود مقدم مي‌دارند هرچند خودشان بسيار نيازمند باشند، و كساني كه از بخل و حرص نفس خويش بازداشته شده‌اند، رستگارانند».

و پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- دعوت را به بيرون از مدينه گسترش داد تا اينكه تمام جزيره‌العرب را فرا گرفت و تا آن كه روز بزرگي كه خداوند در آن روز مكه را براي پيامبرش فتح كرد فرا رسيد و اهل مكه مسلمان شدند، و بعد از آن همه جزيره‌العرب زير فرمان پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- قرار گرفت.

بعد از بيست و سه سال دعوت و جهاد اجل از پيش مقدر شده فرا رسيد و آن حضرت به لقاي خدا شتافت، چنان كه خداوند متعال مي‌فرمايد: ﴿وَمَا مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ وَمَنْ يَنْقَلِبْ عَلَى عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اللَّهَ شَيْئاً وَسَيَجْزِي اللَّهُ الشَّاكِرِينَ﴾. (آل عمران: 144). 

«محمد -صلى الله عليه وآله وسلم- فقط فرستاده خداست; و پيش از او، فرستادگان ديگرى نيز بودند; آيا اگر او بميرد و يا كشته شود، شما به عقب برمى‏گرديد؟ (و اسلام را رها كرده به دوران جاهليت و كفر بازگشت خواهيد نمود؟) و هر كس به عقب باز گردد، هرگز به خدا ضررى نمى‏زند; و خداوند بزودى شاكران (و استقامت‏كنندگان) را پاداش خواهد داد».

با وفات پيامبر دنيا تاريك شد، و چرا چنين نباشد در حالي كه پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- مي‌فرمايد: «هر گاه كسي از شما به مصيبتي گرفتار آمد مصيبت از دست دادن مرا به ياد آورد، بدون ترديد كه آن بزرگترين مصيبت است»[3]. بنابراين از زماني كه خداوند انسان را آفريده است تاكنون جهان مصيبتي بزرگتر از وفات پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- به خود نديده است، وقتي پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- وفات يافت دخترش فاطمه مي‌گفت: اي پدر؛ نداي پروردگار را لبيك گفتي، و بهشت فردوس جايگاه توست، مصيبت از دست دادن تو را به جبرئيل مي‌رسانم[4].

و انس بن مالك -رضی الله عنه- مي‌گويد: روزى كه پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- وارد مدينه شد تمام مدينه روشن شد، و روزي كه وفات يافت همه چيز تاريك شده و گفت: مرگ او باورمان نمي‌شد.

و ابوبكر -رضی الله عنه- بعد از وفات پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- به عمر -رضی الله عنه- گفت: بيا براي ديدار ام ايمن برويم و وقتي پيش ام ايمن رفتند ام ايمن گريه كرد آنها به او گفتند: چرا گريه مي‌كني؟[5] آنچه نزد خداست براي پيامبر بهتر است، او گفت: سوگند به خدا براي اين گريه نمي‌كنم كه نمي‌دانم جاي پيامبر پيش خدا بهتر از دنياست، بلكه براي اين گريه مي‌كنم كه ديگر وحي از آسمان نمي‌آيد، و او آنها را به گريه انداخت و ابوبكر و عمر گريه كردند[6]، و اينگونه اين روح پاك به سوي پروردگارش پرواز كرد و دين خدا در زمين باقي ماند.
--------------------------------------------------------------------------------
[1]- در تعیین روز تولد پیامبر -صلى الله عليه وآله وسلم-  اختلاف است. 

[2]- پیامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- فرموده است: من سرور و سیّد انسان‌ها در روز قیامت هستم و افتخار نیست. مسند احمد 3/2 حديث 11000.

[3]- الطبقات الکبری 2/275 و آلبانی آن را صحیح دانسته و در سلسله احادیث صحیحه ذکر کرده است 1106.

[4]- صحیح بخاری کتاب المغازی باب مرض النبی ووفاته حدیث 4193، 4/1619.

[5]- ابن ماجه – کتاب الجنائز – باب وفات النبی حدیث 1163.

[6]- مسلم – کتاب فضائل الصحابه حديث 2454.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:15.txt">خلافت ابوبكر صديق -رضی الله عنه-  از (11) هجري تا (13) هجري</a><a class="text" href="w:text:16.txt">سقيفه بني ساعده</a><a class="text" href="w:text:17.txt">اسلام آوردن ابوبكر -رضي الله عنه</a><a class="text" href="w:text:18.txt">اشاره‌هاي پيامبر به خلافت ابوبكر</a><a class="text" href="w:text:19.txt">جنگ با مرتدان و منكران زكات</a><a class="text" href="w:text:20.txt">جنگ شام</a><a class="text" href="w:text:21.txt">وفات ابوبكر -رضی الله عنه-</a></body></html>خلافت ابوبكر صديق -رضی الله عنه-
 از (11) هجري تا (13) هجري
وقتي پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- وفات يافت ابوبكر داشت از آبادي‌هاي اطراف مدينه مي‌آمد، او آمد و چادر را از روي پيامبر دور كرد و بر پيشاني‌اش بوسه زد و گفت: پدر و مادرم فدايت باد، خوش زيستي، و خوش مردي، و سپس چهرة پيامبر را پوشاند و بالاي منبر رفت و گفت: هر كس از شما محمد را مي‌پرستيده است، محمد وفات نموده است، و هر كس از شما خدا را مي‌پرستيده است پس خداوند زنده است و هرگز نمي‌ميرد.

خداوند متعال مي‌فرمايد: ﴿وَمَا مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ وَمَنْ يَنْقَلِبْ عَلَى عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اللَّهَ شَيْئاً وَسَيَجْزِي اللَّهُ الشَّاكِرِينَ﴾. (آل عمران: 144). 

«محمد -صلى الله عليه وآله وسلم- فقط فرستاده خداست; و پيش از او، فرستادگان ديگرى نيز بودند; آيا اگر او بميرد و يا كشته شود، شما به عقب برمى‏گرديد؟ (و اسلام را رها كرده به دوران جاهليت و كفر بازگشت خواهيد نمود؟) و هر كس به عقب باز گردد، هرگز به خدا ضررى نمى‏زند; و خداوند بزودى شاكران (و استقامت‏كنندگان) را پاداش خواهد داد».

آنگاه مردم با صداي بلند گريه كردند و اصحاب پيامبر -صلى الل