 روایت کنید که آن حق است. الکافی 1/53.

[4]- نگاه کنید کتاب خاتمة الوسائل که در آن بیان شده که اثنا عشریه اسنادی ندارند که براساس آن روایات تصحیح گردند و قضیه اسناد بعداً به وجود آمده است، الفائدة التاسعه.

[5]- بخاری – کتاب احادیث الانبیاء – باب قول الله: (واذکر فی الکتاب مریم).

[6]- بخاری، كتاب فضائل الصحابة، باب قول النبي لو كنت متخذاً خليلاً حديث 3671.

[7]- نهج البلاغة ص 95 خطبه 92.

[8]- مستدرک الحاکم 1/93.

[9]- ابو داود، كتاب السنة، باب لزوم السنة حديث 4607، و ترمذی، كتاب العلم، باب ما جاء في الأخذ بالسنة حديث 2676.

[10]- ترمذی، كتاب المناقب، باب مناقب أبي بكر وعمر حديث 3663، ابن ماجه – المقدمه – باب فضائل أصحاب النبي ص 86.

[11]- ترمذی، كتاب المناقب، باب مناقب عبدالله بن مسعود حديث 3805.

[12]- رجال الكشي ص 52.

[13]- رجال النجاشی 52 - الکافی 1/247.

[14]- الکافی 2/155.

[15]- بحار الانوار 46/194 او را متهم کرده‌اند که شراب می‌نوشیده است.

[16]- الکافی 1/405 او را متهم کرده‌اند که فاسق و شرابخوار بوده است.

[17]- رجال الكشي ص 21.

[18]- بحار الانوار 45/329.

[19]- بحار الانوار 41/214.

[20]- رسالة الایمان 323.
7- حديث علي از من است و من از علي هستم
مي‌گويند: پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- فرمود: «علي از من است و من از علي هستم»، پس اين حديث دليلي است بر اينكه بعد از پيامبر علي خليفه و امام است. 

ما مي‌گوييم علي از پيامبر است و پيامبر از علي است، يعني علي از پيامبر پيروي مي‌كند و او را ياري مي‌نمايد، بنابراين وقتي در جنگ احد پيامبر جليبيب را نيافت گفت: نگاه كنيد او كجاست. گفتند: ما او را نمي‌بينيم گفت: در ميان كشته شدگان به جستجوي او بپردازيد. آنگاه ديدند كه او كشته شده و هفت نفر از كافران اطراف او كشته شده اند، پس پيامير -صلى الله عليه وآله وسلم- فرمود: هفت نفر از كافران را كشته، سپس او را كشته‌اند، جليبيب از من است و من از جليبب هستم[1]. و وقتي پيامبر اشعري‌ها را ياد كرد گفت: من از آنها هستم و آنان از من هستند[2].

پس از اينكه پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- دربارة علي گفت او از من است و من از او هستم، لازم نمي‌شود كه علي بعد از پيامبر جانشين اوست، بلكه يعني راه پيامبر و راه علي يكي است، و علي از پيامبر اطاعت مي‌كند، و خويشاوند و داماد اوست، و پيامبر را ياري مي‌نمايد، و حق خداوند را ادا مي‌كند، و بنابراين پيامبر گفت: علي از من است و من از علي هستم. 


--------------------------------------------------------------------------------

[1]- مسلم، كتاب فضائل الصحابة حديث 2472.

[2]- مسلم، كتاب فضائل الصحابة حديث 2500.
8- از حديث اثناعشر زياد استدلال مي‌كنند

 اين حديث در صحيحين و غيره با الفاظ و كلمات مختلفي روايت شده است:

- دوازده امير خواهد بود كه همه از قريش هستند[1].

- تا دوازده خليفه كه همه از قريش هستند اسلام با قدرت خواهد بود[2].

- اين دين همواره با قدرت و محكم خواهد بود تا آن كه دوازده خليفه بيايند[3].

- تا وقتي دوازده نفر خلافت كنند كار مردم پيش مي‌رود[4].

- اين دين همواره بر پا خواهد بود تا آن كه دوازده خليفه بر شما حكمراني مي‌كنند و بر همه امت اتفاق دارند[5].

و اينك دلايلي را ذكر مي‌كنيم كه نشانگر اين است كه شيعه اثناعشري در لبه پرتگاه هلاكت قرار دارند و به ساختماني تكيه مي‌زنند كه از چوب كبريت ساخته شده است. 

1- در حديث بيان شده كه دين در دوران خلافت آن‌ها با قدرت خواهد بود سپس اين قدرت از بين مي‌رود، پس چه زماني دين با قدرت بوده؟ و چه زماني دين خوار و ضعيف بوده است؟ 

2- شيعه مي‌گويند كه دين هرگز در خلافت خلفاي گذشته با قدرت نبوده بلكه ائمه آنها از ترس پنهان بوده‌اند و با تقيه رفتار مي‌كرده‌اند. و بلكه مي‌گويند كه در دوران ابوبكر و عمر و عثمان فساد بوده است و از ديدگاه آنها حتي خود علي نتوانسته دين واقع را آشكار كند و او بر تقيه عمل مي‌كرده است، پس نتوانست كه قرآن واقع را بيرون بياورد، و نتوانست از نماز تراويح جلوگيري كند، و همچنين نتوانست ازدواج موقت را رواج دهد. 

3- در حديث بيان نشده كه ائمه دوازده تا هستند بلكه حديث خبر مي‌دهد كه دين در دوران حكومت اين دوازده نفر با قدرت خواهد بود. 

4- امام منتظر (مهدي) تا قيامت حكومت مي‌كند، پس چه زماني قدرت هست و چه وقت ضعف است. 

5- پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- فرمود همه از قريش هستند و بعيد به نظر مي‌رسد كه منظور او علي و فرزندانش بوده است، ولي اگر حتي مي‌گفت آنها از فرزندان اسماعيل هستند شيعه ادعا مي‌كردند كه منظور ائمه آنهاست چون ائمه از اولاد اسماعيل بن ابراهيم مي‌باشند. 

6- در صحيح مسلم آمده كه در امت من دوازده منافق هست، بنابراين عدد اعتباري ندارد. 

7- قرآن در مورد پيامبران و رسات‌هايشان سخن گفته، اما اشاره‌اي به ائمه نكرده با اينكه از ديدگاه شيعه ائمه از پيامبران برتر و مهمتر هستند. 

8- چرا علي شورا را پذيرفت، و چرا حسن به نفع معاويه از خلافت دست كشيد، و چرا همه ائمه‌اشان با خلفاي بيعت كرده‌اند .... و حسين با معاويه بيعت كرد. 

9- شما مي‌گوييد در مورد خلافت علي نص آمده اما سخنان علي با اين مخالف است چنان كه در نهج‌البلاغه آمده كه علي گفت: 

- اگر وزيرتان باشم بهتر از آن است كه اميرتان باشم، آيا شما را بعد از آن كه مسلمان هستيد به كفر فرمان مي‌دهد[6].

- وقتي علي خلافت را به عهده گرفت ادعا نكرد كه نصّي دربارة خلافت او وجود دارد بلكه گفت خلافت را به او تحميل كرده‌اند. 

- شورا از آن مهاجرين و انصار است اگر همه بر كسي اتفاق كردند و او را امام ناميدند خداوند آن را پسنديده است[7].

- البياضي مي‌گويد: علي براي اصحاب نص خلافت را بيان نكرد (الصراط المستقيم). 

10- وقتي محمد بن عبدالله بن حسن بن حسن (النفس الزكيه) قيام كرد امام صادق به فرزندانش موسي و عبدالله اجازه داد كه به او ملحق شوند[8].

11- معقول نيست كه با اين همه رواياتي كه شيعه دربارة ائمه روايت مي‌كنند اين همه روايات از بزرگان شيعه پنهان باشد، و شيعه بعد از وفات هر امامي دچار اختلاف شده‌اند كه اين قطعاً بر اين دلالت مي‌كند كه اين احاديث بعدها ساخته شده‌اند. 

12- ولايت ائمه از ديدگاه شيعه سري است، رضا مي‌گويد: ولايت خداست كه آن را به طور سرّي به جبرئيل داده است، و جبرئيل آن را مخفيانه به محمد، و محمد آن را به صورت سرّي به علي، و علي به هر كس كه خواسته داده است، و شما آن را آشكار و پخش مي‌كنيد. چه كسي حرفي را كه شنيده پيش خود نگاه داشته است. (نگا: الكافي). 

13- اوصاف دوازده تا و زمان آنها: 

- آنها خلافت را به عهده مي‌گيرند – اسلام در دوران آنها قدرتمند است – مردم بر آنها اتفاق دارند. از اين صفات هيچ چيزي بر ائمه شيعه انطباق پيدا نمي‌كند جز تعداد، و عدد يك ادعاست، و حسن عسكري بدون فرزنده مرده است. و ائمه يازده تا مي‌شوند. 

اينها تقريباً مهم‌ترين دلايلي بودند كه شيعه از آن استدلال مي‌كنند كه علي بايد قبل از ابوبكر و عمر و عثمان به امامت و خلافت مي‌رسيد، و دلايل ديگري هست كه 