کبير و تعظيم تو، توسل مي‌‌جويم(112)و «أَتَوَسَّلُ إليكَ بربوبيَّتِكَ..» = به ربوبيت تو متوسل مي‌‌شوم»(113).
بنا به نقل «سيد بن طاووس», حضرت حسين بن علي (ع) در دعاي عرفه عرض مي‌‌کند: « ها أنا أتَوَسَّلُ إليك بِفَقْرِي إليكَ... » = پروردگارا با فقر و نيازم به تو، به درگاهت متوسل مي‌‌شوم(114).
حضرت سيد الساجدين (ع) نيز در دعايي عرض مي‌کند: «اللهم إني بذمة الإسلام أتوسل إليك» = پروردگارا در پيشگاهت به پيمان اسلام متوسل مي‌شوم.(115) و مي‌فرمايد: «وسيلتي إليكَ التوحيدُ، وذريعتي إليك أنِّي لم أُشْرِكْ بكَ شيئاً..» = خداوندا! در پيشگاهت وسيله‌ام توحيد است و اينکه چيزي را با تو شريک قرار نداده‌ام.(116) و با تأسِّي از جدِّ بزرگوارش که مي‌گفت: «اللهمَّ إنِّي أتقرَّبُ إليكَ بذكركَ..» = پروردگارا! با ذکر تو به پيشگاهت تقرُّب مي‌جويم(117), عرض مي‌کند: «وبدعائك تَوَسُّلِيْ» = با به دعا خواندنت به تو توسل مي‌جويم(118).
چنانکه ملاحظه فرموديد، علي (ع) و ديگر ائمه بزرگوار حتي به منظور تعليم و ارشاد مامومين در دعاهاي خويش به پيامبر اکرم و يا انبياء سابقين عليهم السلام از جمله حضرت خليل ‌الرحمان و ابو الأنبياء ابراهيم (ع) توسل نجسته‌اند و همواره به ايمان و اسلام و جهاد و عمل صالح و صفات الهي متوسل شده‌اند و به هيچ وجه به بشري متوسل نشده‌اند. نمي‌‌دانم چرا مدعيان پيروي از آنان سخنان ايشان را ناديده گرفته و غالبا به امام يا امامزاده متوسل مي‌‌شوند، در حالي که ائمه نگفته‌اند که در دعا, به ما توسل جوييد!
در اين زيارت نکتة ديگري نيز هست و زيارتنامه‌ساز همچون دعاي «ندبه» ميگويد: «اللهم أبلغ سيدي ومولاي تحية وسلاماً» = پروردگارا! درود و سلامم را به سرور و مولايم برسان! معلوم مي‌شود خداوند را حاضر و نزديک, و امام را غائب و دور دانسته‌است که از خداي تعالي مي‌خواهد به آنان سلام برساند! اينجاست که از او مي‌پرسيم پس چرا در زيارتنامه‌ها امام را حاضر و ناظر دانسته و به دروغ مي‌گويي: «أشهد أنك تسمع كلامي وترد جوابي» = شهادت مي‌دهم که تو سخنم را مي‌‌شنوي و جوابم را مي‌دهي!! اين جاعلان, ضد و نقيض زيارات خويش را درک نمي‌‌کنند!

الهوامش
 (108) در «رجال کشي» (چاپ کربلا، ص 253) آمده است: «لما لبَّى القوم الذين لبُّوا بالكوفة [أي قالوا: لبَّيْكَ يا جعفر] دخلتُ على أبي عبد الله عليه السلام فأخبرتُهُ بذلك، فَخَرَّ ساجداً وألْزَقَ جؤجؤَهُ بالأرض وَبَكَى، وَأقبل يلوذُ بإصبعه ويقول: "بَلْ عَبْدُ اللهِِ قِنٌّ داخرٌ" مراراً كثيرةً، ثم رفع رأسه و دموعُهُ تسيلُ على لحيته... » مضمون اين خبر آن است که چون به امام صادق (ع) که در مدينه اقامت داشت خبر داده شد که عده ‌اي در کوفه گفته ‌اند: «لبيک جعفر» بسيار منفعل و پريشان شد و به درگاه الهي سجده کرد و سينه بر زمين نهاد و گريست و بارها فرمود: «بلکه بندة خدا ومملوکي خوار و سست هستم». سپس سر برآورد در حالي که اشکهايش بر ريش آن بزرگوار جاري بود. 
(109) نهج ‌البلاغه، خطبة 110.
(110) صحيفة علويه، دعاؤه في الاستغفار في سحر کل ليلة عقب رکعتي الفجر.
(111) صحيفة علويه، دعاؤه (ع) في المناجاة في شهر شعبان.
(112) صحيفة علويه، دعاؤه (ع) في الشدائد.
(113) صحيفة علويه، دعاؤه (ع) في ليلة الجمعة، علّمه لکميل بن زياد النخعي. و مفاتيح الجنان، دعاي کميل.
(114) مفاتيح الجنان، دعاي روز عرفه. 
(115) مفاتيح الجنان، دعاي روز پنجشنبه.
(116) الصحيفة السجادية، دعاؤه (ع) في دفاع کيد الأعداء. 
(117) الصحيفة العلوية ، دعاؤه (ع) المعروف بدعاء کميل (دعاي کميل).
(118) مفاتيح الجنان، دعاي ابوحمزه ثمالي.ابن طاووس از مردي بي ‌آنکه نام او را معلوم کند، زيارتي نقل کرده‌است. وي مي‌گويد که مرد مذکور مرکب خود را نزديک سايه‌بان خوابانيد، نزديک ضريح امام آمد و به ضريح اشاره کرد و زيارتنامه‌اي ضد قرآن خواند، سپس صورتش را به ضريح ماليد و گفت: آمده‌ام تا به گناهان خود اعتراف کنم و بخواهم که نزد پروردگار شفيعم باشي، سپس ضريح را قبله قرار داد و نماز خواند و مطالب بسياري گفت و نشست و چيزهايي گفت که من نفهميدم، سپس برخاست و سلام کرد و گفت: اي امام! مرا به ياد داشته باش، پس از آن بر مرکبش سوار شد و رفت!
آخر اين هم شد مدرک دين؟ ابن طاووس از جمع‌کردن اين زيارات با اين کيفيت چه مقصدي داشته‌است؟ و ديگران که از او نقل کرده‌اند چه قصدي دارند؟ مرد مجهولي آمده گناهانش را به امام گفته، سپس کار باطلي کرده يعني به جاي کعبه رو به ضريح نماز خوانده و خرافاتي نيز سر هم کرده‌است. شايد او هم مانند ساير خرافيين گمان کرده که امام پس از وفاتش، حاضر و ناظر است! زيرا گفته‌است: مرا در ذهن خود قرار بده. اينها چه ارزشي دارد که خواندن آن را مستحب دانسته‌اند. مگر احکام واجب و مستحب به دست اين نويسندگان است؟ جناب ابن طاووس به جاي آنکه انحراف او را از کعبه در هنگام نماز، نادرست و باطل بداند، و اين کار را دليل گمراهي و ناداني او بشمارد، خرافات او را براي ما ثبت کرده‌است!!اين زيارت را ابن طاووس و مجلسي و ديگران ذکر کرده‌اند، اما بدان که علامه حلي در رجال خود به نقل از ابن الغضائري مي‌گويد: اکثريت کساني که از جابر جعفي روايت مي‌کنند ضعيف‌ هستند! يعني در واقع دروغهاي خود را به او نسبت مي‌دهند. و نجاشي نيز فرموده‌است: کساني که از او روايت مي‌کنند تضعيف شده‌اند. از اين رو نمي‌‌توان هر چه را که به اسم جابر جعفي عرضه مي‌شود پذيرفت. اين زيارت نيز همچون زياراتي که تاكنون ملاحظه کرديد، آثار جعل در آن هويداست و همان عيوب زيارتنامه‌هاي پيشين را داراست، زيرا مي‌گويد: چون به زيارت قبر امام حسين (ع) آمدي دم در ميايستي! يا مي‌گويد: با هر قدمي که برداري يا بگذاري ثواب شهيدي را داري که در خون خود غلطيده باشد ! يا مي‌گويد: زيارت آن حضرت ثواب هزار عمره و آزاد کردن هزار برده و هزار بار جهاد با پيغمبر مرسل را دارد !!
مسلماً اين زيارت نيز چنانکه بارها گفته‌ايم زماني جعل شده که بر مرقد سيد الشهداء بارگاه و گنبد و درهاي متعدد ساخته‌اند و آن را به دروغ بر امام مظلوم حضرت صادق (ع) افتراء بسته‌اند و الا در زمان آن حضرت مرقد امام حسين دري نداشته‌است. درمورد ثواب زيارت نيز گفته‌ايم که با اين ثوابها، ثواب زائر از مزور بيشتر خواهد شد! همچنين زيارت‌ ساز جاهل مي‌گويد: ثواب هر رکعت نماز در آنجا ثواب هزار حج است! گويا دعاهاي ائمه را نديده که قبولي يک حج خود را از خدا درخواست مي‌‌کردند. براي مثال حضرت امير (ع) عرض مي‌کند: «أن تكتبني من حجاج بيتك الحرام المبرور حجهم» = پروردگارا! از تو مي‌‌خواهم که مرا در شمار حاجياني که حجي نيکو و مقبول به جاي آورده‌اند قرار دهي(119).
آيا آن کسي که اين گفتارهاي غلو‌آميز را نپذيرد و آنها را از گفته هاي امام (ع) نداند منحرف است يا کسي که هر چه را به نام امام عرضه مي‌شود مي‌پذيرد و آن را از امام مي‌شمارد؟!

الهوامش
 (119) الصحيفة العلوية، د