 نَصِيراً﴾ = هر کس عمل بدي انجام دهد، به سبب آن کيفر داده مي‌شود و هيچ ولي و فريادرسي جز خدا نخواهد يافت (النساء/123).
در دستگاه خداي حقيقي بندگان هيچ کاره‌ا‌ند و کسي نمي‌تواند از حکومت و کيفر او بگريزد. متأسفانه روضه‌‌خوانها کاري به قرآن ندارند، و سر و کارشان با خوابهاي مجلسي است زيرا براي دکان‌شان مثل اين خوابها بسيار سودمند است!!.
7- مجلسي در باب دوم همين قسمت به خيال خود با استناد به خواب‌ها و کرامات و روايات غُلاة خواسته تا اثبات کند که مدفن حضرت امير (ع) که تقريباً تا دو قرن مجهول بوده در نجف است! البته اين اصرار وي نيز بي‌وجه نيست زيرا اگر مدفن حضرت معلوم نگردد آن همه در آمد موقوفات و نذورات و درهاي زرين و گنبد وگلدسته‌‌هاي طلا و جواهرات وکاخهاي بسيار مهمل مي‌‌ماند!! و بازار گروهي کساد مي‌‌شود!
يکي از علماي معاصر به نام آيت الله خالصي مي‌‌گويد: به نجف رفتم و گلدسته‌‌ها و گنبد زرين و در و پيکر طلا و سيمين و جواهرات ثمين را ديدم و گفتم: يا امير المؤمنين! شما در زندگي روي خاک مي‌خوابيدي و لذا رسول خدا (ص) شما را ابوتراب خطاب کرد، در اين فکر بودم که ناگاه بُويِ متعفني حَرَم آن حضرت را فرا گرفت و معلوم شد جنازة گنديده‌اي را از راه دور براي طواف آورده‌اند، در حالي که اين بدعتي است و رسول خدا (ص) و ائمه عليهم السلام از طواف بر قبر نهي کرده‌اند، و شرع اسلام حمل جنازه از شهري به شهر ديگر را نمي‌پسندد، ولي متصديان امورِ دين مردم را آگاه نکرده‌اند تا در شهرهايي مانند نجف و مشهد و قم و... اينگونه قبرها را به قيمت‌هاي بسيار گزاف واگذار شود! به خدّام هم گفتم: چرا مي‌‌گذاريد فضاي حَرَم را اينگونه خراب کنند، مگر اين شهر بهداري ندارد؟ گفتند: اي آقا خبر نداري از چوبهاي همين تابوتهاي متعفن که داراي ميکروب است، جعبة خرما مي‌‌سازند و به اطراف مي‌فرستند!مجلسي و شيخ مفيد و ابن قولويه و ... روايت کرده‌اند که خداوند خلقي بيشتر از ملائکه خلق نکرده‌است، عده‌اي از اين فرشتگان کارشان اين است که روزي هفتاد هزار از آنان به کعبه مي‌آيند و طواف مي‌کنند و بعد به قبر رسول خدا سلام کرده و سپس به قبر امير المؤمنين و سپس به قبر امام حسين سلام مي‌کنند و بالا مي‌روند، و دوباره نوبت به ايشان نمي‌رسد، و به همين تعداد عده‌اي ديگر همه روزه تا قيامت براي اين کار به زمين مي‌آيند!! به نظر نگارنده هر کس اين حديث را جعل کرده نظرش اين بوده تا مردم را تحريک کند که هر روز هزار هزار بار به زيارت بروند!
باز در همين باب روايت کرده که هر کس امير المؤمنين را «عارفاً بحقه» زيارت کند براي او ثواب صد هزار شهيد است! در حالي که خود امام يک بار شهيد شده و ثواب يک شهيد را دارد. علي (ع) فرموده: «در جنگ احد گروهي از مسلمانان به شهادت رسيدند ولي من شهيد نشدم، و عدم شهادت بر من بسيار گران آمد و پيغمبر (ص) به من فرمود: «أبشر فإن الشهادة من ورائك»  = بشارت باد تو را که در آينده شهيد خواهي شد(35)، و نيز مي‌فرمايد: «نسأل الله منازل الشهداء» = از خداوند منزلت شهداء را خواستاريم(36). اگر اين روايت را بپذيريم معلوم مي‌شود درجة زائر از مزور (زيارت شده) بيشتر است. زيرا اين روايت مقام شهيد را پايين آورده حال آنکه مقام شهيد مقام بسيار والايي است که خدا آن را در کنار انبياء و صديقين ذکر کرده و فرموده: ﴿فَأُولَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ ...﴾ = كسانيكه آنانرا خداوند نعمت بخشيده از [قبيل] پيامبران و صديقين و شهداء و صالحين... (النساء/69).
تا حضرت امير (ع) زنده بود کسي نگفت که زيارت خود امام ثواب يک شهيد را دارد و اگر مي‌گفت مردم او را استهزاء مي‌‌کردند که چرا از خود چيزي به اسلام افزوده‌است، ولي در قرون بعدي جاعلين روايات هر چه خواستند بافتند!
در روايت جعلي ديگري آمده که با هر قدم برداشتن, ثواب حج و عمره‌اي به زائر مي‌دهند و در مراجعت نيز به هر قدمي ثواب دو حج و عمرة مقبول خواهد داشت. بنابراين ثواب زائر از صد هزار حج بيشتر مي‌شود در حالي‌که خود امام شايد ده حج نکرده باشد!
اگر اين روايات را بپذيريم ديگر لازم نيست به جهاد بپردازيم و يا به حج برويم، فقط يک بار زيارت قبور ائمه کافي است!! يعني در واقع با اين روايات يک قبر از خانة کعبه مهم‌تـر مي‌شود! و مقصد شيطان و استعمار هم همين است، زيرا کعبه محل وحدت اسلام و مسلمين است، ولي قبرها موجب تفرقه و تشتت ايشان مي شود.

الهوامش
 (35) نهج ‌البلاغه، خطبة 156. 
(36) نهج ‌البلاغه، خطبة 23. <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:27.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:28.txt">قسمت دوم</a><a class="text" href="w:text:29.txt">قسمت سوم</a><a class="text" href="w:text:30.txt">قسمت چهارم</a></body></html>چنانکه گفتيم در ابواب زيارت صدها صفحه را به عنوان مدح و تملق و آداب زيارات پر کرده‌اند تا مردم بيکار شب و روز را به هيچ نپردازند و فقط زيارتنامه بخوانند. ديگر آنکه خداي تعالي "جبرئيل" را امين وحي خوانده و فرمـوده: ﴿مُطَاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ ﴾ = [در ملکوت آسمان] مطاع و امين است (التکوير/21).
ولي ما در اين زيارات مي‌‌خوانيم: «يا أمين الله في أرضه» مي‌‌خواهد بگويد که امام امين خدا بوده ولي معلوم نيست در چه چيز امين خدا بوده‌است؟ آيا دين او را حفظ کرده و به کسي نسپرده يا اينکه مورد ديگري منظور است؟ و بعد مي‌‌گويد: «و حجته على عباده» يعني ائمه حجت خدا بر بندگانش هستند، ولي چنانکه پيش از اين گفتيم به گفتة قرآن بعد از انبياء و رسل حجتي براي مردم نيست (النساء/165) ولي اين زيارتنامه ‌ها مي‌گويند هست. بايد معلوم شود که ائمه بر اهل زمان خود حجتند يا براي مردمي که پس از صدها سال آمده‌اند و ايشان را نديده‌اند؟ اگر بگويند حجت: اخبار و آثاري است ، مشکلي حل نخواهد شد زيرا اخبار و آثارشان ضد و نقيض و باطل دارد، آيا ممکن است حجت ضد و نقيض داشته باشد؟
همچنين در اين زيارت به حضرت امير (ع) مي‌گويد: «أنت أول   مظلوم» = "تو نخستين مظلومي". آيا واقعاً مي‌‌توان باور کرد که قبل از حضرت امير به هيچکس ظلم نشده باشد؟ حال ما فرض مي‌کنيم که اين جمله صحيح است ولي هدف از گفتن و نوشتن اين کلمات آيا غير از ايجاد تفرقه و غوغا و طعن و لعن چيز ديگري هست؟ جز آن چه نتيجه‌اي ميتوان در پيش داشته باشد؟(37) ديگر اينکه مي‌گويد: «جئتك عارفاً بحقك مستبصراً بشأنك معادياً لأعدائك» = من با بصيرت و آگاهي کامل در حق تو, به زيارتت آمده‌ام و با دشمنانت دشمن هستم! در حالي که در اين زمان جز همين زائريني که به نام زيارت، اصول و فروع دين آن حضرت را تغيير داده‌اند کسي دشمن علي (ع) نيست، زيرا ايمان به خدا و رسول و قيامت، اصول دين علي (ع) هست، ولي اين زائرين به نام مذهب اصول و فروع دين علي را کم و زياد مي کنند. علي (ع) خود را تابع دين مي‌دانست و خود را و يا ايمان به خود و اولادش را از اصول دين نمي دانست