ن بارگاه سنت انبياء بوده‌است ؟</a><a class="text" href="w:text:14.txt">نكتة قابل توجه</a><a class="text" href="w:text:15.txt">احاديث مربوط به تعمير و تجديد بناي قبور</a><a class="text" href="w:text:16.txt">مسألة احترام اموات و زيارت قبور</a><a class="text" href="w:text:17.txt">ذکر يك خاطره و بيان يك نکته</a><a class="text" href="w:text:18.txt">بررسي آداب زيارت</a><a class="text" href="w:text:19.txt">آيات الهي و جملات زيارات</a><a class="text" href="w:text:20.txt">الباب الثاني من ابواب زيارت النبي (ص)</a><a class="text" href="w:text:21.txt">باب زيارته من بعيد (زيارت رسول خدا (ص) از دور)</a><a class="text" href="w:text:22.txt">باب زيارت حضرت زهرا عليها السلام</a><a class="text" href="w:text:23.txt">باب زيارت الائمه بالبقيع</a><a class="text" href="w:text:24.txt">باب بهت انگيز « فضل النجف و ماء الفرات »</a><a class="text" href="w:text:25.txt">باب فضل زيارت حضرت علي (ع)</a><a class="folder" href="w:html:26.xml">باب زيارات مطلقه</a><a class="text" href="w:text:31.txt">ثواب زيارت در عيد غدير و اوقات ديگر و زيارت حضرت معصومه</a><a class="text" href="w:text:32.txt">نکتة قابل توجه مبلغين مذهبي</a><a class="text" href="w:text:33.txt">زيارت روز هفدهم ربيع ‌الاول</a><a class="text" href="w:text:34.txt">زيارت شب مبعث و روز مبعث</a><a class="text" href="w:text:35.txt">نظري به ابواب زيارت حسين (ع)</a><a class="text" href="w:text:36.txt">باب وجوب زيارت امام حسين (ع)</a><a class="text" href="w:text:37.txt">باب فضيلت نماز در حرم امام حسين (ع)</a><a class="text" href="w:text:38.txt">باب زيارات مطلقه</a><a class="text" href="w:text:39.txt">زيارت جابر بن عبدالله و مقايسة آن با روايات ديگر</a><a class="text" href="w:text:40.txt">زيارت منقول از صفوان</a><a class="text" href="w:text:41.txt">زيارت 33 منقول از شيخ مفيد</a><a class="text" href="w:text:42.txt">زيارت 34 منقول از ابن طاووس</a><a class="text" href="w:text:43.txt">زيارت 35 به نقل از ابن طاووس از قول مردي ناشناس</a><a class="text" href="w:text:44.txt">زيارت 36 به نقل از جابر جعفي</a><a class="text" href="w:text:45.txt">زيارت 37 به نقل از کفعمي</a><a class="text" href="w:text:46.txt">زيارت 38 که از سيد مرتضي است</a><a class="text" href="w:text:47.txt">زيارت 39 به بعد</a><a class="text" href="w:text:48.txt">باب الزياره في التقيه و تجويز انشاء الزياره</a><a class="text" href="w:text:49.txt">زيارت جامعه</a><a class="text" href="w:text:50.txt">سخني با مردم</a><a class="text" href="w:text:51.txt">نتايج شيوع خرافات</a><a class="text" href="w:text:52.txt">سخني با خوانندة کتاب</a></body></html>1- مجلسي در اين باب رواياتي آورده که مردم بايد به نزد ستون توبه و ستون حنانه و منبر رسول خدا (ص) بروند و آنها را ببوسند و چشم خود را به آن بکشند و مقام جبرئيل و ناودان را که بالاي سر باب جبرئيل بوده زيارت نمايند. جاي پرسش است که مگر آن ستونها و منبر رسول (ص) هنوز موجود است؟ آيا مجلسي و يا راويان ديگر نمي‌‌دانسته‌اند که صدها سال قبل مسجد و منبر و ستونها از بين رفته‌است؟!
2- مجلسي در اين باب دعاهايي را ذکر نموده که هر کس در آنجا يعني در مسجد و مقبرة رسول خدا (ص) در مقابل حق تعالي بايستد و از رسول خدا تملق و تعريف کند و مقامهاي رسول را نعوذ بالله به خدا گوشزد نمايد و در آخر به خدا بگويد: «اللهم إنك قلت: ﴿وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللهَ تَوَّاباً رَحِيماً﴾ (النساء/64) وإني أتيت نبيك مستغفراً تائباً من ذنوبي ... الخ » = خدايا تو خود فرموده‌اي: اگر آنان که به خود ستم کردند نزدت آمده پيامبر (ص) و از خدا آمرزش ‌خواستند و رسول نيز براي ايشان طلب مغفرت کرد خدا را توبه‌ پذير و رحيم مي‌يافتند همانا من آمرزش‌خواه و تائب از گناهانم به نزد پيامبرت آمده‌ام ... الخ».
آيا اين آيه دلالت دارد که هر گناهکاري بايد براي آمرزش گناهانش نزد رسول خدا برود که خواننده در آخر مي‌گويد من نزد پيامبر آمده‌ام و از گناهان استغفار و توبه مي‌‌کنم چنانکه مسيحيان نزد کشيش مي‌روند و گناهان خود را اظهار کرده و از آن توبه مي‌‌کنند؟ آيا اين بازي کردن با قرآن و تحريف معنوي آن نيست؟ زيرا خدا نفرموده هركس گناه کرد براي آمرزش نزد رسول او برود؟ و آيه‌اي که در اين دعا ذکر شده راجع به اين موضوع نيست بلکه سازندة دعا از خيانتكرده براي آنکه آية: ﴿وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللهَ تَوَّاباً رَحِيماً. فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيماً﴾  = اگر آنان که به خود ستم کردند نزد تو آمده و از خدا آمرزش مي‌خواستند و پيامبر نيز برايشان آمرزش مي‌خواست هرآيينه خداوند را توبه‌‌پذير و رحيم مي‌يافتند. پس نه چنين است، قسم به پروردگارت که ايمان ندارند تا اينكه تو را در مشاجره ميان خود داور قرار دهند و آنگاه در دل نيز از قضاوت تو دلتنگ نبوده و کاملاً تسليم باشند (النساء/64-65). راجع به منافقيني است كه با يهود نزاعي داشتند: يهودي گفت: من قضاوت محمد را مي‌‌پذيرم, ولي منافق گفت: من قضاوت محمد را قبول ندارم. چنانكه در آيات قبل از اين آيه فرموده: ﴿.. يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحَاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَقَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا بِهِ وَيُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَنْ يُضِلَّهُمْ ضَلَالاً بَعِيداً. وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا إِلَى مَا أَنْزَلَ اللهُ وَإِلَى الرَّسُولِ رَأَيْتَ المُنَافِقِينَ يَصُدُّونَ عَنْكَ صُدُوداً﴾ = اينان مي‌‌خواهند محاکمة خود را نزد طاغوت ببرند در حالي که آنان مامورند به طاغوت کافر شوند و شيطان مي‌‌خواهد ايشان را به گمراهي دوري مبتلا سازد و چون به ايشان گفته شود بيآييد به سوي آنچه خدا نازل نموده و بيآييد به سوي رسول مي‌‌بيني منافقان را كه از آمدن به سوي تو بازمي‌دارند (النساء/60-61). سپس فرمود: ﴿فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ﴾ = قسم به پروردگارت که اينان ايمان ندارند تا تو را بين اختلافات خود داور قرار دهند (النساء/65). زيرا اينان که ادعاي اسلام مي‌کردند حاضر به پذيرش قضاوت کعب بن اشرف يهودي بودند، اما به قضاوت پيامبر گرامي اسلام (ص) راضي نبودند!! اين به معناي آن بود که قوانين و احکام شرع را قبول ندارند و آن را درست و عادلانه نمي‌دانند! و يا رسول الله (ص) را ـ نعوذ بالله ـ عادل نمي‌‌شناسند و اين خود آشکارترين دليل بر بي‌ ايماني آنان و توهين به پيامبر اکرم (ص) بود. از اين رو آيه مي‌فرمايد نشانة ايمان پذيرش حکم شرع است و ديگر اينکه براي رفع توهين و ظلمي که در حق پيامبر (ص) روا داشته بودند و به ناحق او را غير عادل شمرده بودند، بايد بيايند و از رسول گرامي اسلام رضايت بخواهند و آن حضرت نيز به نشانة گذشت و رضايت خويش از پروردگار برايشان مغفرت طلب کند. ولي آنان چنين نکردند، لذا خداوند به رسول خود در اين آيات فرمود: ﴿فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ﴾ = از ايشان رويگردان (النساء/63). سپس در آية 64 فرموده: «اگر ايشان هنگامي که