ق دارائی ملی را که آنروز بیت المال نامیده میشد از اصل سرمایه جبران کند، سپس قانون تحریم احتکار ثروت و تحریم ربا را که در تورم تولید و تراکم سرمایه بزرگترین عاملند از نظر بگذرانیم، و در خاتمه با اشاره بقانون روابط عمومی( )(از قبیل صدقه و هدیه دادن بدیگران.) در میان افراد اجتماع مسلمان که بمنظور رسیدگی و سرپرستی عمومی بتصویب رسیده این مطلب را بپایان رسانده و همه را برای تفکر در اطراف این قوانین حکیمانه دعوت میکنیم تا با وجدان خود قضاوت کنند که چه اندازه در جلوگیری از تورم تولید و سرکوبی استعمار مؤثر بوده است.
و همچنین آن تضمین هائیکه پیامبر بزرگ اسلامص نسبت به بهروزی کارمندان دولت اسلامی بعهده گرفته خود دارای همة مطالب و اصول اساسی زندگی بشر است، مخصوص بکارمند و یا غیرکارمند نیست، پیامبر بزرگ اسلام (ص) با بیان حکیمانة خود میگوید: «هر کس کارمند ما باشد اگر منزل نداشت باید منزل تهیه نماید و اگر همسر ندارد باید همسر اختیار کند و در تشکیل خانواده از کاروان عقب نماند، و اگر خدمتگار و یا مرکبی ندارد باید در اولین فرصت در اختیارش گذاشته شود»( ) تا از تمام جهات آسایش وی تأمین گردد.
بلی، با توجه کامل بر همگان روشن است که همة این مطالب نباید در انحصار کارمندان دولت قرار بگیرد, زیرا که همة اینها یک سلسله اصول اساسی زندگی است که خود بخود هر کس بآن نیازمند است، خواه کارمند دولت و یا کارگری که با حرفة مخصوص خود کسب معاش نموده و سرانجام سودی باجتماع بشر میرساند.
بنابراين، همینطور که دولت کارمندان رسمی خود را در برابر مشکلات نیازمندیهای عمومی زندگی با این تضمین ها بیمه میکند همینگونه نیز در مقابل تأمین زندگی هر فردی که در حوزة حکومت دولت تحت هر عنوانی باجتماع بشر خدمت میکند مسئول است. و شاهد گفتار ما در این باره این است که در نظام بی مانند اسلام زندگی کسانیکه از کار عاجزند مانند بیماران و پیران و کودکانی بی سرپرست از صندوق بیت المال و باصطلاح امروز از صندوق وزارت دارائی تأمین میگردد و همچنین کسر بودجه زندگی آنانکه درآمد شخصی باندازة کفاف ندارند از همین صندوق جبران میشود.
آری، همة این قوانین حکیمانه نمودار این حقیقت است که دولت اسلامی در برابر همة کارگران مسئول است، که در تأمین زندگی آنان با هر وسیله که ممکن است باید بکوشد خواه با وضع کردن قوانین مالیاتی بر سرمایه داران و یا از طریق سهیم کردن کارگران در سود سرمایه و یا از راه ملی نمودن صنایع سنگین، البته این یک وظیفه است که حاکم و دولت اسلامی در هر عصری هر طوریکه بصلاح مردم بداند باید از انجام آن سرباز نزند، بهر حال بدست آوردن اینگونه وسائل برای دولت چندان مهم نیست، بلکه آنچه واقعاً خیلی مهم بنظر میرسد وجود یک قانون مفید عمومی است که در همه جا و همه وقت از گسترش کامل عدالت اجتماعی حمایت کرده و بتواند از افراط و تفریط و از پایمال شدن حقوق مردم جلوگیری نماید.
بدیهی است وقتی که اسلام احتیاجات کارمندان و کارگران را اینگونه بیمه میکند، خود بخود از افتادن بدامن استعمار و گرداب اسارت و تیره روزی نجات داده و بسر منزل زندگی سعادتمندانه رهنمائی خواهد کرد.
بهر حال جای انکار نیست که اگر امور اداری سرمایه داری را اسلام عهده دار میشد هرگز اجازه نمیداد که این رژیم با این صورت زشت و ناپسندیکه امروز در جهان متمدن غرب نمودار شده درآید. البته کلیة قوانین اسلام اعم از اینکه در اصل شریعت موجود بوده و یا به مناسبت پیدا شدن احتیاجات و پیش آمدهای هر عصری بتصویب مفسرین قوانین اسلامی میرسید با تمام قوای خود از شر و فساد و تجاوز سیستم سرمایه داری جلوگیری کرده. و بهیچ عنوانی اجازه نمیدهد که سرمایه داران استعمارگر خون زحمت کشان را مکیده و از عرق جبین آنان سوء استفاده نمایند، و با افروختن آتش جنگها و ایجاد عوامل بردگی و استعمار کردن ملت ها مقاصد شوم خود را بجامعة انسانیت تحمیل کنند.
بلی، این حقیقت مسلم است که اسلام در مورد سرمایه داری هم مانند سایر موارد تنها بتصویب قوانین قناعت نکرده؛ بلکه آئین دعوت اخلاقی و تهذیب روانی را نیز با بهترین اسلوبی جزو برنامة درخشان خود منظور نموده است.
و این همان برنامه است که کمونیستهای جهان آن را مسخره دانسته و باسلام پوزخند میزند!!. زیرا که این گروه از روزیکه دیده باز کرده اند این دو اصل معنوی را در محیط اروپا کاملاً پا در هوا دیده اند، و چون اخلاق نیکو و روان پاک در محیط اروپا پایگاه رسمی ندارد کمونیستها تاکنون از قبول کردن آن دوری جسته اند.
و لیکن این برنامه در اسلام کاملاً صحیح است؛ زیرا که این نظام بی نظیر تاکنون هرگز دعوت اخلاقی و تهذیب روحی را از برنامة اقتصادی خود جدا ندانسته و با خیر اندیشی مخصوص خود آئین تهذیب روحی و قوانین تنظیم اجتماعی را دو اصل هم آهنگ این برنامة بیمانند قرار داده است. آئین معنوی و اصول اقتصادی را چنان حکیمانه با هم آمیخته که دیگر کسی در میان مقتضیات اخلاق و نیازمندیهای زندگی سرگردان نمیماند، و بعبارت روشن تر، اسلام از اول قوانین خود را برپایة حسن اخلاق استوار کرده و همیشه اصول اخلاقی را توأم با قوانین خود از یک مجرای صحیح جریان داده و در تأمین بهروزی و پیروزی فرد و اجتماع توأم بکار می برد، بطوریکه هر یک دیگری را تکمیل نموده و هیچگونه تعارضی با یکدیگر نداشته باشند.
این همة سعادت عمومی در اثر حسن اخلاق است، و اما دعوت بسوی تهذیب روحی انسان را با خداوند (ج) مربوط می سازد، و همة لذتها و ثروتهای روی زمین را در راه جلب رضای پروردگار و انتظار پاداش اخروی در نظرش بی ارزش می سازد.
آیا ممکن است که انسان پاکروان باز هم برای انباشتن مال و ثروت بی ارزش از خود بیخود شده با دیگران ستیزه آغازد؟ آیا انسانیکه رابطه نزدیک با خدا داشته باشد باز هم میتواند در راه ظلم و استبداد و تجاوز بحقوق بندگان خدا عنان گسیخته بتازد؟.
بزرگترین هدف آئین دعوت اخلاقی و تهذیب روحی در نظام بی نظیر اسلام این است که قوانین اقتصادی خود را با روح پاک، و خلق پاکیزه تنظیم میکند، تا در گذرگاه سرمایه داری دیدبانی نموده، و با کمال دقت در جریان عمل این رژیم خطرناک نظارت کند، و بهمین جهت هنگامیکه این قوانین عمومی آسمانی بمردم عرضه شد همه با شوق سرشار از آن پیروی کردند، نه از ترس قانون و یا قانون گذار. در خاتمه بی پرده باید گفت: این رژیم سرمایه داری که امروز در عالم اسلامی با بدترین مظاهر خود نمودار شده هیچگونه ربطی با اسلام نداشته، اسلام هرگز در مقابل آن مسئولیت ندارد، زیرا که همین مردم امروز اسلام را در زندگی خود حاکم نمیدانند!!.
 
     

اسلام و مالکیت فردی

آیا مالکیت فردی یک جنبش غریزی و یک اصل فطری است!؟
کمونیستها و پیروان مکتب کمونیستی اصرار دارند که مالکیت فردی از اصول فطری نیست، آنان میگویند: در اجتماع ابتدائی بشر که نخستین دورة کمونیستی عالم را فرا گرفته بود، در این جهان نه ملکی بود 