ما را پناه و ماوا داد و با معونت و یاری خویش شما را نیرو بخشید و روزی پاکیزه نصیب شما گردانید».
افکار و سرشت مردمان خواسته و ناخواسته تغییر می‌کرد و از اسلام اثر می‌پذیرفت؛ درست همانگونه که معمولاً طبیعت انسان و نبات در بهاران تغییر می‌کند، قلب‌های عاصی و خشک، نرم و قانع شدند. مبادی اسلام و حقایقش در اعماق دل‌ها نفوذ کرد و در درون انسان‌ها جای گرفت، ارزش اشیا در چشم مردمان تغییر کرد، معیارهای قدیم متحول گردید و معیارهای جدید جانشین‌شان شد. از این پس جاهلیت حرکتی ارتجاعی محسوب می‌شد که محافظت برآن نوعی جمود و کودنی بود، اسلام پدیده‌ای عصری و پیشرفته به شمار می‌آمد که انتساب به آن و پذیرفتن مظاهرش نوعی هوشیاری و زیرکی شمرده می‌شد، ملت‌ها و بلکه جهان رفته رفته داشت به اسلام نزدیک می‌شد؛ اما همانگونه که ساکنان کره‌ی زمین چرخش زمین را احساس نمی‌کنند، جهان نیز حرکتش را به سوی اسلام احساس نمی‌کرد، این حرکت به سوی اسلام در فلسفه و تمدن و دین‌شان به چشم می‌خورد. درون و وجدانش همین موضوع را می‌نمایاند و حتی جنبش اصلاحی که پس از انحطاط مسلمانان به آنر وی آوردند، حاکی از همین تأثیرات است.
اسلام آمد و فاتحه‌ی شرک و بت‌پرستی را خواند، از آن روز به بعد شرک از چشم مشرکان افتاد و به خاک مذلت کشیده شد، صاحبان شرک از شرک‌شان اظهار برائت می‌کردند و از اعتراف به آن سرباز می‌زدند، این در حالی بود که قبل از این در اظهار شرک و دفاع از آن خود را به کشتن می‌دادند، پیروان تمام ادیان، شرک و مظاهر بت‌پرستی و رسوم و عادات شرکی خویش را که در نظام دینی‌شان وجود داشت توجیه و تأویل می‌کردند و می‌کوشیدند به گونه‌ای آن را بازگویند و شرح دهند که هرچه بیشتر با توحید اسلامی قرابت و همگونی حاصل کند.
استاد احمد امین می‌گوید:
«در بین مسیحیان گرایش‌هایی پدید آمد که در آن تأثیر اسلام نمایان بود؛ مثلاً در قرن هشتم میلادی یعنی در دو قرن دوم و سوم هجری در «سپتیمانیا»( ) (Septimania) حرکتی ظهور کرد که اعتراف در برابر کشیش را رد می‌کرد و برای کشیش هیچ حقی قایل نبود و مردم را دعوت می‌کرد که جهت مغفرت گناهان‌شان فقط به خدای یکتا رجوع کنند، طبیعی است از آنجایی که در اسلام احبار و کشیش وجود ندارد، اعترافی هم وجود ندارد».
همینطور حرکتی دیگر جهت نابودی تصاویر و تمثال‌های دینی ظهور کرد، در قرن هشتم و نهم میلادی یا سوم و چهارم هجری، مذهبی مسیحی پدید آمد که تجلیل از تصاویر و تمثال‌ها را شدیداً رد می‌کرد.
لویی سوم، امپراتور روم در سال 729 م دستوری صادر کرد که براساس آن تجلیل از تصاویر و تمثا‌ل‌ها ممنوع بود، در سال 730 دستور دیگری صادر کرد که چنین عملی را شرک محسوب می‌نمود، کنستانتین پنجم و لویی چهارم نیز دستورات مشابهی صادر کردند.
البته این در حالی بود که پاپ گریگوری( ) دوم و سوم و جرمانیوس، پطریک قسطنطنیه و امپراتریس ایران( ) از تأییدکنندگان پرستش تمثال‌ها و تصاویر بودند.( ایران، ملکه‌ی امپراتوری روم شرقی (780 – 790 م) و (792 – 802 م) وی به سبب فداکاری در راه اعتقاد خویش به ارتودوکس شهرت داشته است، ایران به سال 803 م در تبعید درگذشت. (د. ن.))
در بین دو گروه تنش‌هایی شدید به وقوع پیوست که در این کتاب جای بیان جزئیات آن نیست، نتیجه این که برخی از مورخان بر این باورند که حرکت‌های تحریم پرستش تصاویر و تمثال‌ها از اسلام اثر پذیرفته بودند، مورخان می‌گوید: کلادیوس (Claadius) اسقف تورن( ) (که در سال 838 م حدود 213 هـ به این مقام رسیده) کسی که صلیب‌ها و تمثال‌ها را به آتش می‌کشید و در دوران اسقفی خویش پرستش آنها را منع می‌نمود، خود در اندلس اسلامی به دنیا آمد، تنفر اسلام نسبت به تصاویر و تمثال‌ها نیز روشن است. بخاری و مسلم از حضرت عایشه ل روایت کرده اند:
«پیامبر ص از سفر برگشت، بر دریچه‌ی یکی از خانه‌ها پرده‌ای که در آن تصاویر بود پوشانده شده بود، چون چشم پیامبر ص برآن پرده افتاد چهره اش دگرگون شد و آن را پاره کرد و فرمود: ای عایشه! در روز قیامت کسانی بیش از همه‌ی مردم عذاب می‌بینند که برای مخلوق خدا شبیه درست می‌کنند، حضرت عایشه فرمود: پرده را قطعه قطعه نمودیم و یکی دو تا بالشت از آن درست کردیم». احادیث در این مودر به کثرت وجود دارد.
همینطور گروهی از مسیحیان( ) ظهور کردند که عقیده‌ی تثلیث را نزدیک به توحید تشریع می‌کردند و الوهیت حضرت مسیح را سخت انکار می‌کردند»( ).
کسی که تاریخ دینی اروپا و تاریخ کلیسای مسیحی را مورد مطالعه قرار دهد به وضوح می‌تواند آثار عقلی اسلام را در گرایش‌های مصلحان و انقلابیون علیه نظام کشیشی حاکم درک نماید، دعوت بزرگ اصلاحی لوتر ( ) با وجود معایبی که داشت، بارزترین نمونه از اثرپذیری از اسلام و عقاید اسلامی بود، مؤرخان به این موضوع اعتراف دارند.( مارتلین لوتر، اصلاح‌طلب مذهبی آلمانی (1483 م – 1546 م) وی دهقان‌زاده بود، بعد به مقام کشیشی رسید و سپس استاد فلسفه‌ی دانشگاه در فورت شد، لوتر بانی آیین جدید پروتستان در دین مسیح است، لوتر با پاپ و کشیشانی که از مردم اعتراف و پول می‌گرفتند، به مخالفت برخاست و برخلاف دستور پاپ انجیل را به زبان آلمانی ترجمه کرد. پیروان او را پروتستان یا لوتری می‌گویند، آیین لوتر بیشتر در آلمان و اتریش رایج است. (د. ن.))
همینطور تأثیر تفکر اسلامی و شریعت اسلامی رادر اخلاق ملت‌ها و قوانین موجود در اروپای مسیحی و هند بت‌پرست بعد از فتوحات اسلامی ( ) در گرایش‌های توحیدی، احترام به زن و حقوق آن، پذیرفتن اصل مساوات بین طبقات مختلف بشری که از امتیازات اسلام و شریعت غرای آن است، به وضوح می‌توان مشاهده کرد.
پژوهشگر هندی (K.m.panikkar) و سفیر سابق هند در مصر که از تأثیر عقیده‌ی توحید اسلامی در تفکر ملت هند و آیین‌های آنها صحبت می‌کند می‌گوید:
«کاملاً روشن است تأثیر اسلام در آیین هند در دوره‌ی اسلامی شدیداً عمیق بوده است، اندیشه‌ی پرستش خداوند در بین هندوها مرهون اسلام است، رهبران دینی و فکری در این عصر اگرچه خدایان‌شان را به نام‌های مختلف می‌خواندند، مردم را به پرستش خداوند نیز فرا می‌خواندند، و تصریح می‌کردند که خدا یکی است، تنها او مستحق پرستش است و سعادت و نجات از او خواسته می‌شود.. این تأثیرات در دعوت‌ها و آیین‌هایی که در دوره‌ی اسلامی در هند ظهور کردند، واضح است، مانند آیین (Bhagti)، و دعوت کبیره»( ).
جواهر لعل نهرو( ) نخست وزیر سابق هند در کتاب (of India Discovery) می‌گوید:
«ورود مجاهدان از شمال غرب هند و دخول اسلام اهمیتی فوق العاده در تاریخ هند دارد، فساد در جامعه‌ی هندی به اوج رسیده بود، تقسیم نژادی، طبقه‌ی پلید و انزوا از جهانی که هند در آن می‌زیست، نمایان بود. نظریه‌ی اخوت اسلامی و مساواتی که مسلمانان به آن باور داشتند و در پرتو آن زندگی را به سر می‌کردند، در اذهان هندوها تأثیر عمیقی به جای گذاشت، کسانی که جامعه‌ی هندی آنان را از م