های مزبور پس از مرگ فردریک، پادشاه اتریش و بر تخت نشستنِ دخترش ماریا ژوزفا (مهندوشس) به وصیت پدر و موافقت دولت، به سال 1740 م آغاز شد و به سال 1748 پایان پذیرفت.)

تصویری توصیفی
برادرم ابوالحسن
برادرم ابوالحسن را نخستین بار در زمستان 1951 میلادی در انجمن الشبان المسلمین در قاهره بعد از پایان یکی از سخنرانی‌های شب‌های سه‌شنبه، ملاقات نمودم. وی مؤدبانه و فروتنانه درخواست نمود تا در یکی از جلسات، بحثی پیرامون «جهان بر سر دوراهی» ارائه دهد. ایشان را فردی لاغراندام و ضعیف دیدم، دارای محاسنی گندمگون، با لباس‌های ساده و ارزان‌قیمت، نگاه‌هایی عمیق و ژرف و سخنانی دقیق و گیرا بود، اما همراه با گرفتگی صدا. بعداً متوجه شدم به علت تلاش مستمر و خستگی زیاد، این ناراحتی همیشه با وی همراه است. پس از نخستین ملاقات گذارا رشته‌ی اخوت و دوستی در بین ما استحکام یافت. بنابراین، مطالب ذیل را بر مبنای آگاهی و اطلاعات می‌نویسم.
دانشمند مؤمن، دعوتگر و انسان مخلص، سیدابوالحسن علی حسنی ندوی از سلاله‌ی حسن بن علی (رض) می‌باشد. پدر بزرگوارش علامه عبدالحی بن فخرالدین بن عبدالعلی است که نسبش به عبدالله اشتر بن محمد ذی النفس الزکیه بن عبدالله بن المحض بن حسن المثنی بن حسن السبط بن علی بن ابی طالب می‌رسد. وی دارای کتاب‌های متعددی است که برخی خطی اند و برخی به زیور طبع اراسته شده اند. مشهورترین کتابش نزهة الخواطر( ) در هشت جلد است، ایشان در سال 1341 هـ چشم از جهان فروبستند.( هفت جلد این کتاب از دایرة المعارف حیدرآباد هند انتشار یافته و جلد هشتم در آستانه‌ی چاپ است، این کتاب حاوی ضرح حال پنج هزار تن از بزرگان هند می‌باشد. کتاب دیگری از نویسنده تحت عنوان الثقافة الإسلامية في الهند چاپ المجمع العلمی العربی در دمشق، نیز انتشار یافته است.)
استاد ابوالحسن در رای بریلی قریه‌ی تکیه واقع در 70 کیلومتری لکهنؤ در محرم 1332 هجری قمری چشم به جهان گشود، خداوند عمرش را طولانی کند و اسلام و مسلمانان را از وجودش بهره‌مند گرداند!
خانواده‌ی استاد ندوی اصالتاً عربی است وتا امروز رشته‌ی نسبی خویش را حفظ نموده است. این خانواده اگرچه قرن‌هاست که در هند زندگی می‌کند و به زبان هندی سخن می‌گوید، اما پیوندش را با اصل و تبار خود حفظ نموده است، مواظبت بر توحید و سنت، اجتناب از بدعت‌ها، دعوت به سوی خدا و جهاد در راه خداوند از امتیازات این خانواده است.
استاد ابوالحسن برادری بزرگتر از خود به نام دکتر سید عبدالعلی( ) دارد. وی علاوه بر این که پزشک است از دار العلوم ندوة العلماء و دارالعلوم دیوبند با رتبه و امتیاز بالا فارغ التحصیل شده است. وی برخوردار از دو فرهنگ دینی و عصری است و در تربیت و آموزش استاد ندوی نقش مهمی داشته و ضمن این که ندوة العلماء را به جانشینی پدر فقیدش اداره می‌کند، برادر یتیمش را که در نه سالگی پدرش را از دست داده است، چون پدری مهربان و دلسوز مورد توجه قرار می‌دهد.
استاد ندوی فراگیری قرآنکریم را در منزل به کمک مادر بزرگوارش آغاز کرد. (مادرش یکی از زنان فاضل و نیک‌سیرت است که قرآن را حفظ نموده و علاوه بر این که می‌نویسد و تألیف می‌کند، شعر هم می‌گوید( )) استاد در دوازده‌سالگی همزمان به فراگیری زبان انگلیسی و عربی پرداخت، آموز زبان عربی را نزد شیخ خلیل بن محمد یمانی( ) آغاز کرد، دو سال کامل فقط در تحصیل ادبیات عربی گذراندند و بسیاری از کتاب‌های ادبی را خواندند و برخلاف معمول آن روزگار که در هند نسبت به ادبیات عرب رغبتی نشان نمی‌دادند، ایشان شدیداً علاقمند ادبیات شدند و کتاب‌های زیادی از ادیبان دارای سبک‌های مختلف و نوابغ قدیم و جدید را مطالعه نمودند و با منابع کهن ادبیات عرب آشنا شدند و چهار کتاب را شدیداً مورد توجه قرار دادند: 1- کلیه و دمنه، اثر ابن مقفع، 2- نهج البلاغه از شریف رضی، 3- دلائل الاعجاز، ایر جرجانی، 4- حماسه، اثر ابی‌تمام. سپس به دانشگاه لکهنؤ پیوست، در این دانشگاه علوم جدید به زبان انگلیسی تدریس می‌شد و در آن بخشی مخصوص ادبیات عربی بود، استاد ندوی در آن روز از نظر سنی کوچکترین دانشجو بود، نخست دروس قواعد برایش سنگین بود و این چیز سبب شد تا از بقیه مقداری عقب افتد، اما سپس با تفوق و امتیاز تحصیلش را ادامه داد، نهایتاً تحصیلات خویش را در رشته‌ای ادبیات نزد شیخ تقی الدین هلالی مراکشی( ) رئیس بخش ادبیات عربی در ندوة العلماء به پایان رساند.( وی طلایه‌دار نهضت ادبیات عرب در هند است که خواستار تعدیلاتی در روش‌های آموش زبان عربی بود، در مغرب (مراکش) متولد شد، دروس ابتدایی را در آنجا فرا گرفت. به مصر، عراق و سعودی مسافرت نمود و زمان ملک عبدالعزیز مدتی در سعودی به تدریس مشغول شد. سپس بنابر مشکلاتی ه بین ایشان و مقامات سعودی پیش آمد، به هند عزیمت نمود و در مبارکپور اقامت گزید و حدیث را از علامه عبدالرحمن مبارکپوری صاحب کتاب تحفة الاخوذی شرح سنن ترمذی فرا گرفت و شدیداً مورد محبت وی قرار گرفت. در سال 1930 م در یکی از سفرهایش به شهر بنارس شیخ خلیل بن محمد یمانی با وی آشنا شد و به مقام و مهارت وی در علوم و ادبیات پی برد. بدین جهت شیخ خلیل از ایشان خواست تا در ندوة العلماء به عنوان استاد ادبیات مشغول خدمت باشند، شیخ تقی الدین این دعوت را پذیرفت و چهار سال در ندوة العلماء ماند و چنان خدماتی بر جای گذاشت که افراد متعدد در سالیان دراز از آن عاجزند. با حضور ایشان گروهی از ادبیان فارغ التحصیل شدند که در رأس شان استاد مسعود ندوی، استاد محمد ناظم ندوی و استاد ابوالحسن ندوی می‌باشند.)
استاد ندوی سپس به ندوة العلماء پیوست و دو سال در آنجا ماند و علوم حدیث را فرا گرفت، در این مدت از شیخ الحدیث، شیخ حیدر حسن خان( ) کاملاً استفاده نمود و چند ماهی نیز در دارالعلوم دیوبند اقامت گزید و در دروس حدیث علام بزرگوار و مجاهد نستوه، شیخ حسین احمد مدنی( ) شرکت نمود.
نخستین اقدام ادبی استاد به شکل نگارش مقاله‌ای بود در شرح حال امام سید احمد بن عرفان شهید امام دعوت به توحید، سنت و جهاد در راه خدا. استاد این مقاله را به سفارش برادر بزرگش دکتر سید عبدالعلی نوشت و استادش دکتر تقی الدین هلالی آن را برای علامه رشید رضا صاحب مجله‌ی مشهور المنار فرستاد و رشید رضا نیز آن را در مجله‌ی مزبور منتشر کرد.
سپس استاد ندوی این مقاله را به شکل رساله‌ای تحت عنوان ترجمة السید الإمام احمد بن عرفان الشهید در سال 1350 هـ . ق به چاپ رساند، این نخستین کوشش ادبی استاد در زبان عربی بود، در آن زمان عمرش از هفده و هیجده سال تجاوز نمی‌کرد.
استاد ندوی سپس به لاهور( ) مسافرت نمود و تفسیر را نزد مصلح کبیر و داعی بزرگ شیخ احمد علی( )، مفسر مشهور خواند، تحصیلات استاد ندوی اغلب به سبک دانشگاهی و همراه با مدارک تحصیلی نبوده است، بلکه تحصیلاتی آزاد بوده است.
استاد بعد از اتمام تحصیلاتش به لکهنؤ برگشت و در آنجا در سمت استادی 