ن در مکه آزادی دعوت و عبادت وجود نداشت، اما در مقایسه با مدینه باید گفت : شرایط حاکم بر جامعه حبشه بسیار محدودتر از جامعة اسلامی مدینه بود. بنابراین، وقتی مهاجران حبشه خبر هجرت مسلمانان به مدینه را شنیدند، به جز کسانی که پیامبر اکرم از آنان خواسته بود که در آن جا بمانند، دیگران از طریق حبشه و یا از راه مکه، رهسپار مدینه شدند. محیط مدینه بعد از آنکه قرنها اسیر بت‌پرستی و شرک بود، اینک سرشار از توحید و خداپرستی گردیده بود. جامعة مدینه تبدیل به جامعه‌ای اسلامی گردید و رشد و ساختار جدید آن بعد از بازگشت دوازده حاجی از بیعت عقبة اول بود که در رأس آنها صحابی گرانقدر، اسعد بن زراره قرار داشت و این مجموعة دوازده نفری مسئولیت دعوت را برعهده گرفتند، بدون آنکه این امر کاری سیاسی باشد و جامعه اسلامی مدینه بعد از بازگشت هفتاد نفری که حامل برنامة سیاسی و اجتماعی بودند، به اوج توسعه وتکامل ساختار خود رسید. آنها تصمیم گرفتند که شهرشان اولین پایتخت و مرکز مسلمانها در زمین باشد. آنها آمادگی رویارویی با هر دشمن خارجی را که ممکن بود بر آنان حمله‌ور شود، داشتند. از طرفی دیگر گروه اصلی‌ای که پیامبر اکرم (ص)، وقت و توانایی خود را در تربیت آن صرف کرده بود، تازه به جامعه مدنی جدید پیوسته و با مردم مدینه در مفاهیم ایمان و اخوت دینی درهم آمیخته شده بود.
پیامبر اکرم (ص) قبل از تشکیل جامعة اسلامی در مدینه، به تربیت و آمادگی افراد مدینه و بیعت گرفتن از آنان مبنی بر حمایت خود واصحابش پرداخت بنابراین، آمادگی و حمایت انصار از پیامبر عاملی مهم در تشکیل جامعة اسلامی محسوب می‌گردید(1). 
و این گونه جماعت منظم و قوی مسلمان به مدینه انتقال یافت و با جماعت انصار یکی گردیدند و جامعه اسلامی شکل گرفت. جامعه‌ای که منتظر آمدن رهبر بزرگش بود تا به محض تشریف آوردن ایشان، تولد دولت اسلام را که قرار بود تمدنی بی‌نظیر بسازد، اعلام دارد.
---------------------------------------------------------------------------------
1) التربیة القیادیه، ج 1، ص 146 – 147.حکمت الهی در انتخاب مدینه به عنوان دارالهجره و مرکزی برای دعوت، علاوه بر بزرگداشت اهل مدینه، اسرار و رازهایی است که کسی جز خدا آن را نمی‌داند. مدینه به طور طبیعی از موانع و استحکاماتی جنگی برخوردار بود که در این باره هیچ شهری در جزیرة عربی با آن برابری نمی‌کرد. از ناحیه غرب و شرق با سنگلاخ محصور گردیده بود و فقط منطقه شمالی تنها منطقه‌ای بود که حائل و مانعی نداشت (و این همان منطقه‌ای است که پیامبر اکرم(ص) در سال پنجم هجری در غزوه احزاب با حفر خندق آن رامصون کرد و استحکام بخشید) و اطراف دیگر مدینه با درختان خرما و کشتزارهای انبوه احاطه شده بود که لشکر نمی‌توانست از آن بگذرد، مگر اینکه از راههای باریکی عبور می‌کرد که در این صورت سیستم نظامی و ترتیب صفها به هم می‌خورد و پایگاههای کوچک نظامی برای برهم زدن نظام جنگی دشمن و جلوگیری از پیشروی آن، کافی بود. ابن اسحاق می‌گوید : «یک طرف مدینه بدون حایل و مانع بود و اطراف دیگر آن با خانه‌ها و درختان خرما بسته شده بود و دشمن نمی‌توانست به راحتی وارد آن شود.»(1) 
و شاید پیامبر اکرم (ص) به این حکمت الهی در انتخاب مدینه اشاره نمود که به یارانش قبل از هجرت گفت: «من محل هجرت شما را در خواب دیده‌ام که زمینی دارای درختان خرما در میان دو منطقه سنگلاخ است که همان دو حره هستند(2) .» از آن به بعد مسلمانان هجرت را آغاز کردند.
اهل مدینه چه اوس و چه خزرج دارای جوانمردی وشهامت و قدرت وجنگاوری بودند. آنها به آزادی خوگرفته بودند وتسلیم هیچ کس نمی‌شدند و به هیچ حکومت و قبیله‌ای خراج و مالیات پرداخت نمی‌کردند؛ چنانکه ابن خلدون می‌گوید: همواره این دو قبیله در یثرب غالب بودند و افتخار و توانایی رزمی متعلق به آنان بود و همسایگان آنها از قبیله مضر دین آنان را پذیرفتند.
بنی عدی بن نجار، خویشاوندان مادری آن حضرت بودند و این رابطة خویشاوندی از طریق هاشم بن عدی بن نجار به پیامبر اکرم (ص) می‌رسد. هاشم با سلمی دختر عمرو یکی از افراد قبیلة بنی عدی بن نجار ازدواج کرد و هاشم از آن زن صاحب فرزندی به نام عبدالمطلب شد. او فرزندش را نزد آن زن گذاشت تا اینکه نوجوان شد و هنوز به سن بلوغ نرسیده بود که عمویش که اونیز عبدالمطلب نام داشت، او را با خود به مکه آورد. حق خویشاوندی در زندگی اجتماعی عرب جایگاه مهمی داشت. ابوایوب انصاری از همین تبار بود که پیامبر اکرم(ص) روزهای نخست هجرت، در خانه او اقامت گزید.
اوس و خزرج از قبیلة قحطان بودند و مهاجران و کسانی که پیشتر در مکه و اطراف آن مسلمان شده بودند، از عدنان بودند. هنگامی که پیامبر اکرم(ص) به مدینه هجرت کرد، فرزندان عدنان و قحطان همه زیر پرچم اسلام گردآمدند. آنها مانند یک جسم بودند در حالی که در دوران جاهلیت با یکدیگر رقابت داشتند و هر یک خود را از دیگری برتر می‌شمرد، اما با جمع شدند همة آنها زیر پرچم واحد، شیطان راهی برای نفوذ در دلهای آنها نداشت تا فتنه برانگیزد و آنها نیز از روی تعصب قحطانی و عدنانی بودن، ندای افتخار جاهلیت را سر دهند.
بنابراین با بررسی تمام جوانب شهر یثرب بهترین و مناسب‌ترین مکان برای هجرت پیامبر اکرم (ص) و یارانش بود تا اسلام نیرومند شود و مراحل رشد و ترقی را بپیماید و جزیرة عربی را فتح کند و سپس دنیای متمدن را در گسترة قلمرو خویش قرار دهد(3). 
-----------------------------------------------------------------------------
1) السیرة النبویه، ندوی، ص 157.
2) الهجرة النبویة المبارکه، ص 52.
3) الاساس فی السنه، ج 1، ص 333.بیشتر سرزمین شبه‌جزیرة عربستان را صحراهای گسترده و بیابانهای پهناور تشکیل می‌دهد، به این دلیل کشاورزی در آن به جز در بعضی نواحی آن به ویژه در یمن و شام و برخی از بیابانهای جزیره عربی وجود ندارد. بادیه نشینان بیشتر به چرانیدن شتر و گوسفند مشغول بودند و قبیله‌ها به دنبال چراگاهها از ناحیه‌ای به ناحیة دیگر نقل مکان می‌دادند و فقط بعد از اتمام برپایی خیمه‌هایشان، از حرکت باز می‌ایستادند. اعراب با صنعت آشنایی نداشتند و بیش از همة ملتها با صنعت بیگانه بودند و آنان از پرداختن به صنعت اباء می‌ورزیدند و امور ساخت و صنعت را به عجمها و بردگان واگذار می‌نمودند؛ حتی وقتی قصد بازسازی کعبه را داشتند، از مردی قبطی که از کشتی غرق شده‌ای در جده نجات یافته بود و در مکه اقامت گزیده بود، کمک گرفتند.(1) 
هرچند بر اثر دارا بودن شرایط فوق، شبه‌جزیرة عربستان از نعمت کشاورزی و صنعت محروم بود، امّا موقعیت استراتژیک آن، که در واقع میان آفریقا و شرق و غرب آسیا واقع شده بود، برای اینکه مرکزی پیشرفته در تجارت بین‌المللی آن روز قرار بگیرد، آمادگی داشت. بسیاری از شهرنشینان شبه‌جزیرة عربستان به ویژه مردم مکه به تجارت مشغول بودند و جایگاه ممتاز در تجارت داشتند و از آنجا که در جوار خانة خدا زندگی می‌کردند، در نزد عربها از جایگاه خاصی برخو