لنبوه، بیهقی، باب اعتراف مشرکی قریش بما فی کتاب الله تعالی من الاعجاز، ج 2، ص 207.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:94.txt">امتحان و آزمایش</a><a class="text" href="w:text:95.txt">حکمت آزمایشهای الهی و فواید آن</a></body></html>به طور کلی ابتلاء و گرفتار شدن به مشکلات، سنت الهی در میان مخلوقات است و این مطلب به صورت واضح در قرآن بیان شده است؛ چنانکه می‌فرماید: 
(وَهُوَ الَّذِي جَعَلَکُمْ خَلاَئِفَ الأَرْضِ وَرَفَعَ بَعْضَکُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِّيَبْلُوَکُمْ فِي مَا آتَاکُمْ إِنَّ رَبَّکَ سَرِيعُ الْعِقَابِ وَإِنَّهُ لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ) (انعام، 165)
«خدا است که شما را جانشینان زمین گردانید و برخی را بر برخی درجاتی بالا برد تا شما را در آنچه به شما داده است، بیازماید. بی‌گمان پروردگارت زود رسانندة عقاب است و او دارای مغفرت بی‌کران و رحمت فراوان است.»
(وَإِنَّا لَجَاعِلُونَ مَا عَلَيْهَا صَعِيدًا جُرُزًا) (کهف، 7)
«ما همه ی چیزهای روی زمین را زینت آن کرده ایم تا ایشان را بیازماییم تا کدام یک کار نیکوتر می‌کند.»
(إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن نُّطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَّبْتَلِيهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِيعًا بَصِيرًا) (انسان، 2)
«ما انسان را از نطفه ی آمیخته آفریده‌ایم و چون او را می‌آزماییم، وی را شنوا و بینا کرده‌ایم.»
آزمایش (در معرض بلا قرار گرفتن) با رسیدن به قدرت و حکومت رابطه‌ای محکم و ناگسستنی دارد؛ چرا که سنت الهی چنین است که هیچ ملتی را به قدرت و حکومت نمی‌رساند مگر اینکه وجود گرانبهایش در کوره ی حوادث گداخته شود تا ناخالصی‌اش برطرف گردد و پاکان از ناپاکان جدا بشوند. گرفتار شدن به مشکلات و در بوته آزمایش قرار گرفتن سنتی است که امت اسلامی در فرآیند آن قرار می‌گیرد وهرگز در این سنّت تخلف و تغییری به وجود نخواهد آمد؛ زیرا خداوند مؤمنان را در بوته آزمایش قرار می‌دهد تا ایمانشان را از آلودگی ها بپیراید و سرانجام قدرت و حکومت را در زمین به دست بگیرند. از امام شافعی نقل است که مردی از او پرسید : برای انسان کدام بهتر است اینکه به قدرت و حکومت برسد یا اینکه مورد آزمایش قرار بگیرد؟ امام شافعی گفت : تا زمانی که در بوته آزمایش قرار نگیرد، به قدرت نخواهد رسید؛ زیرا خداوند، نوح، ابراهیم، موسی، عیسی و محمد (صلوات الله علیهم) را مورد آزمایش قرار داد و وقتی صبر پیشه کردند، آنها را پیروز و حاکم گردانید. پس کسی گمان نبرد که از مصیبت رهایی می‌یابد(1)  و گرفتارشدن مؤمنان به سختیها و قرار گرفتن در معرض آزمایش قبل از رسیدن به قدرت، امری لازم و قطعی است تا پیراسته گردند و بنیان و نهاد آنها قوی و ریشه‌دار بشود و این ابتلا بر اساس رحمت الهی است تا پاک و منزه گردند(2) . در معرض آزمایش قرار گرفتن داعیان علاوه بر اینکه سنت خدا است، راه بهشت را هموار می‌سازد؛ چنانکه پیامبر اکرم(ص)  فرمود: بهشت با ناگواریها و سختیها احاطه شده است و دوزخ با شهوتها مورد احاطه قرار گرفته است(3) . سپس در معرض آزمایش قرار گرفتن، راهی است که برای پدید آوردن گروهی که این دعوت را به دوش می‌گیرد و مسئولیتهای آن را انجام می‌دهد، جز آن راهی دیگر وجود ندارد. گرفتارشدن به مشکلات و در معرض آزمایش قرار گرفتن، راه تربیت امت اسلامی و راه شکوفایی استعدادها و نیروهای پنهان امت و راه پرداختن عملی به مسئولیتها و تکالیف و نیز راه شناخت حقیقت مردم و حقیقت زندگی است و برای این است تا پایدارترین و قوی‌ترین افراد، در دعوت باقی بمانند و اینها هستند که برای بر عهده گرفتن دعوت و صبر نمودن بر آن، شایستگی و صلاحیت خواهند داشت و امانتداران دعوت خواهند بود(4). 
------------------------------------------------------------------------------
1) الفوائد، ابن قیم، ص 283.
2) التمکین للامة الاسلامیه، محمد السید محمد یوسف، ص 235.
3) مسلم، ج 4، شمارة 2174.
4) فی ضلال القرآن، ج 1، ص 593.ابتلاء و در بوته آزمایش قرار گرفتن، حکمتهای متعددی دارد که مهم‌ترین آنها عبارتند از:
1- تصفیه و پاکسازی صفها:
آزمایش را خداوند وسیله‌ای برای پاکسازی و مشخص نمودن حق گرایان از باطل گرایان قرار داده است؛ زیرا قوت ایمان افراد در حالت طبیعی و آسایش مشخص نمی‌شود؛ بلکه در مصایب و مشکلات پرده از حقیقتها برداشته می‌شود؛ چنانکه خداوند فرموده است:
(أَحَسِبَ النَّاسُ أَن يُتْرَکُوا أَن يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ) (عنکبوت، 2)
«آیا مردمان گمان برده‌اند همین که بگویند ایمان آورده‌ایم، به حال خود رها می‌شوند و ایشان آزمایش نمی‌گردند.»

2- تربیت گروه مسلمان:
در این مورد، سید قطب رحمه الله می‌گوید: «این راهی است که برای پدید آوردن گروهی که دعوت را بر عهده می‌گیرد و مسئولیتها و تکالیف آن را انجام می‌دهد، جز آن راهی وجود ندارد . این راه تربیت این گروه و وسیلة شناسایی و شکوفاساختن استعدادها و نیروهای پنهان گروه مسلمان و راه پرداختن عملی به مسئولیتها و تکالیف است و علاوه بر آن راه شناخت حقیقت مردم و حقیقت زندگی است و فلسفة آن، این است تا پایدارترین و قوی‌ترین افراد، برای دعوت باقی بمانند و این افراد برای بر عهده گرفتن و ادامة دعوت و صبر نمودن بر آن شایستگی و صلاحیت دارند و آنها امانتداران دعوت خواهند بود(1). 
3- پرده برداشتن از راز دلها:
در این مورد سید قطب رحمه الله می‌گوید: «و خداوند، حقیقت دلها را پیش از ابتلاء و در معرض آزمایش قرار گرفتن می‌داند، اما ابتلاء باعث می‌شود آنچه برای خداوند آشکار است برای وضعیت پیرامون نیز آشکار گردد.»(2) 
4- آمادگی حقیقت برای بر عهده گرفتن امانت:
در این مورد صاحب فی ظلال القرآن می‌گوید: «و خداوند هرگز نمی‌خواهد مؤمنان را به وسیلة آزمایش و امتحان عذاب و آزار نمایند؛ بلکه این نوع تمرین و آمادگی حقیقی برای بر عهده گرفتن امانت الهی است و نیازمند تمرین ویژه است که با تحمل رنج و مشقت فراوان کامل می‌گردد و باید بر خدا اعتماد نمود و همواره از او یاری طلبید. یقیناً خدا آنان را از پاکیها و پلیدیها پاک می‌سازد و استعددها و نیروهای نهفتة آنان را شکوفا و فعال می‌سازد. پس وجودشان استوار و محکم می‌گردد و صیقل داده می‌شود و توانایی آنان بیشتر و سرشت آنان قوی‌تر و ارتباطشان با خداوند محکم‌تر می‌گردد و یقیناً خداوند از دو خوبی یکی را بهره آنان می‌نماید یا پیروزی یا پاداش الهی و اینها کسانی هستند که نهایتاً بعد از آمادگی و آزمایش شدن، پرچم را به دست می‌گیرند و نسبت به آن امانتدار خواهند بود.»
5- شناخت حقیقت وجود:
در این مورد صاحب فی ظلال القرآن می‌گوید: «این بدان خاطر است تا اهل دعوت در حالی که به طور عملی و در دنیای واقعیت به زندگی و جهاد می‌پردازند، حقیقت خویش و حقیقت وجود انسانی و اسرار پنهان آن را بدانند و در حالی که شاهد کشمکش ارزشها و مبادی دعوتشان با شهوات و امیال وجودشان هستند و اصطکاک پیدا می‌کند، به حقیقت گروهها و جوامع آگاه شوند و راهه