 لَّمَّا عَلَيْهَا حَافِظٌ) (طارق، 4)
«کسی وجود ندارد مگر اینکه بر او نگهبانی است.»
در مورد چگونی بزرگداشت انسان در قرآن کریم، آیه‌های متعددی ذکر شده است(5). 
-------------------------------------------------------------------------------------------
1) منهج التربیه الاسلامیه، محمد قطب، ج 2، ص 54.
2) اسالیب التشویق فی القرآن، د. الحسین جلو، ص 134.
3) اصول التربیه، نحلاوی، ص 31.
4) اسالیب التشویق و التعزیر، ص 134.
5) موسوعه نظرة النعیم فی مکارم اخلاق الرسول الکریم، ج 4، ص 1136 – 1142.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:801.txt">مقدمه</a><a class="text" href="w:text:802.txt">بیماری پیامبر اکرم (ص)</a><a class="text" href="w:text:803.txt">برخی از وصایای آن حضرت در ایام پایانی عمر</a><a class="text" href="w:text:804.txt">لحظه‌های پایانی زندگی پیامبر اکرم (ص)</a><a class="folder" href="w:html:805.xml">اشعاری که در رثای پیامبر اکرم(ص) سروده شده است</a></body></html>اینکه می‌گویند: انسان‌های مومن با نور خدا می‌بینند، بدین معنا است که از بعضی اشاره و کنایه‌ها و حالت‌ها چیزی حدس می‌زنند و می‌فهمند. پیامبر اکرم (ص) نیز که در اوج ایمان و عقل و اندیشه قرار داشت، از همه در این میدان، گوی سبقت را ربوده بود(1) . بنابراین، پیامبر از اشارة بعضی از آیات درک نمود که اجلش نزدیک شده است؛  چنانکه مطالب در چند حدیث صحیح پرداخت که برخی از صحابه مانند ابوبکر، عباس و معاذ هدف پیامبر را دریافتند. بعضی از آیات نیز به بشر بودن پیامبر اکرم (ص) و اینکه مانند سایر افراد مرگ را خواهد چشید، اشاره دارند(2).  
1- آیات و احادیثی که به وفات پیامبر اکرم (ص) اشاره می‌نمایند: 
الف – خداوند می‌فرماید: 
(وَمَا مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِن مَّاتَ أَوْ قُتِلَ انقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِکُمْ وَمَن يَنقَلِبْ عَلَىَ عَقِبَيْهِ فَلَن يَضُرَّ اللّهَ شَيْئًا وَسَيَجْزِي اللّهُ الشَّاکِرِينَ) (آل‌عمران، 144)
«محمد، پیامبری بیش نیست که قبل از آن پیامبرانی گذاشته‌اند. آیا اگر او بمیرد یا کشته شود، شما به عقب بر می‌گردید. (کافر می‌شوید) و هر که به عقب بر گردد، به خدا ضرری نمی‌رساند و خدا به زودی پاداش سپاسگزاران را می‌دهد.»
قرطبی می‌گوید: خداوند در این آیه، به بیان این موضوع پرداخت که هیچ پیامبری عمر جاودانه ندارد، بنابراین، باید به آنچه پیامبران آورده‌اند، تمسک جست اگر چه خود آنها مرده و یا کشته شده باشند(3).  
ب – همچنین خداوند فرموده است: 
«انک میت و انهم میتون» 	(زمر : 30) 
ابن کثیر می‌گوید: یعنی تو می‌میری و آنها نیز خواهند مرد این یکی از آیاتی است که ابوبکر پس از وفات پیامبر از آن به عنوان دلیلی بر وفات آن حضرت به آن استناد نمود(4).  
ج – خداوند می‌فرماید: 
(وَمَا جَعَلْنَا لِبَشَرٍ مِّن قَبْلِکَ الْخُلْدَ أَفَإِن مِّتَّ فَهُمُ الْخَالِدُونَ) (انبیاء، 34)
«ما قبل از تو برای هیچ بشری زندگی جاودانه‌ای قرار نداده‌ایم. آیا اگر تو بمیری مگر آنان جاودانه باقی خواهند ماند.»
در آیة بعدی می‌فرماید: 
(کُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ وَنَبْلُوکُم بِالشَّرِّ وَالْخَيْرِ فِتْنَةً وَإِلَيْنَا تُرْجَعُونَ) (انبیاء، 35)
«هر کسی طعم مرگ را می‌چشد و ما شما را با سود و زیان و بدی‌ها و خوبی‌ها می‌آزماییم و سرانجام به سوی ما بر گردانده می‌شوید.»
بدین صورت خاطر نشان ساخت که مرگ، مسئله‌ای حتمی و مقدر است. این آیات به صراحت  موضوع مرگ را بیان نموده‌اند، اما آیات دیگری نیز وجود دارد که می‌توان براساس مضامین آن به این موضوع پی برد. 
(وَلَلْآخِرَةُ خَيْرٌ لَّکَ مِنَ الْأُولَى(4) وَلَسَوْفَ يُعْطِيکَ رَبُّکَ فَتَرْضَى(5)) (ضحی، 4-5)
«و آخرت برایت از دنیا بهتر است و پروردگارت به تو (پیروزی و نعمت) عطا خواهد کرد و تو خشنود خواهی شد.»
(کُلُّ مَنْ عَلَيْهَا فَانٍ(26) وَيَبْقَى وَجْهُ رَبِّکَ ذُو الْجَلَالِ وَالْإِکْرَامِ(27)) (رحمن، 26-27)
«همه آنچه بر روی زمین است، فنا شدنی‌اند و تنها ذات پروردگار با عظمت و ارجمند تو باقی می‌ماند.»
د-
(وَلَتَعْلَمُنَّ نَبَأَهُ بَعْدَ حِينٍ) (قصص، 88)
«همه چیز نابود شدنی است. مگر خود او. دستور از آن او و بازگشت نیز به سوی او است.»
این آیات بیانگر آن است که هر آنچه غیر از خدا وجود دارد، تابع سنت الهی یعنی مرگ خواهند بود و هیچ کس از این قاعده مستثنی نیست مگر خود او. 
ذ-
(الْيَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِينَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْکُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَکُمُ الإِسْلاَمَ دِينًا) (مائده، 3)
«با شنیدن این آیه، عمر بن خطاب به گریه افتاد. پرسیدند: چرا گریه می‌کنی؟ گفت: بعد از هر تکمیلی، نقصی پدید خواهد آمد و هدفش وفات پیامبر بود.» (5)
ه‍ - 
(إِذَا جَاء نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ(1) وَرَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجًا(2) فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ وَاسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ کَانَ تَوَّابًا(3)) (نصر، 1-3)
«وقتی که فتح و پیروزی از جانب خدا رسید و مردم را دیدی که در دین خدا، دسته‌دسته وارد می‌شوند، پروردگارت را به پاکی یاد کن و طلب آمرزش کن. همانا او پذیرنده توبه است.»
عمر(رض) از ابن عباس در مورد این سوره پرسید؟ ابن عباس گفت: اعلام فرا رسیدن اجل پیامبر بود. عمر گفت: من نیز همین را می‌دانم(6) . و در روایت طبرانی آمده است که ابن عباس می‌گوید: این سوره خبر فرا رسیدن مرگ پیامبر خدا را به ایشان داد. بنابراین، آن حضرت پس از آن، خود را برای سفر آخرت آماده نمود(7).  
2- احادیثی که اشاره به وفات پیامبر اکرم (ص) دارند 
الف – عایشه می‌گوید: در حالی که تمامی زنان پیامبر نزد ایشان جمع بودند، فاطمه آمد، راه رفتنش شبیه راه‌رفتن پدرش بود، پیامبر اکرم (ص) به او خوش آمد گفت و او را کنار خود نشاند و در گوشش نجوا کرد. فاطمه به گریه افتاد؛ سپس دوباره در گوشش نجوا کرد او خندید. من به فاطمه گفتم: پیامبر از میان این همه با تو نجوا کرد، آن گاه تو گریه می‌کنی؟ وقتی از آنجا برخاست من به او گفتم پیامبر با تو در مورد چه چیزی نجوا کرد؟ فاطمه گفت من راز رسول خدا را فاش نمی‌کنم. عایشه می‌گوید: پس از وفات پیامبر به فاطمه گفتم: به حقی که بر تو دارم مرا از نجوای پیامبر با خبر ساز گفت: اکنون اشکالی ندارد آن گاه گفت: پیامبر در نجوای اول به من گفت: جبرئیل در سال‌های گذشته یکبار قرآن را با من تکرار نمود و امسال دوبار آن را تکرار کرد، فکر می‌کنم اجلم نزدیک شده است؛ پس از خدا بترس و صبر را پیشه ساز. بنابراین، من گریه کردم؛ سپس در نجوای دوم فرمود: آیا دوست نداری که سردار زنان این امت شوی؟ بنابراین من خندیدم(8).  
این حدیث از نزدیک شدن زمان مرگ پیامبر خبر می‌داد. البته آن حضرت این راز را فقط با دختر خود در میان گذاشت و از این راز هیچ کسی از مسلمانان قبل از وفات پیامبر اطلاعی نداشت(9).  
ب – جابر می‌گوید: پیامبر اکرم (ص) را در روز دهم ذیحجه سوار بر شترش دیدم که می‌فرمود: احکام حجتان را از من فرا گیرید، شاید دوب