لکریم زیدان در تعلیق بر این سخن زمخشری می‌نویسد: آیا چنین مسجدی مانند مسجد ضرار منهدم شود؟ خیر؛ چراکه به نظر بنده، تشابه این گونه مساجد به مسجد ضرار فقط به این دلیل است که مانند آن براساس تقوا و اخلاص بنیان‌گذاری نگردیده است، اما محکوم به انهدام نمی‌گردند(2). 
ب – قرطبی می‌گوید: علمای ما بر این عقیده‌اند که تأسیس هر مسجدی به قصد ضرررسانیدن به مسلمانان و به خاطر ریا و تظاهر انجام گیرد، در حکم مسجد ضرار است و از ادای نماز در آن باید خودداری نمود(3). 
ج – سید قطب در تفسیر خود می‌نویسد: این تصویری از مسجد ضرار بود، مسجدی که در عهد پیامبر اکرم (ص) علیه اسلام و مسلمانان ساخته شد. این مسجد امروز نیز ساخته می‌شود و با ظاهری زیبا و پررونق، جلوه می‌نماید تا بیننده و به ویژه داعیان دین را متقاعد سازد که اسلام زنده است و مساجد آباد است. در حالی که این نوع مساجد، سنگرهایی جهت نابودی اسلام و مسلمانان با غیرت و با شهامت هستند(4). 
6- قاعده‌ای برای شناخت اموری که می‌توان حکم آنان را همانند حکم مسجد ضرار دانست
دکتر عبدالکریم زیدان می‌گوید: اموری که به ظاهر مشروع می‌باشد، اما متولیانش با ایجاد آن، اهداف نامشروعی را دنبال نمایند یا به عبارتی هر امری که از نظر ظاهری مشروع باشد، امّا بانیان آن، قصد ضرر رسانیدن به مسلمانان را داشته باشند، در حکم مسجد ضرار می‌باشد(5). 
بنابراین قاعده، نمی‌توان اماکن شرک و فساد را همانند مسجد ضرار دانست؛ زیرا این اماکن از نظر ظاهری نیز فاقد مشروعیت هستند؛ گرچه به خاطر اینکه از نظر ظاهری و باطنی جزو منکرات هستند، امّا از بین بردن آنها مانند نابودی مسجد ضرار الزامی است(6). 
----------------------------------------------------------------------------------------------
1) تفسیر زمخشری، ج 2، ص 310.
2) تفسیر زمخشری، ج 2، ص 310.
3) تفسیر قرطبی، ج 8، ص 254.
4) فی ظلال القرآن، ج 3، ص 1710 – 1711.
5) المستفاد من قصص القرآن، ج 2، ص 506.
6) همان، ص 507.مسجد ضرار، تنها حادثه‌ای مشخص در تاریخ اسلام نبود؛ بلکه شروع دسیسه و نقشه‌ای بود که اهداف مهمی را در پیش داشت و این نقشه استمرار خواهد داشت و همیشه منافقان سعی خواهند نمود تا چهرة اسلام را معیوب جلوه دهند و در دلهای مسلمانان، شک وتردید ایجاد نمایند و آنان را از دین و عقیده آنان منحرف سازند(1). 
بنابراین، دشمنان اسلام، چه منافقان و ملحدان و چه مستشرقان و دعوتگران مسیحی، به تأسیس اماکنی برای مسلمانان خواهند پرداخت، اما در واقع هدفشان، ایجاد شک و تردید در مورد عقاید و آداب و احکام اسلامی است. همچنین مدارس و دانشگاههایی برای آموزش و پرورش تأسیس می‌کنند تا در آنها فرزندان مسلمانان را با دین و عقایدشان بیگانه سازند و نیز کنفرانسهایی فرهنگی تشکیل می‌دهند تا دربارة عقاید واحکام اسلامی، شک وتردید ایجاد نمایند؛ همچنین بیمارستان و اماکن درمانی با تظاهر به دلسوزی وخدمت به مردم تأسیس می‌نمایند تا مسلمانان و بیماران درمانده را از دین و آیین آنان منحرف سازند؛ چنانکه در مجامع فقیر آفریقایی با توسل به شیوه‌های بسیار نامعقول و نامشروع، به تبلیغ و انتشار افکار خود می‌پردازند(2). 
-----------------------------------------------------------------------------------------------
1) الصراع مع الصلیبیین، ص 182.
2) السیرة النبویة، ابی شهبه، ج 2، ص 508.این داستان حاوی درس‌ها و پیام‌های زیادی است از جمله: 
1- اسلوب زیبا و بیان شگفت‌انگیز و فصاحت والا 
حدیثی که بیان گردید، همانند احادیثی همچون داستان تهمت‌زدن به عایشه، نمونه‌های بارزی از داستان‌های ادبیات عرب به شمار می‌آیند. کاش مدیران و مسئولان نهادهای آموزشی با گلچین نمودن این گونه احادیث و گنجاندن آنها در دروس عربی، می‌توانستند بر ذوق و ملکة ادب عربی و اسلامی دانش آموختگان بیفزایند؛ مثلاً، این گفتة کعب «فلما قیل ان رسول الله قد اظل قادما زاح عنی الباطل و عرفت انی لن اخرج منه ابدا بشیء فیه کذب فاجمعت صدقه ...» از نظر ادبی از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است(1).  
2- صداقت، کشتی نجات است 
هر یک از سه صحابه بزرگوار، کعب، هلال و مراره، میزان گناه و خطر دروغ گفتن را درک می‌نمودند بنابراین، تصمیم‌ گرفتند که جز راست‌گویی، سخنی دیگر بر زبان نیاورند؛ هر چند که با راست‌گویی دچار مصیبت‌ها و ناملایماتی خواهد شد و امید به پروردگارشان داشتند که توبة آنان را خواهد پذیرفت و دوباره به صف مسلمانان خواهند پیوست(2) . خداوند چه زیبا مهر تأیید به توبة کعب و همراهانش زد، آنجا که فرمود: 
(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَکُونُواْ مَعَ الصَّادِقِينَ) (توبه، 119)
«ای مومنان، از خدا بترسید و همراه راستگویان باشید.»
3- قهر نمودن تربیتی و اثر آن در جامعه 
این نوع قهر کردن پیامدهای تربیتی مفیدی برای جامعة اسلامی و استقامت مسلمانان در برابر مصایب و مشکلات دارد و باعث می‌شود که افراد، براساس اسلوب و معیاری خاص عمل نمایند و با ترک واجبی و یا ارتکاب حرامی، در صدد مخالفت با شریعت برنیاید؛ زیرا وقتی مسلمانی بداند که با ارتکاب عملی ناشایست در جامعه مطرود خواهد شد، هیچ گاه در صدد اقدام برای انجام آن عمل بر نمی‌آید. 
اما به این نکته باید توجه داشت که این حکم را فقط می‌توان در شرایط مشابهی با آنچه صحابه و مسلمانان در آن به سر می‌بردند، تطبیق داد یعنی جایی که دولتی قوی و اسلامی وجود داشته و فرد مقهور نیز از نظر ایمانی به حدی باشد که احتمال وقوعش در فتنه، منتفی و کم باشد و بالتبع این قهر کردن به خاطر امور دینی و مصلحت دین، با آنچه در میان مردم به خاطر امور دنیوی معمول است، متفاوت می‌باشد؛ زیرا قهر کردن وقتی به خاطر مصلحت شرعی و دینی باشد، مشروع و مورد اجر و پاداش است، اما قهر کردن به خاطر امور دنیوی بیش از سه روز ناجایز و حرام است(3) ؛ چنانکه پیامبر می‌فرماید: برای هیچ مسلمانی جایز نیست که با برادر مسلمانش بیش از سه روز قهر نماید، به طوری که هر گاه همدیگر را ملاقات می‌کنند، هر یکی رو به جانبی بنماید و نسبت به همدیگر بی‌اعتنا باشد. و افزود که بهترین آنها کسی است که آغاز کنندة سلام باشد؛(4)  همچنین فرمود: «قهر کردن با برادر مسلمان تا یک سال برابر با ریختن خون او است.»(5)  
4- تنفیذ دستور رهبری در جامعة اسلامی 
جامعة اسلامی یک‌پارچه دستور پیامبر اکرم (ص) را مبنی بر قطع رابطه با سه نفری که سرگذشتشان بیان گردید، به اجرا در آورد؛ چنانکه کعب می‌گوید : مردم از ما کناره‌گیری کردند و برخورد آنان با ما تغییر نمود تا جایی که تمامی افراد جامعة اسلامی برای من همانند بیگانه تلقی می‌گردید و می‌افزاید آن دو نفر رفیق من خانه‌نشین شدند و مدام گریه می‌نمودند، اما من به مسجد می‌آمدم و همراه مسلمانان نماز می‌خواندم و در بازار به گشت و گذار می‌پرداختم، اما با این وجود، هیچ کس با من سخن نمی‌گفت... .
این وضعیت به گونه‌ای ادامه یافت که حتی وقتی کعب به پسر عمویش، ابوقتاده، سلام کرد، او از پاس