ه می‌خواهد ببرد.»
-----------------------------------------------------------------------------------------------------
1) البدایة و النهایه، ج 5، ص 8.
2) همان.1- مسلمان از ضمیر و وجدانی بیدار برخوردار است
چنانکه ابوخیثمه با دیدن همسرانش که برای او آب خنک و غذا تهیه کرده بودند، بلافاصله گرما و مشقتهایی را به خاطر آورد که پیامبر(ص) به آن گرفتار شده بود و بلافاصله وجدانش اورا سرزنش نمود و عازم سفر و پیوستن به پیامبر گردید.
بنابراین، تنها به راه افتاد و دره‌ها و صحراها را پشت سر گذاشت تا اینکه به عمیر ابن وهب جمحی برخورد نمود که احتمالا از مکه می‌آمد.
این ماجرا تصویری از رفتار مسلمان باتقوایی را به نمایش می‌گذارد که پس از گذراندن لحظه‌های ضعف، توبه می‌نماید و ایمانش از گذشته قوی‌تر می‌شود(1) ؛ چنانکه خداوند می‌فرماید: 
(إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَواْ إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِّنَ الشَّيْطَانِ تَذَکَّرُواْ فَإِذَا هُم مُّبْصِرُونَ) (اعراف، 201)
«پرهیزگاران هنگامی که گرفتار وسوسه‌ای از شیطان می‌شوند (فوراً) به یاد می‌افتند و بینا می‌شوند.»
2- میزان شناخت پیامبر اکرم(ص)  از اصحاب ویارانش
هنگامی که به پیامبر اطلاع دادند که از دور کسی پیدا است، فرمود: امیدوارم ابوخیثمه باشد. این امر بیانگر شناخت عمیقی است که پیامبر اکرم (ص) نسبت به یاران خود داشت. ایشان با توجه به سوابق و حضور هر یک از یاران خود در عرصه‌های گوناگون، به خوبی آنها را می‌شناخت؛ زیرا آن حضرت با آنان به مجالست می‌پرداخت و از نزدیک سخنان ایشان را می‌شنید و با آنها به گفتگو می‌پرداخت و در کنار او راه می‌رفتند و زیر پرچم او به جهاد می‌پرداختند(2). 
3- عزم راسخ و بردباری ابوخیثمه
با تصمیمی که ابوخیثمه گرفت و سپس آن را عملی ساخت، به قدرت اراده و بردباری ایشان پی می‌بریم؛ چنانکه بعد از اینکه تصمیم گرفت به پیامبر ملحق شود، بلافاصله راه سخت و دشوار و صحراهای بی‌آب وعلف تبوک را در پیش گرفت و خود را به لشکر اسلام رساند(3). 
4- سرزنش سرباز توسط فرمانده
ابوخیثمه مانند سربازی فراری و اعتراف‌کننده به گناه در مقابل فرمانده خود قرار گرفت. آن حضرت در یک جمله خطاب به ایشان گفت: وای بر تو ای ابوخیثمه! همین یک جمله برای او کافی بود؛ زیرا ضمن اینکه سرزنشی ملایم بود با خود تهدید و سرزنشهای فراوانی همراه داشت؛ یعنی نزدیک بود به هلاکت برسی.
این عملکرد پیامبر درس مهمی است برای فرماندهان تا در مقابل نافرمانی و سهل‌انگاری زیردستان و سربازان خود ساکت ننشیند؛ زیرا این مسئله به ضرر سرباز و حتی لشکر و گروه خواهد بود؛ بلکه به عنوان معلم، مرشد و مربی سعی در کنترل خطاها نموده و به تناسب خلافیکه صورت گرفته است، سربازان خود را سرزنش نمایند(4). 
---------------------------------------------------------------------------------------
1) التاریخ الاسلامی، ج 8، ص 111 – 112.
2) الصراع مع الصلیبیین، ص 133. 
3) همان، ص 133 – 134.
4) همان، ص 134.هنگامی که پیامبر اکرم (ص) و لشکر اسلام به تبوک رسیدند، اثری از رومیان و قبایل عرب نیافتند و با آنکه لشکر اسلام حدود بیست روز در آنجا اقامت گزیدند، رومیان و قبایل عربی نیز که از یاری رومیان برخوردار بودند، به خود اجازة آمادگی برای نبرد با مسلمانان را ندادند، اما حاکمان شهرهای حومه ی شام، صلح با پیامبر و پرداخت جزیه را بر جنگ ترجیح دادند؛ چنانکه پادشاه ایله، قاطری سفید رنگ با عبایی به عنوان هدیه نزد پیامبر فرستاد و با پرداخت جزیه، مصالحه نمود.
همچنین پیامبر، خالد ابن ولید را با چهار صد و بیست اسب سوار به سوی دومه‌الجندل فرستاد. خالد توانست در این سفر اکیدر بن عبدالمالک کندی را که پادشاه آن سامان بود و به قصد شکار بیرون شده بود، دستگیر کند و نزد پیامبر بیاورد(1) . آن حضرت با او به پرداخت جزیه به توافق رسید.
هنگامی که برخی از مسلمانان از عبای گران ‌قیمتی که اکیدر پوشیده بود، شگفت‌زده شدند، پیامبر اکرم(ص)  فرمود: شما از این شگفت‌زده شده‌اید؟ به خدا سوگند لباسهایی که سعد ابن معاذ در بهشت می‌پوشد، خیلی زیباتر از این هستند(2) . در مورد غنایمی که خالد از دومه‌الجندل به دست آورد، می‌گویند: هشتصد اسیر، هزار شتر، چهارصد زره و چهارصد نیزه بوده است(3). 
همچنین پیامبر اکرم (ص) پیمان صلح با اهل جربا، اذرح ومقنا امضاء نمود که براساس آن می‌بایست عربهای مسیحی جزیه پرداخت نمایند و تابع اسلام شوند وبدین صورت تنها اسلام بر امارتهای شمال شبه جزیرة حکومت می‌کرد و از آن پس، از این ناحیه احساس امنیت می‌نمود.
این معاهدات، موجبات ضرر و زیان دولت روم را فراهم ساخت؛ چراکه قبلا همه این امارتها و قبایل تحت سیطرة حکومت روم بودند و این ممالک، مالیاتهای سنگینی به دولت روم پرداخت می‌نمودند، اما این ممالک از زیر بار ظلم رومیها بیرون آمدند و با پرداخت مالیات بسیار اندکی تحت حمایت دولت اسلام درآمدند و این امر شکست بزرگی برای حکومت روم محسوب می‌گردید و پیامبر اکرم(ص)  با این سیاست حکیمانه‌اش توانست، از طرفی پایه‌های دولت اسلامی را مستحکم نماید و از طرفی زمینه را برای دعوت مردم به دین اسلام فراهم سازد؛ چنانکه میان مسلمانان و دولت روم سد محکمی از امارتهای تحت پیمان، ایجاد نمود که در زمان خلفای راشدین از این مناطق به عنوان مراکز اعزام نیرو به سوی اهداف دیگر استفاده می‌شد(4). 
--------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الاصابه، ج 1، ص 412 – 415.
2) السیرة النبویه، ابن هشام، ج 4، ص 180.
3) البدایة و النهایة، ج 5، ص 17. در سند این روایت فردی به نام ابن‌لهیمه وجود دارد که ضعیف شناخته شده است.
4) الصراع مع الصلیبیین، ص 221.تصور یاران رسول خدا، قبل از بعثت، در مورد خدا تصوری اشتباه و ناقص بود. آنها از حق و حقیقت در مورد اسماء و صفات الهی به انحراف رفته بودند؛ چنانکه خداوند می‌فرماید:
(وَلِلّهِ الأَسْمَاء الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَا وَذَرُواْ الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمَآئِهِ سَيُجْزَوْنَ مَا کَانُواْ يَعْمَلُونَ) (اعراف، 180)
«خدا دارای زیباترین نامها است. پس او را بدان نامها بخوانید و کسانی را که در مورد نامهای خدا به انحراف رفته‌اند، ترک کنید و آنها کیفر کار خود را خواهند دید.»
پس آنها برخی از صفات الهی را انکار می‌کردند ونامهایی که معنی نادرستی داشت، بر خدا می‌نهادند و عیب و نقصهائی مانند فرزند داشتن و نیازمند بودن را به خدا نسبت می‌دادند وگمان می‌کردند که فرشتگان، دختران خدا هستند و جنها را شریک خدا قرار می‌دادند:
(وَجَعَلُواْ لِلّهِ شُرَکَاء الْجِنَّ وَخَلَقَهُمْ وَخَرَقُواْ لَهُ بَنِينَ وَبَنَاتٍ بِغَيْرِ عِلْمٍ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يَصِفُونَ) (انعام، 100)
«فرشتگان و اهریمنان راشریک خدا قرار می‌دهند در حالی که خداوند، آنان و همه ملائکه و شیاطین را آفریده است. کافران از روی نادانی، پسران و دخترانی برای خدا می‌بافند. خداوند منزه و به دور از این صفاتی است که او را بدانها 