وزی می‌دهد که پرندگان را روزی می‌دهد. آنها در حالی صبح می‌کنند که گرسنه هستند اما شب هنگام شکم سیر بر می‌گردند(3) .» در این حدیث به توکل بر خدا و اهمیت استفاده از اسباب اشاره شده است.
نظر اسلام را در مورد توکل بر خدا و استفاده از اسباب می‌توان در نکات ذیل خلاصه نمود:
1-	اسلام، اصل استفاده از اسباب را تأکید می‌کند؛ چرا که بهره‌ نگرفتن از اسباب باعث تعطیل‌شدن و از بین رفتن شریعت و مصالح دنیا می‌شود.
2-	اعتماد کردن فقط بر اسباب و ترک کردن توکل بر خداوند، شرک است.
3-	اسلام استفاده از اسباب را با این باور که اسباب همه در دست خداوندهستند، توصیه می‌کند.
4-	از مسلمانان خواسته شده است علاوه بر اینکه از اسباب استفاده نمایند بر خداوند نیز توکل کنند.(4) 
بنابراین، امت اسلامی باید به این نتیجه برسند که استفاده از اسباب برای رسیدن به قدرت و حکومت امری است ناگزیر؛ زیرا خداوند برحسب سنت تخلف‌ناپذیر خویش چنین مقرر داشته است و رحمت و مهربانیهای خداوند این است که از مسلمانان نخواسته است که اسبابی که از حد توان آنها بیشتر است، تدارک ببینند و از آنها نخواسته است که با چنان ساز و برگی خود را آماده نمایند که با ساز و برگ دشمن برابری نماید؛ بلکه خداوند متعال فرموده است:
(وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدْوَّ اللّهِ وَعَدُوَّکُمْ وَآخَرِينَ مِن دُونِهِمْ لاَ تَعْلَمُونَهُمُ اللّهُ يَعْلَمُهُمْ وَمَا تُنفِقُواْ مِن شَيْءٍ فِي سَبِيلِ اللّهِ يُوَفَّ إِلَيْکُمْ وَأَنتُمْ لاَ تُظْلَمُونَ) (انفال، 60)
«برای (مبارزه با) آنان تا آنجا که می‌توانید نیروی (مادی و معنوی) و (از جمله) اسبهای ورزیده آماده سازید تا بدان دشمن خدا و دشمن خویش را بترسانید و کسانی دیگر جز آنان را نیز به هراس اندازید که ایشان را نمی‌شناسید و خدا آنان رامی‌شناسد. هر آنچه را در راه خدا صرف کنید، پاداش آن به تمام و کمال به شما داده می‌شود و هیچ گونه ستمی نمی‌بینید.»
گویا خداوند متعال به مسلمانان می‌گوید: «آنچه در نهایت توان شماست، انجام دهید وتا آن جا که در توان شماست، نیرو جمع کنید گرچه کمتر از امکانات دشمن باشد.»
استطاعت یعنی آخرین حد مطلوبی که در توان انسان است و بالاتر از توانایی او را، خداوند به عهده گرفته و با امکانات بی‌شمار خود در مقابل دشمن می‌ایستد؛ چون انجام امور تا آخرین حد توانایی، دلیل اخلاص است و اخلاص از شرایطی است که کمک و مدد الهی را در پی دارد.(5) 
این فریاد که امت اسلامی می‌بایست از مرحله ضعف و پوشالی بودن به مرحلة قدرت وساختن بیرون بیایند و خیالات و آرزوهارا کنار نهند و برای استفاده از همة اسبابی که آنها را برای اقامه و تشکیل دولت اسلام و ساختن تمدنی که انسان را به پروردگار جهانیان می‌رساند به پاخیزند، ندا و فریادی است که متوجه تمام قشرهای جامعة اسلامی می‌گردد.
امت اسلامی باید درصدد عملی نمودن سنتهای الهی که در جهان هستی پراکنده هستند و یا در قرآن کریم ذکر شده‌اند، بر آیند تا در پرتو نور الهی در راه بیداری گام بردارد.
پیامبر خدا از زمان بعثت تا آخرین لحظه‌های زندگی خویش از سنتهای الهی استفاده کرد و در هیچ یک از آنها کوتاهی نورزید. ایشان در تغییر دادن آئین و اخلاق انسانها، از سنتهای الهی استفاده نمود و از سنت تدافع در برابر باطل بهره گرفت و در ساختن گروه و بعد از آن حکومت از سنت تدریجی دعوت بهره گرفت و سنت گرفتارشدن به مشکلات و آزمایشها را مورد توجه داشت و ایشان تا آخرین توان خود از اسبابی که منجر به تشکیل و قدرت می‌گردید، استفاده نمود. هجرت مسلمانان در دو مرحله به حبشه و سفر پیامبر اکرم (ص) به طائف و عرضه نمودن دعوت به قبائل؛ سپس هجرت پیامبر اکرم (ص) به مدینه، عواملی بودند که پیامبر از آن استفاده نمود و با تشکیل حکومت در مدینه و پاسداری آن و ادامه یافتن راه او از جانب اصحاب و یارانش و با آگاهی و بینش و تعامل با سنتها تمدنی ساختند که تاریخ بشری تا به امروز نظیر آن را ندیده است. حرکت پیامبر اکرم (ص) در تربیت امت و تشکیل دولت اسلامی چراغی است فرا راه کسانی که درصدد دستیابی به هدایتند و سنتی است که شایستة آن است که در این دریاهای خروشان و برنامه‌های متضاد و تاریکیهای وحشتناک، الگو قرار داده شود و اجرا نمودن این امر برای کسانی که امداد الهی پشتیبان اوست، آسان است.
-----------------------------------------------------------------------------------------
1) فی ظلال القرآن، ج 3، ص 1476.
2) الترمذی، کتاب صفه القیامه، باب ما جاء فی التوکل، ج 4، ص 576.
3) رواه احمد فی مسنده، ج 1، ص 52. و کتاب الزهد، ص 25 و شیخ احمد شاکر سند آن را صحیح دانسته است.
4) التمکین للامة الاسلامیه، ص 254.
5) الاسلام فی خندق، مصطفی محمود، ص 64.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:14.txt">اصول عرب</a><a class="text" href="w:text:15.txt">تمدنهای شبه جزیره عربستان</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:131.txt">مقدمه</a><a class="folder" href="w:html:132.xml">هجرت اول به حبشه</a><a class="text" href="w:text:137.txt">هجرت دوم مسلمانان به حبشه</a><a class="folder" href="w:html:138.xml">نیرنگ قریش به مهاجران</a><a class="text" href="w:text:142.txt">اسلام آوردن نجاشی</a><a class="text" href="w:text:143.txt">درسها و آموختنیها</a></body></html>خداوند می‌فرماید: 
(وَالَّذِينَ هَاجَرُواْ فِي اللّهِ مِن بَعْدِ مَا ظُلِمُواْ لَنُبَوِّئَنَّهُمْ فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَلَأَجْرُ الآخِرَةِ أَکْبَرُ لَوْ کَانُواْ يَعْلَمُونَ) (نحل،41)
«کسانی که برای خدا هجرت کردند، پس از آنکه مورد ظلم و ستم قرار گرفتند، در این دنیا جایگاه و پایگاه خوبی به انان می‌دهیم و پاداش اخروی، بزرگ‌تر است اگر بدانند.»
قرطبی رحمه الله علیه به نقل از قتاده می‌گوید: «منظور آیه، اصحاب و یاران رسول خدا هستند که مشرکان در مکه بر آنها ستم کردند و آنان را از مکه بیرون راندند تا اینکه گروهی از آنها به حبشه رفتند؛ سپس خداوندآنها را در دار الهجره جای داد و برایشان یاورانی از مؤمنان مقرر داشت.»(1) 
خداوند می‌فرماید:
(قُلْ يَا عِبَادِ الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا رَبَّکُمْ لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةٌ وَأَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةٌ إِنَّمَا يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُم بِغَيْرِ حِسَابٍ) (زمر، 10)
«بگو ای بندگان مومن من، از پروردگارتان بپرهیزید کسانی که نیکی می‌کنند در همین جهان بدیشان نیکی می‌شود، زمین خداوند وسیع و فراخ است، قطعاً به شکیبایان اجر و پاداششان به تمام و کمال و بدون حساب داده می‌شود.»
ابن عباس رضی الله عنها می‌گوید: «منظور این آیه جعفر بن ابی‌طالب و کسانی که همراه او به حبشه هجرت کردند، می‌باشند.»(2) 
خداوند می‌فرماید:
(يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ أَرْضِي وَاسِعَةٌ فَإِيَّايَ فَاعْبُدُونِ) (عنکبوت، 56)
«ای بندگان مومن من، زمین من فراخ است و تنها مرا بپرستید.»
ابن کثیر م