رزانگي و بداهه در گفتار و كردار صحابه y پي مي‌بريم، آن گاه كه براساس روايت زرقاني، ابوسفيان اعلام كرد كه هر يك از شما دست همنشين خود را بگيرد و او را شناسائي نمايد تا بيگانه‌اي وارد صفوف ما نشود. حذيفه مي‌گويد: بلافاصله دستم را روي همنشين سمت راست خود گذاشتم و گفتم: تو كي هستي؟ گفت: معاويه بن ابي‌سفيان. سپس دست بر روي كسي كه در سمت چپم نشسته بود گذاشتم و گفتم: تو كي هستي؟ گفت: عمرو عاص هستم... (7). 
بدين صورت او بر آنان پيش دستي نمود و اگر چنين نمي‌كرد، احتمال بروز خطر براي ايشان حتمي بود كه بر اثر آن جان خود را از دست مي‌داد(8). 
-----------------------------------------------------------------------------------------------
1) مسلم، کتاب الجهاد و السیر، باب غزوة الاحزاب، ج 3، ص 1414، شماره 1788.
2) همان.
3) همان.
4) فقه السیرة النبویة، غضبان، ص 505- السیرة لنبویه، ابی‌فارس، ص 367.
5) السیرة النبویة، ابی‌فارس، ص 367.
6) صور و عبر من الجهاد النبوی فی المدینه، ص 246.
7) شرح الرزقانی، ج 2، ص 120.
8) معین السیرة، ص 293.قرآن، در مورد غزوة احزاب به تفصيل سخن گفته است و اين دو غزوه (احزاب و بنی‌قريظه) را به ثبت رسانيده است و قرآن مسائل جاودانه‌اي را كه گذر زمان و مكان، آنها را فرسوده نمي‌نمايد بيان مي‌دارد و اين هم از همان نوع است؛ زيرا مسلمانان دائماً از طرف دشمنان مورد تهاجم نظامي قرار خواهند گرفت؛ گاهي از بيرون بر آنان يورش خواهند برد و گاهي از داخل شهر و ديارشان مورد حمله قرار خواهند گرفت و از آنجا که در گذر تاریخ حوادثی چون حادثة احزاب و بنی‌قريظه تكرار خواهند شد، قرآن آنها را ثبت نموده است تا مسلمانان در صورت تكرار اين جريان، از رويدادهاي گذشته در رويارویي با آن استفاده نمايند. 
با دقت و تدبر در قرآن کریم، مهم‌ترین مسائلی که ازغزوة احزاب استنباط می‌گردد، عبارتند از:
1- يادآوري مؤمنان به نعمتهاي الهی:
(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْکُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْکُمْ إِذْ جَاءَتْکُمْ جُنُودٌ فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِيحًا وَجُنُودًا لَّمْ تَرَوْهَا وَکَانَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرًا) (احزاب، 9)
2- ارائة تصويري شگفت‌انگيز از مصيبت و بحراني كه با آمدن نيروهاي احزاب دامنگير مسلمانان شده بود:
(إِذْ جَاؤُوکُم مِّن فَوْقِکُمْ وَمِنْ أَسْفَلَ مِنکُمْ وَإِذْ زَاغَتْ الْأَبْصَارُ وَبَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَنَاجِرَ وَتَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا) (احزاب، 10)
3- پرده‌برداري از نيتهاي شوم منافقان و اخلاق زشت و بزدلي و عذر تراشي و عهدشكني آنها:
(وَإِذْ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ مَّا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ إِلَّا غُرُورًا) (احزاب، 12)
4- تشويق مؤمنان در هر زمان و مكاني به تأسي از گفتار، كردار، جهاد و اوصاف پیامبر اکرم (ص) تا به اين گفتة الهي جامة عمل بپوشانند كه مي‌فرمايد:
(لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن کَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَکَرَ اللَّهَ کَثِيرًا) (احزاب، 21)
5- ستايش از مؤمنان به خاطر موضعگيريهاي كارآمد آنان كه با ايمان راستين و وفاي به پيمان خدا با نيروهاي احزاب روبرو شدند و جنگيدند.
(مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا) (احزاب، 23)
«در ميان مومنان مرداني هستند كه در وعده خود با خدا راست بودند؛ پس برخي از آنان به پیمان خود وفا نمودند (و شهيد شدند) و برخي نيز در انتظاراند و هيچ گونه تغييری در پيمان خود ندادند.»
6- بيان يكي از سنتهاي تغييرناپذير الهي كه عبارت است از: اختصاص فرجام نيك براي مؤمنان و شكست براي دشمنانشان؛ همان گونه كه مي‌فرمايد: 
(وَرَدَّ اللَّهُ الَّذِينَ کَفَرُوا بِغَيْظِهِمْ لَمْ يَنَالُوا خَيْرًا وَکَفَى اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ الْقِتَالَ وَکَانَ اللَّهُ قَوِيًّا عَزِيزًا) (احزاب، 25)
«خداوند، كافران را با دلي لبريز از خشم و غم بازگرداند و در حالي كه به هيچ‌يك از نتایجي كه در نظر داشتند، نرسيده بودند. خداوند مومنان را از جنگ بي‌نياز ساخت و خداوند نيرومند و چيره است.»
7- احسان خداوند بر بندگان با ايمانش، آنجا كه آنها را بر بنی‌قريظه در دژهاي تسخيرناپذيرشان، بدون درگیری جنگی، پيروز گردانيد و در دلهايشان رعب و وحشت انداخت به گونه‌اي كه به فيصلة خدا و رسولش(ص)  گردن نهادند(1) ؛ چنانكه خداوند مي‌فرمايد:
(وَأَنزَلَ الَّذِينَ ظَاهَرُوهُم مِّنْ أَهْلِ الْکِتَابِ مِن صَيَاصِيهِمْ وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ فَرِيقًا تَقْتُلُونَ وَتَأْسِرُونَ فَرِيقًا(26) وَأَوْرَثَکُمْ أَرْضَهُمْ وَدِيَارَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ وَأَرْضًا لَّمْ تَطَؤُوهَا وَکَانَ اللَّهُ عَلَى کُلِّ شَيْءٍ قَدِيرًا(27)) (احزاب، 26-27)
«خداوند كساني از اهل كتاب را كه احزاب را پشتيباني كرده بودند، از اژدهايشان پايين كشيد و به دلهايشان ترس و هراس انداخت، ‌گروهي را كشتيد و گروهي را اسير كرديد و زمينها و خانه‌هايشان و دارایي آنان و همچنين زميني را كه هرگز بدان گام ننهاده بوديد، به چنگ شما انداخت. بي‌گمان خداوند بر هر چيزي توانا است.»
غزوة احزاب از غزوه‌هاي مهمي بود كه مسلمانان، عليه دشمنانشان به نبرد پرداختند و در آن نتايج مهمي را رقم زدند. از جمله:
- پيروزي مسلمانان و شكست و پراكنده شدن و بازگشت زيانبار آنان در حالي كه تمام آرزوهای آنان به یأس و ناامیدی تبدیل گردید.
- تغيير موقعيت جنگي به نفع مسلمانان، آن گاه كه حالت تهاجمي جايگزين حالت دفاعي گرديد؛ چنانكه پیامبر اکرم (ص) به اين مطلب اشاره كرد و فرمود:
«از اين پس ما به جنگ آنان خواهيم رفت و آنان به جنگ ما نخواهند آمد.»(2) 
- كشف چهرة واقعي بنی‌قريظه و كينة دروني آنها نسبت به مسلمانان كه منتظر فرصت بودند و پيمانشان را با پیامبر اکرم (ص) در دشوارترين شرايط زير پا گذاشتند.
- غزوة بنی‌قريظه يكي از نتايج غزوة احزاب بود؛ چراکه در غزوة احزاب يهوديان بنی‌قريظه در این شرایط دشوار عهد و پیمان خود را با پیامبر اکرم (ص) شکستند بنابراین پیامبر اکرم (ص) غزوة بنی‌قریظه را ترتیب داد تا آنان را به سوی این عمل زشتشان برساند(3). 
---------------------------------------------------------------------------------
1) حدیث القرآن الکریم عن غزوات الرسول، ج 2، ص 490-491.
2) بخاری، کتاب المغازی، باب غزوة الخندق، ج 5، ص 58، شماره 4109.
3) حدیث القرآن الکریم عن غزوات الرسول، ج 2، ص 442.پیامبر اکرم (ص) نمونه‌ای والا در وفاداری و نیکی کردن با اهل نیکی بود. او نسبت به همسر مخلص خود در زندگی و پس از مرگش نهایت وفادار بود و او را در زندگی به خانه‌ای در بهشت مژده داد وسلام خدا و جبرئیل را به او رسانید. از ابوهریره (رض) روایت است که گفت: «جبرئیل نزد پیامبر اکرم (ص) آمد و گفت این خدیجه است پیش تو آمده وظرفی 