 آنها در مورد رسول خدا نيز چنين حادثه‌اي را بعيد نمي‌دانستند و بدين صورت دچار ضعف و سستي گرديدند(1) ؛ چنانكه قرآن مي‌فرمايد:
(وَمَا مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِن مَّاتَ أَوْ قُتِلَ انقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِکُمْ وَمَن يَنقَلِبْ عَلَىَ عَقِبَيْهِ فَلَن يَضُرَّ اللّهَ شَيْئًا وَسَيَجْزِي اللّهُ الشَّاکِرِينَ) (آل عمران، 144)
«محمد فقط يك پيامبر است كه قبل از او پيامبراني گذشته‌اند. آيا اگر وي وفات نمايد يا كشته شود، شما به عقب برمي‌گرديد؟ هر كس به عقب برگردد، به خدا ضرري وارد نمي‌نمايد و خداوند شاكرين را پاداش خواهد داد.»
در تفسير اين آيه گفته‌اند: پيامبران براي هميشه در بين اقوامشان باقي نمي‌مانند؛ بلكه هر موجودي بايد طعم مرگ را بچشد و وظيفة پيامبران ابلاغ رسالت الهی است که آن را به انجام رسانده‌اند و طبيعي است كه جاويد ماندن پيامبران از مستلزمات رسالت نيست.
خداوند در آية فوق در رد كساني كه بر اثر خبر مرگ يا قتل پيامبر دچار ضعف و سستي گرديدند، مي‌فرمايد: 
(أَفَإِن مَّاتَ أَوْ قُتِلَ انقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِکُمْ)
«آيا اگر او بميرد ياكشته شود، شما به پشت سر برمي‌گرديد و عقب‌نشيني مي‌نمائيد و از جهاد دست مي‌كشيد؟»
سپس مي‌افزايد:
(وَمَن يَنقَلِبْ عَلَىَ عَقِبَيْهِ فَلَن يَضُرَّ اللّهَ شَيْئًا وَسَيَجْزِي اللّهُ الشَّاکِرِينَ)
«هر كس عقب‌نشيني بكند، به خدا ضرري نمي‌رساند و خدا بندگان شاكر را پاداش مي‌دهد.»
شاكرين كساني هستند كه در هر حال ثابت قدم مي‌مانند(2). 
علّت اصلی مصیبت واردشده به مسلمانان در جنگ احد، اين بود كه آنان این گونه فکر می‌کردند که ايمان و عقيده و دعوت به سوی خدا با بودن رسول خدا (ص) نماد اصلی خود را پیدا خواهد نمود و ارتباط بين عقيده يعني ايمان به خداوند متعال به عنوان يگانه معبود و جاودانگی رسول خدا(ص)  براي هميشه در بين آنها بر اثر محبتي كه مغلوب عواطف و احساسات بود، پديد آمده بود. بنابراين ارتباط بين رسالت جاويدان و رسول خدا (ص) به عنوان بشري كه روزي مرگ به سراغش مي‌آيد، موضوعي بود كه سبب شد تا ياران رسول خدا (ص) در آن شرایط سخت روز احد دچار وحشت و سردرگمي و حيرت شوند. در حالي كه متابعت از رسول خدا (ص) مستلزم وجوب اقتدا به وي در تحمل سختيها و تلاش مستمر جهت نشر رسالت و تبليغ دعوت و نصرت حق مي‌باشد. و از نظر رسالت اسلامي، این شیوة اقتدا موردنظر است و اهميت دارد و همين امر در ساختار مسير دعوت و نشر آن در جهان و اعلاي كلمه‌الله مهم‌ترين اساس و پايه محسوب مي‌شود و پيروي علمي و عملي از سنتهاي رسول خدا اساسي‌ترين عامل جهت ثبات و وحدت جامعة اسلامي و به خصوص داعیان الهي مي‌باشد(3). 
ابن‌قيم مي‌گويد: غزوة ‌احد از نظر رواني زمينه‌ساز رحلت رسول خدا (ص) بود كه خداوند ياران آن حضرت را از اينكه بعد از درگذشت وي عقب‌نشيني نمايند، نكوهش نمود؛ چراکه آنها موظفند تا بر دين و توحيد پيامبر ثابت‌قدم باشند و در راه آن بميرند يا كشته شوند؛ زيرا آنها خداي محمد را پرستش مي‌كنند و خداي محمد با مردن و كشته‌شدن او، از بين نمي‌رود. بنابراين، وفات رسول خدا(ص)  نبايد آنها را از دين برگرداند و در هيچ جايي رسول خدا (ص) به خلود و جاويد ماندن توصيف نشده است.
-----------------------------------------------------------------------------------------------
1) تفسیر القرآن العظیم، ج 1، ص 441.
2) المستفاد من قصص القرآن، ج 2، ص 200.
3) محمد رسول الله، صادق عرجون، ج 3، ص616.مرگ، امری حتمي است كه همه موجودات بايد با آن روبرو شوند؛ به همين دليل خداوند كساني را كه از فرياد شيطان متأثر شدند و از دينشان برگشتند، توبيخ و سرزنش نمود و فرمود: 
(وَمَا مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِن مَّاتَ أَوْ قُتِلَ انقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِکُمْ وَمَن يَنقَلِبْ عَلَىَ عَقِبَيْهِ فَلَن يَضُرَّ اللّهَ شَيْئًا وَسَيَجْزِي اللّهُ الشَّاکِرِينَ) (آل عمران، 144)
شاكرين، كساني هستند كه قدر نعمت را دانستند و تا لحظة مرگ برآن ثابت‌قدم ماندند. آثار و پيامدهاي اين خطاب، با وفات پیامبر اکرم (ص) نمايان گرديد؛ چراکه برخي مرتد شدند و از پایداری در راه اسلام خودداری نمودند، امّا شاكرين بر دين خود ثابت‌قدم ماندند و خدا نيز آنان را با پیروزی بر دشمن و اعطای فرجام نیک، نصرت نمود(1). 
قرطبي مي‌گويد: اين آيه ادامة نكوهش شكست‌خوردگان احد مي‌باشد؛ يعني، آنها حتی با کشته‌شدن پیامبر اکرم (ص)، نبايد دچار ضعف و شكست بشوند؛ زيرا دين خدا با مرگ انبياء پايان نمي‌پذيرد.»(2) 
این نظریه، نظریه‌ای مطلوب است؛ چراکه دیدگاه كساني كه در گذشته این گونه تصور مي‌كردند که اسلام با وفات پيامبر به پايان رسيده است و همچنین كساني كه ظهور اسلام و دعوت اسلامي را به پيامبر اکرم (ص) منحصر کرده بودند، دیدگاهی باطل بوده و هست و علاوه بر آن متوجه قدر و عظمت اين دين نگردیده‌اند؛ زيرا گسترش دين و پيروزي آن بر سایر اديان، به اقتضاي سنت الهي بوده است و سنت الهي هيچ گاه تغيير نمي‌پذيرد:
(هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ کُلِّهِ وَلَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ) (توبه، 33)
«او ذاتي است كه رسولش را با هدايت و دين حق فرستاد،‌ تا اين دين را بر ساير اديان پيروز گرداند؛ هر چند مشركان نپسندند.»
پس علت پيروزي و غلبه دين اسلام بر سایر ادیان، حقانيت و هدایت بشری آن مي‌باشد(3). 
اين خطاب در ابتدای غزوه احد به خاطر فرضيه‌اي متوجه صحابه شد و در زمان وفات رسول خدا (ص) عملي گرديد. «با وفات پیامبر خدا (ص) ابوبكر صديق در حالی که سوار براسب بود، از منزل خود رهسپار مسجدالنبي شد و بدون اينكه با كسي سخني بگويد، وارد حجره عایشه گرديد و سراغ رسول خدا را گرفت و ملحفه را كنار زد و پيشاني آن حضرت را بوسيد و گفت: پدر و مادرم فدايت باد، هرگز خداوند تو را دوبار نمي‌ميراند. مرگي كه براي تو مقدر بود، همين است كه به آن گرفتار شده‌ای.»(4) 
ابن‌عباس مي‌گويد: ابوبكر در حالي از حجره بيرون آمد كه عمر مشغول صحبت کردن با مردم بود. ابوبكر گفت: اي عمر! بنشين! عمر نشست. مردم متوجه ابوبكر شدند و عمر را رها كردند. ابوبكر، اين آيه را خواند:
(وَمَا مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِن مَّاتَ أَوْ قُتِلَ انقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِکُمْ وَمَن يَنقَلِبْ عَلَىَ عَقِبَيْهِ فَلَن يَضُرَّ اللّهَ شَيْئًا وَسَيَجْزِي اللّهُ الشَّاکِرِينَ) (آل عمران، 144)
ابوبکر به مردم گفت: هر كس از شما محمد را مي‌پرستيد، او اكنون وفات يافته است و هر كس خدا را مي‌پرستد، خدا زنده است و نخواهد مرد.
ابن‌عباس مي‌گويد: گويا تا آن وقت مردم از نزول اين آيه اطلاع نداشتند بنابراین بلافاصله به تلاوت آن پرداختند. همچنین مي‌گويد: سعيد بن مسيب به من خبر داد كه 