ر
یهودیان از دیرباز همواره به غرور و تکبر و خود بزرگ‌بینی متصف هستند. آنها به نظر خود از دیگر مردمان پیشرفته‌تر و بهتر هستند و گمان می‌برند که آنها نسل برگزیدة خدا می‌باشند و بر این باورند که بهشت از آن یهودیها است و راه یهود راه هدایت است و جز آن، راههای دیگر، راه گمراهی هستند؛ چنانکه خداوند عزوجل در کتاب خود این خصلت مذموم و زشت را بیان نموده(7)  و فرموده است: 
(وَقَالُواْ لَن يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلاَّ مَن کَانَ هُوداً أَوْ نَصَارَى تِلْکَ أَمَانِيُّهُمْ قُلْ هَاتُواْ بُرْهَانَکُمْ إِن کُنتُمْ صَادِقِينَ) (بقره، 111)
«و گویند جز کسی که یهودی یا نصرانی باشد، هرگز به بهشت در نمی‌آید و این آرزو و دلخوشی ایشان است. بگو: اگر راست می‌گویید، دلیل خویش را بیاورید.»
رفتار یهودیان با پیامبر اکرم (ص) متکبرانه و مغرورانه بود و آن را به صورتهای مختلفی ابراز می‌داشتند(8) ؛ چنانکه ابن عباس می‌گوید: تنی چند از یهودیان به نامهای: نعمان اضاء؛ بحری بن عمرو و شاس بن عدی نزد پیامبر اکرم (ص) آمدند و با او سخن گفتند. رسول خدا آنان را به سوی خدا فراخواند و از عذاب بیمشان داد، گفتند: ای محمد! تو ما را از چه می‌ترسانی؟ ما فرزندان خدا و دوستان او هستیم(9)  آن گاه خداوند در مورد آنها این آیه را نازل فرمود: 
(وَقَالَتِ الْيَهُودُ وَالنَّصَارَى نَحْنُ أَبْنَاء اللّهِ وَأَحِبَّاؤُهُ قُلْ فَلِمَ يُعَذِّبُکُم بِذُنُوبِکُم بَلْ أَنتُم بَشَرٌ مِّمَّنْ خَلَقَ يَغْفِرُ لِمَن يَشَاء وَيُعَذِّبُ مَن يَشَاء وَلِلّهِ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ) (مائده، 18)
«یهودیان ونصرانیها می‌گویند: ما پسران و عزیزان خدائیم. بگو پس چرا شما را در برابر گناهانتان عذاب می‌دهد؛ بلکه شما انسانهایی همچون سائر انسانها هستید که خدا، آنان را آفریده است و خداوند هر که را بخواهد عذاب می‌دهد و سلطنت آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو است، متعلق به خدا است و برگشت (همه) به سوی او است.»

12- بخل ورزیدن
یکی از صفات بارز یهودیان، بخل ورزیدن و انفاق نکردن است؛ چنانکه آنها نزد مردانی از انصار آمدند و گفتند: اموالتان را در راه خدا خرج نکنید؛ چراکه ما می‌ترسیم که با از دست دادن اموالتان فقیر شوید و در انفاق، شتاب نکنید؛ چراکه شما نمی‌توانید در آینده چه اتفاق خواهد افتاد(10) . آن گاه خداوند در مورد آنها این آیه را نازل فرمود: 
(الَّذِينَ يَبْخَلُونَ وَيَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ وَيَکْتُمُونَ مَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ وَأَعْتَدْنَا لِلْکَافِرِينَ عَذَابًا مُّهِينًا) (نساء، 37)
«آنان کسانیند که خود بخل می‌ورزند و مردمان را نیز به بخل ورزیدن می‌خوانند و نعمتی را که خداوند بدیشان داده است، پنهان می‌دارند و ما برای کسانی که کفران نعمت می‌کنند، عذاب خوارکننده‌ای آماده کرده‌ایم.»
یعنی آنچه در تورات و در مورد تصدیق و تأیید محمد (ص) آمده است، آن را پنهان می‌‌دارند: 
(وَمَاذَا عَلَيْهِمْ لَوْ آمَنُواْ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَأَنفَقُواْ مِمَّا رَزَقَهُمُ اللّهُ وَکَانَ اللّهُ بِهِم عَلِيمًا) (نساء، 39)
«چه می‌شد اگر آنان به خدا و رستاخیز ایمان می‌آوردند و از آنچه خدا بدیشان داده است، بذل و بخشش می‌کردند و خداوند آگاه از آنان است.»
13- عناد و خیره‌سری
با وجود اینکه دلایل و براهین زیاد و آشکاری بر حقانیت و صداقت نبوت محمد (ص) وجود داشت، اما یهودیان به علت عناد و خیره‌سری، از ایمان آوردن امتناع ورزیدند و در کفر و تکذیب فرو رفتند؛ زیرا عناد ورزیدن و خیره سری قفل هواپرستی را بر خرد و اندیشه‌ها می‌زند و آن را می‌بندد. خداوند عزوجل این صفت آنها را بیان کرده است و فرموده است: 
(وَلَئِنْ أَتَيْتَ الَّذِينَ أُوْتُواْ الْکِتَابَ بِکُلِّ آيَةٍ مَّا تَبِعُواْ قِبْلَتَکَ وَمَا أَنتَ بِتَابِعٍ قِبْلَتَهُمْ وَمَا بَعْضُهُم بِتَابِعٍ قِبْلَةَ بَعْضٍ وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءهُم مِّن بَعْدِ مَا جَاءکَ مِنَ الْعِلْمِ إِنَّکَ إِذَاً لَّمِنَ الظَّالِمِينَ) (بقره، 145)
«و اگر هر نوع برهان و حجتی برای آنان که کتاب بدیشان داده شده است، بیاوری از قبلة تو پیروی نمی‌نمایند و تو از قبلة ایشان پیروی نخواهی کرد و برخی از آنان از قبلة برخی دیگر پیروی نمی‌نمایند و اگر از خواسته‌ها و آرزوهای ایشان پیروی بکنی، بعد از آنکه خداوند، علم و دانایی به تو دست داده است، در این صورت بی‌گمان از زمرة ستمکاران خواهی بود.»
آری ای محمد! اگر دلایل متعددی برای آنان بیاوری، امّا آنان قانع نمی‌شوند و هدایت نمی‌یابند و گفتة الهی در مورد انها صدق پیدا می‌کند(11)  که فرمود: 
(قُلِ انظُرُواْ مَاذَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا تُغْنِي الآيَاتُ وَالنُّذُرُ عَن قَوْمٍ لاَّ يُؤْمِنُونَ) (یونس، 101)
«بگو بنگرید در آسمانها و زمین چه چیزهایی است. آیات و بیم‌دهندگان به حال کسانی سودمند نمی‌افتد که نمی‌خواهند ایمان بیاورند.»
اینها برخی از صفتهائی بودند که در شخصیت یهودیان تبلور و نماد پیدا کرده بودند و قرآن کریم به آن اشاره کرد تا حقیقت یهودیان را بشناسیم و هیچ گاه و در هیچ زمان گرفتار فریب آنان و منحرف نگردیم.
----------------------------------------------------------------------------------------------
1) به کتاب ارزشمند الیهود فی السنه المطهر، دکتر عبدالله الشقاری مراجعه کنید.
2) البخاری، کتاب الصلوه، ج 1، ص 532، شماره 437.
3) البخاری، کتاب الانبیاء، ج 6، ص 436، شماره 3403.
4) سیره ابن هشام، ج 1، ص 567 – تفسیر طبری، ج 6، ص 200 و رجال اسناده موثقون.
5) الیهود فی السنة المطهره، ج 2، ص 463 – 482.
6) الصراع مع الیهود، ج 1، ص 70.
7) همان، ص 71.
8) الیهود فی السنة المطهره، ج 2، ص 495 – 497.
9) تفسیر طبری، ج 6، ص 105.
10) الیهود فی السنة المطهره، ج 2، ص 487 – 488.
11) الصراع مع الیهود، ج 1، ص 72.یکی دیگر از بندهای پیمان‌نامه ذکر این مسئله بود که بیانگر میزان عدالت و جوانمردی رسول خدا است. این پیمان، برای شهروندان دولت اسلامی، مفهوم آزادی دینی را متحقق می‌سازد و اصل تعصب، مصادره و کنترل اندیشه‌ها را از بین می‌‌برد و این موضوع مسئله‌ای تاکتیکی نبود که پیامبر اکرم(ص)  تا وقتی که بتواند دشمنان خارجی خود را سرکوب نماید، از آن استفاده کند و بعد از آن به دشمنان داخلی خود که با آنها پیمان بسته بود، بپردازد. هرگز چنین نبود؛ بلکه این موضع براساس سیاستی که از شریعت الهی سرچشمه می‌گرفت، اتخاذ شده بود.(1) 
یکی دیگر از بندهای پیمان‌نامه که پیامبر اکرم (ص) با یهودیان بست این بود که برای آنان چون اهل کتاب (ذمی) هستند، زندگی شرافتمندانه‌ای را در سایة دولت اسلامی تأمین کند، اما از آنجا که سرشت یهودیان بر خیانت و بی‌وفایی بنا شده است، آنها نتوانستند و هرگز نخواهند توانست به عهد و پیمانهای خود پایبند باشند؛ چنانکه دیری نپائید که پیمانها را نقض نمودند و با دش