 هزار نفر بودند و فرعون برای دستگیری ایشان بسیج عمومی کرد و با یک میلیون و نیم نفرات بدنبال ایشان حرکت نمود. چون لشکر موسی به دریا رسیدند و دریا را حائل دیدند وحشت کردند از قلت خود و از کثرت لشکر فرعون، پس گفتند: ای موسی ما را دستگیر خواهند کرد، فرمود: نترسید، پس خطاب آمد: ای موسی عصای خود را بزن به دریا و خدا باد صبا را فرمان داد که زمین دریا را بخشکان ، و بقولی دوازده راه و بقولی یک راه میان آب باز شد، بنی اسرائیل هجوم آوردند و از آن طرف دریا خارج شدند، پس فرعون با لشکریانش رسیدند و راه را باز دیدند و فرعون خواست احتیاط کند و وارد دریا نشود ولی هجوم اسبان لشکریان احتیاط او را بی‌نتیجه نمود، پس او و تمام جنودش به دریا رفتند آب ایشان را فرو برود چنان فروبردنی که صدای همهمة ایشان را قوم موسی شنیدند. 
قصة عجوزة بنی اسرائیل
چون قوم موسی از دریا گذشتند، حضرت موسی(ع) خواست طبق وصیت حضرت یوسف استخوان‌های او را از دریا خارج کند و از مصر ببرد ولی مکان صندوق عظام او را نمی‌دانستند، به موسی گفتند: پیره‌زنی از بنی‌اسرائیل که سال زیادی دارد مکان آن را می‌داند، حضرت موسی(ع) بیان مکان آن را از آن زن خواست؟ او گفت: نمی‌گویم تا برای من جزائی مقرر کنی و حاجتم را بر آوری، موسی(ع) فرمود: حاجتت چیست؟ گفت: اینکه در بهشت با تو باشم، حضرت موسی پذیرفت و در مقابل علم او به مکان جسد یوسف اهمیتی قائل شد. 
و در خبر آمده که حضرت رسول(ص) با ابوبکر در بین راه هجرت از مکه به مدینه به خیمة زنی رسیدند که چیزی نداشت جز بزی، پس آن را برای رسول خدا(ص) و ابوبکر ذبح کرد، رسول خدا(ص) به آن زن و مرد او گفت: چون ظهور رسول خدا(ص) در مدینه به گوش شما رسید بیائید شاید خدای تعالی خیری روزی شما کند. آن زن و مرد پس از چندی که شنیدند ظهور رسول خدا(ص) را در مدینه به حضور رسول خدا(ص) آمدند، حضرت فرمود: خیری بخواه، گفت: هشتاد میش می‌خواهم، حضرت به او عطا فرمود و فرمود: اما عجوز بنی اسرائیل بهتر از تو بود زیرا او بهشت را از موسی خواست. 
و جملة:وَأَضَلَّ فِرْعَوْنُ قَوْمَهُ وَمَا هَدَى، در مقابل قول فرعون است که می‌گفت: ( وَمَا أَهْدِيكُمْ إِلَّا سَبِيلَ الرَّشَادِ) (مؤمن ـ غافر ـ: 29)آیه 80 الی 82
متن آیه:
يا بَنِي إِسْرَائِيلَ قَدْ أَنْجَينَاكُمْ مِنْ عَدُوِّكُمْ وَوَاعَدْنَاكُمْ جَانِبَ الطُّورِ الْأَيمَنَ وَنَزَّلْنَا عَلَيكُمُ الْمَنَّ وَالسَّلْوَى(طه/80) كُلُوا مِنْ طَيبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَلَا تَطْغَوْا فِيهِ فَيحِلَّ عَلَيكُمْ غَضَبِي وَمَنْ يحْلِلْ عَلَيهِ غَضَبِي فَقَدْ هَوَى(طه/81) وَإِنِّي لَغَفَّارٌ لِمَنْ تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا ثُمَّ اهْتَدَى(طه/82)
ترجمه: ای بنی‌اسرائیل، بتحقیق شما را از دشمنتان نجات دادیم و شما را به طرف راست طور دعوت کردیم و بر شما من و سلوی نازل نمودیم(80) از چیزهای پاکیزه که به شما روزی داده‌ایم بخورید و در آن طغیان مکنید که غضب من بر شما فرود آید و آنکه بر او غضب من فرود آید بتحقیق هلاک شده(81) و بدرستی که من هر کسی را که توبه کند و ایمان آورد و عمل شایسته نماید سپس هدایت یابد می‌آمرزم (82). 
نکات: و من و سلوی عبارت بود از مرغ بریان و ترنجبین که در سورة بقره آیة 57 گذشت. و مقصود از جملة: «ثُمَّ اهْتَدَى» این است که طالب هدایت باشد و بر آن مستمر بوده و استقامت کند و لذا این جمله را پس از ایمان و عمل آورده است. و مقصود از جملة: «وَلَا تَطْغَوْا.....» این است که بعضی بر بعضی تعدی نکنید.آیه 83 الی 85
متن آیه:
 وَمَا أَعْجَلَكَ عَنْ قَوْمِكَ يا مُوسَى(طه/83) قَالَ هُمْ أُولَاءِ عَلَى أَثَرِي وَعَجِلْتُ إِلَيكَ رَبِّ لِتَرْضَى(طه/84) قَالَ فَإِنَّا قَدْ فَتَنَّا قَوْمَكَ مِنْ بَعْدِكَ وَأَضَلَّهُمُ السَّامِرِي(طه/85)
ترجمه: و چه چیز تو را به شتاب واداشت که از قوم خود جلوتر آمدی ای موسی(83) گفت: ایشان همانانند که بدنبال منند و به سوی تو پروردگارا عجله کردم تا خشنود شوی(84) خدا گفت: که ما قومت را پس از تو به فتنه انداختیم و آن سامری ایشان را گمراه نمود(85). 
نکات: حضرت موسی از شوق خطاب إلهی عجله کرد و چند قدمی جلوتر به کوه طور رفت و لذا مخاطب وَمَا أَعْجَلَكَ... شد خطاب رسید ما قومت را به فتنه انداختیم و مقصود از فتنه انداختن آزمایشی بود از حق‌تعالی، و سامری یکی از بزرگان بنی اسرائیل و دانشمندان و مقدسین ایشان بود و چون محل توجه ایشان بود توانست ایشان را گمراه کند و عدة بسیاری را گمراه کرد و به گوساله پرستی و شرک وادار کرد، و مسلمین را نیز همین عالم نمایان مقدس گمراه کرده‌اند. آیه 86 الی 89
متن آیه:
فَرَجَعَ مُوسَى إِلَى قَوْمِهِ غَضْبَانَ أَسِفًا قَالَ يا قَوْمِ أَلَمْ يعِدْكُمْ رَبُّكُمْ وَعْدًا حَسَنًا أَفَطَالَ عَلَيكُمُ الْعَهْدُ أَمْ أَرَدْتُمْ أَنْ يحِلَّ عَلَيكُمْ غَضَبٌ مِنْ رَبِّكُمْ فَأَخْلَفْتُمْ مَوْعِدِي(طه/86) قَالُوا مَا أَخْلَفْنَا مَوْعِدَكَ بِمَلْكِنَا وَلَكِنَّا حُمِّلْنَا أَوْزَارًا مِنْ زِينَةِ الْقَوْمِ فَقَذَفْنَاهَا فَكَذَلِكَ أَلْقَى السَّامِرِي(طه/87) فَأَخْرَجَ لَهُمْ عِجْلًا جَسَدًا لَهُ خُوَارٌ فَقَالُوا هَذَا إِلَهُكُمْ وَإِلَهُ مُوسَى فَنَسِي(طه/88) أَفَلَا يرَوْنَ أَلَّا يرْجِعُ إِلَيهِمْ قَوْلًا وَلَا يمْلِكُ لَهُمْ ضَرًّا وَلَا نَفْعًا(طه/89)
ترجمه: پس موسی به سوی قوم خود برگشت در حال غضب و اسف می‌خورد. گفت: ای قوم آیا پروردگار شما وعده نکرد شما را به وعدة نیکو آیا آن عهد إلهی بر شما طولانی شد یا خواستید غضب پروردگارتان بر شما وارد شود پس وعده‌گاه مرا خلاف کردید(86) گفتند: وعده‌گاه تو را باختیار خودمان خلاف نکردیم ولیکن ما با رهائی از زینت این قوم را برداشتیم پس آنها را بدور انداختیم پس سامری بدینگونه در آورد(87) پس برای ایشان مجسمة گوساله‌ای را که دارای صدا بود بیرون آورد، که گفتند: این است إله شما و إله موسی که فراموش کرد(88) پس آیا ندیدند که گوساله، گفتاری را به ایشان جواب نمی‌دهد و مالک نفع و ضرری برای ایشان نیست(89). 
نکات: مقصود از جملة: أَلَمْ يعِدْكُمْ ... وعده‌های إلهی بود راجع به هلاکت فرعون و نجات ایشان و تسلط بر ممالک او، و ممکن است وعدة نزول تورات و ثواب‌های عمل به آن باشد که خدا وعده کرده بود آن را به سی شب نازل نماید، آیا این چند شب بر شما طولانی گشت. و ممکن است عهد إلهی در جملة: وَلَا تَطْغَوْا فِيهِ باشد که طغیان کردند. و مقصود از حُمِّلْنَا أَوْزَارًا مِنْ زِينَةِ الْقَوْمِ، همان زیورهای فرعونیان و جواهراتی بود که حضرت موسی بر عهدة ایشان حفظ آن را گذاشته بود و لذا می‌گفتند: حُمِّلْنَا.... چون حکم غنائم داشت که باید صرف مصالح شود به دستور خدا، و یا نفس أماره به گردن ایشان انداخته بود و این بارهای سنگین بود و هارون به ایشان گفته بود که اینها وزر و وبال است باید دور کنید از خودتان و سامری به ایشان می‌گفت: