زِئُونَ(النحل/34) وَقَالَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا لَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا عَبَدْنَا مِنْ دُونِهِ مِنْ شَيءٍ نَحْنُ وَلَا آبَاؤُنَا وَلَا حَرَّمْنَا مِنْ دُونِهِ مِنْ شَيءٍ كَذَلِكَ فَعَلَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَهَلْ عَلَى الرُّسُلِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ(النحل/35)
ترجمه: آیا در تصدیق نبوت انتظار دارند تا این که فرشتگان برای ایشان بیاید و یا امر پروردگارت بیاید بدینگونه رفتار کردند آنان که پیش از ایشان بودند و خدا به ایشان ستم نکرد ولیکن خودشان به خود ستم می‌کردند(33) پس نتیجه‌های بد آنچه کردند به ایشان رسید و به ایشان احاطه کرد آنچه به آن استهزا می‌کردند(34) و آنان که مشرک شدند گفتند: اگر خدا خواسته بود ما پرستش چیزی غیر او را نکرده بودیم نه ما و نه پدرانمان و چیزی را از جانب او حرام نمی‌کردیم بدین گونه رفتار کردند آنانکه پیش از ایشان بودند، پس آیا وظیفه‌ای بر پیغمبران جز رسانیدن آشکار هست(35). 
نکات: یکی از اشکالات کفار بر رسالت محمد(ص) این بود که می‌گفتند: اگر مأمور از طرف خداست چرا ملائکه برای تصدیق او نازل نمی‌شود و چرا فرمان إلهی برای عذاب ما صادر نمی‌گردد؟ حق‌تعالی در جواب ایشان فرمود: أمم سابقه نیز چنین می‌گفتند و مقصودشان هدایت نبود بلکه استهزا بود بدلیل جملة: وَحَاقَ بِهِمْ مَا كَانُوا بِهِ يسْتَهْزِئُونَ. اشکال دیگر کفار این بود که خدا خواسته و ارادة او تعلق گرفته که ما و پدران ما غیرخدا را بپرستیم و حلال و حرام از خودمان بنام خدا جعل کنیم و اگر خدا کفر ما را خواسته، پیغمبر آمدن چه فائده دارد و باطل است؟ جواب ایشان در آیة بعد آمده که خدا برای تمام امت‌ها پیغمبر فرستاده و از بندگی غیر خود منع کرده، پس کفر کسی را اراده نکرده، نویسنده گوید: اگر خدا بارادة تکوینی ارادة کفر بنده را کرده باشد جبر لازم می‌آید و آن باطل است، و اگر بارادة تشریع کفر کسی را بخواهد باید در کتب خود ابلاغ کند که مردم کافر باشید و حال اینکه چنین ابلاغی نشده بلکه بعکس شده چنانکه در آیة ذیل آمده است: آیه 36 الی 40
متن آیه:
وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ فَمِنْهُمْ مَنْ هَدَى اللَّهُ وَمِنْهُمْ مَنْ حَقَّتْ عَلَيهِ الضَّلَالَةُ فَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُرُوا كَيفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ(النحل/36) إِنْ تَحْرِصْ عَلَى هُدَاهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ لَا يهْدِي مَنْ يضِلُّ وَمَا لَهُمْ مِنْ نَاصِرِينَ(النحل/37) وَأَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيمَانِهِمْ لَا يبْعَثُ اللَّهُ مَنْ يمُوتُ بَلَى وَعْدًا عَلَيهِ حَقًّا وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يعْلَمُونَ(النحل/38) لِيبَينَ لَهُمُ الَّذِي يخْتَلِفُونَ فِيهِ وَلِيعْلَمَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّهُمْ كَانُوا كَاذِبِينَ(النحل/39) إِنَّمَا قَوْلُنَا لِشَيءٍ إِذَا أَرَدْنَاهُ أَنْ نَقُولَ لَهُ كُنْ فَيكُونُ(النحل/40)
ترجمه: و بتحقیق ما پیوسته برانگیختیم در هر أمتی پیغمبری، که خدا را پرستش کنید و از طاغوت (معبود و مطاعی غیر از خدا) اجتناب کنید، پس برخی از ایشان کسی است که خدا او را هدایت کرده و برخی از ایشان ضلالت برای او سزاوار است، پس در زمین سیر کنید و بنگرید عاقبت تکذیب‌کنندگان چگونه بود(36) اگر چه بر هدایت کردنشان حریصی، پس محققا خدا کسی را که به گمراهی محکوم کرده هدایت نمی‌کند و ایشان را یاورانی نیست(37) و به خدا قسم خورند قسم‌های جدی که خدا آن را که بمیرد بر نمی‌انگیزاند، آری وعده‌ایست بر خدا ثابت ولیکن بیشتر مردم نمی‌دانند(38) برای این که برای ایشان بیان کند آنچه در آن اختلاف می‌کردند و برای آنکه کفار بدانند که ایشان دروغگو بوده‌اند(39) همانا فرمان ما به چیزی چون اراده کنیم این است که بگوییم باش تا بشود(40). 
نکات: جملة: أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ ، دلالت دارد که هدف از دعوت انبیاء دو چیز است. یعنی؛ پرستش خدا و دور شدن از شرک. و جملة: إِنْ تَحْرِصْ عَلَى هُدَاهُمْ ... دلالت دارد که حق‌تعالی بدرخواست رسول خود کار نمی‌کند و طبق قوانین مقررة خودکار می‌کند. مثلاً در موضوع هدایت هر کس طالب باشد او را هدایت می‌کند و هر کس طالب نباشد خواست رسول سنت خدا را تغییر نمی‌دهد. و جملة:وَأَقْسَمُوا.... تا آخر، دلالت دارد که کفار چون محال می‌دانستند که خدای تعالی پس از تفرقة اجزاء بدن و اعدام شدن بشر دو مرتبه او را عود دهد در قیامت، لذا قسم بجد و جهد می‌خوردند که خدا زنده نمی‌کند مرده‌ها را. حق‌تعالی برای امکان عود سه جواب داده: 
اول، اینکه خدا وعده کرده و تخلف وعده بر او محال است. 
دوم، برای جدا کردن مبطل از محق و ظالم از مظلوم و بیان عدم تساوی آنان در جزاء. 
سوم، اینکه خدا ابتدا بامر «باش» از عدم هر چیزی را بوجود آورده، بنابراین در قیامت نیز پس از معدوم شدن می‌تواند ایجاد کند. 
اگر کسی بگوید مخاطب امر «كُنْ» معدومات است یا موجودات؟ جواب گوییم: به هیچکدام ولیکن برای تمثیل و بیان بقدر عقول عرف است. و ممکن است بگوییم: اگر چه «كُنْ» لفظا خطاب است ولی بمعنی اخبار از حدوث است. آیه 41 الی 44
متن آیه:
وَالَّذِينَ هَاجَرُوا فِي اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مَا ظُلِمُوا لَنُبَوِّئَنَّهُمْ فِي الدُّنْيا حَسَنَةً وَلَأَجْرُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كَانُوا يعْلَمُونَ(النحل/41) الَّذِينَ صَبَرُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ يتَوَكَّلُونَ(النحل/42) وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ إِلَّا رِجَالًا نُوحِي إِلَيهِمْ فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ(النحل/43) بِالْبَينَاتِ وَالزُّبُرِ وَأَنْزَلْنَا إِلَيكَ الذِّكْرَ لِتُبَينَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يتَفَكَّرُونَ(النحل/44)
ترجمه: و کسانی که پس از ظلم به ایشان در راه خدا هجرت کردند، البته ایشان را در دنیا جایگاه نیکو دهیم و محققا مزد آخرت بزرگتر است اگر بدانند(41) آنانکه صبر نموده و بر پروردگارشان توکل می‌کنند(42) و پیش از تو نفرستادیم مگر مردانی را که به ایشان وحی می‌کردیم، پس بپرسید از اهل ذکر (توراه) اگر شما نمی‌دانید(43) با دلیل‌های روشن و آیات وحی، و بسوی تو این قرآن را نازل کردیم تا برای مردم بیان کنی آنچه به ایشان نازل شده و شاید ایشان فکر کنند(44). 
نکات: آیة: وَالَّذِينَ هَاجَرُوا فِي اللَّهِ ... نازل شده در حق معذبین فی الله از اصحاب رسول خدا(ص)، چون مشرکین منکر قیامت بودند و قسم می‌خوردند که قیامتی نیست با این حال هر چه می‌توانستند مسلمین را آزار می‌دادند و معذبین فی الله عدّة زیادی بودند مانند صهیب و عمار و والدین او و بلال و خباب، که خدای تعالی پس از هجرتشان ایشان را در شهری بهتر از مکه جای داد یعنی در مدینه که آب و هوای آن از مکه بهتر بود. روایت شده که صهیب را گرفتند برای اذیت، به اهل مکه گفت: من مرد پیر