ر آیة 9 ذکر شده که اهل خدعه و نیرنگند و به فکر فریب مردمند.
نشانة دوم – در آیة 9 و 10 ذکر شده که بی‌شعور و نادانند که آمادة درک حقائق نیستند.
نشانة سوم – در آیة 10، بددلند و مرض درونی دارند که به شنیدن آیات إلهی بیماری ایشان زیاد می‌گردد(حسد و عناد و دنیاطلبی مرض ایشان است).
نشانة چهارم – در آیة 11 ذکر شده که خودبین و خودخواهند که در عین فساد خود را مصلح می‌دانند.
نشانة پنجم – در آیة 11 ذکر شده که اهل فتنه و فسادند و تمایل به شر و فساد دارند.
نشانة ششم – در آیة 13، به مردم خصوصاً به اهل ایمان بدبینند.
نشانة هفتم – در آیة 14، دو رنگی بلکه هر لحظه به رنگی درآمده و خود را به هر فرقه می‌چسبانند.
نشانة هشتم – در آیة 14 ذکر شده که اهل تمسخر و استهزا بوده ودر تمسخر مردم استادند.
نشانة نهم – در آیة 15، در امور دین حیران و سرگردان، و در انتخاب راه ناشیند و لذا ضلالت را در عوض هدایت می‌خرند. 
نشانة دهم – طالب هدایت نیستند و در امور دین به تحقیق نمی‌پردازند.
نویسنده گوید اهل زمان ما غالباً دارای همین نشانه‌ها بوده و قطعاً منافقند. و أما آن دو مثل: 
بدانکه حق‌تعالی برای اینکه امور معنوی و حالات نفسانی را مجسم و قابل درک سازد برای بندگان خود مثل می‌زند و آنها را تشبیه بامور محسوسه می‌کند. در آیة 17 تا 20 حالات و ملکات منافقین را راجع به امور دین و تظاهر به اسلام و نتیجه‌بردن و در ظلمات هوی‌پرستی و کفر و صفات رذیله‌ماندن و در دین سرگردان و کور و کر ماندن، ایشان را أولاً: تشبیه کرده به وضع کسیکه در شب تاری در بیابان تاریکی هیزمی جمع کند و به زحمت آنرا برافروزد تا سبب روشنی اطرافش گردد، پس ناگهان بادی بوزد و آتش او را پراکنده و خاموش سازد، و او را در تاریکی حیران گذارد. چنانکه این کس از زحمت خود نتیجه نبرده و از روشنی بهره نگرفته، بلکه در تاریکی پس از روشنائی که نسبت به باصرة انسان تیره‌تر است مستمر مانده، همانطور منافق از دینداری وتظاهر و سعی خود نتیجه نمی‌گیرد، بلکه در ظلمات کفر و تردید سرگردان و در آخرت به ظلمات عذاب دائمی گرفتار شود.
ثانیاً: در آیة 19 و 20 وضع منافقین را در مقابل اسلام و نزول آیات إلهی تشبیه کرده به وضع کسانیکه در بیابان تاریکی مبتلا شوند به باران تندی که بواسطة ابرها و رعد و برق، هوا تاریکتر وهولناک‌تر گردد، و ترس ایشان را فراگیرد بطوریکه از ترس صدای رعد و صاعقة برق انگشتان خود را در گوش گذارند و از مرگ خود بیمناک شوند، و گاهی بواسطة روشنی برق به راه افتاده، و بدون فاصله بواسطة تاریکی حیران بایستند، منافقین مانند آنان از نزول آیات الهی و تکالیف مشکلة جنگ و جهاد بهراسند، باضافه از بی‌ایمانی و رسوائی خود بترسند، و گاهی ببرکت اسلام قدمی بردارند ولی باز از تردید توقف کنند و در ظلمت کوری حیران بمانند. حال این تشبیهات را ممکن است تشبیه مرکب گوئیم وممکن است تشبیه مفرق بنامیم: تشبیه مرکب آن است که اوضاع منافقین مجموعا تشبیه شده باشد به مجموع احوال کسانیکه در بیابان تاری آتش برافروزند و از زحمت خود نتیجه نبرند و یا تشبیه به مجموع احوال کسیکه در بیابان تاری بباران هولناکی گرفتار شود. و أما تشبیه مفرق آن است که مفردات و جزئیات مثل را با مفردات و جزئیات ممثل فرداً فرد تشبیه کنند، یعنی کلماتیکه درمثل آمده هر یک را جداگانه با کلمات ممثل تشبیه کنند. بنابر تشبیه مفرق تشبیه شده در آیة 19 و 20 دین اسلام و تکالیف آن، به باران شدید، چنانکه زمین را باران احیاء می‌کند همانطور به اسلام دلها زنده می‌شود، و شک و شبهات کفر و نفاق تشبیه شده به رعد و برق صاعقه، و زیانها و عقابهای منافقین تشبه شده به صاعقة آسمانی، و حیرت منافقین تشیه شده به ظلمات و حیرت مردم ماندة در بیابان، و همچنین هر یک از مفردات مثل را با ممثل به حسب ذوق می‌توان تشبیه کرد. و أما تشبیهاتی که در آیة 18 آمده آن است که چون حقائق دین را منافقین توجه ندارند ومانند کران گوش شنوا ندارندخدا ایشان را به مردمیکه از گوش وچشم وزبان فاقدند تشبيه كرده، وگويا منافقين كر ولال وکورند، و از راه خطای خود برنمی‌گردند. و دیگر اینکه آیات بسیاری در ذم منافقین آمده مانند آیة 167 سورة آل عمران و آیات 61 و 88 و 138 و 140 و 142 و 145، سورة نساء. و آیة 5 سورة انفال، و آیات 64 و 67 و 73 و 77 و 97 و 101 سورة توبه و آیة 11 سورة عنکبوت، و آیات 1 و 12 و 60 و 24 و 48 و 73 سورة احزاب، و آیة 6 سورة فتح و آیة 13 حدید، و سرتاسر سورة منافقین، و آیة 9 سورة تحریم و غیر اینها، هر که خواهد رجوع کند.آیه 101 الی 103
متن آیه:
قُلِ انْظُرُوا مَاذَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا تُغْنِي الْآياتُ وَالنُّذُرُ عَنْ قَوْمٍ لَا يؤْمِنُونَ(يونس/101) فَهَلْ ينْتَظِرُونَ إِلَّا مِثْلَ أَيامِ الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِهِمْ قُلْ فَانْتَظِرُوا إِنِّي مَعَكُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرِينَ(يونس/102) ثُمَّ نُنَجِّي رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُوا كَذَلِكَ حَقًّا عَلَينَا نُنْجِ الْمُؤْمِنِينَ(يونس/103)
ترجمه: بگو نظر کنید که در آسمانها و زمین چیست، ولی آیات و دلائل و انذارها قومی را که ایمان نیاورند فائده ندهد(101) پس آیا بجز مانند روزهای اشخاص گذشتگان انتظار می‌برند، بگو پس انتظار برید که من با شما از انتظاربرندگانم(102) سپس رسولان خود و آنانکه ایمان آورده‌اند از عذاب می‌رهانیم این چنین بر ما سزاوار است نجات دهیم مؤمنین را.(103)
نکات: دین قرآن دین نظر و دقت و استدلال است بدلیل جملة: انْظُرُوا... و جملة: وَمَا تُغْنِي ...  که می‌توان ماء آنرا استفهام گرفت ولی بهتر آن است که نافیه بگیریم. به هر حال رسول خدا(ص) فرموده: تفکروا في الخلق و لاتفکروا في الخالق. انسان می‌تواند در خلق نظر کند و از آثار علم وحکمت و قدرت إلهی خدا را بشناسد.آیه 104 الی 106
متن آیه:
قُلْ يا أَيهَا النَّاسُ إِنْ كُنْتُمْ فِي شَكٍّ مِنْ دِينِي فَلَا أَعْبُدُ الَّذِينَ تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلَكِنْ أَعْبُدُ اللَّهَ الَّذِي يتَوَفَّاكُمْ وَأُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ(يونس/104) وَأَنْ أَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا وَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِينَ(يونس/105) وَلَا تَدْعُ مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لَا ينْفَعُكَ وَلَا يضُرُّكَ فَإِنْ فَعَلْتَ فَإِنَّكَ إِذًا مِنَ الظَّالِمِينَ(يونس/106)
ترجمه: بگو آهای مردم اگر شما را در دین من شکی باشد پس آنان را که شما غیر از خدا می‌پرستید من نمی‌پرستم ولیکن می‌پرستم خدائی را که شما را می‌میراند، و مأمورم که از مؤمنین باشم(104) و مأموری که روی خود را بسوی دین حنیف بداری، و البته از مشرکین مباش(105) و نخوان غیر از خدا چیزی را که نه به تو نفع بخشد و نه ضرر، پس اگر این کار را کردی (یعنی غیر خدا را خواندی) پس محققا تو در این هنگام از ستمگرانی.(106)
نکات: در این آیات رسول خدا(ص) دین خود را به أمر خدا معرفی کرده: 1- اینکه آنچه را مردم می‌پرستند از غیر خدا، من نمی