د. سپس معبود به عابد خود می‌گوید: تو مرا عبادت نمی‌کردی بلکه معبود خیالی داشتی، زیرا عابد ومعبود هر دو در احتیاج و نقص مساویند و تمام ممکنات در احتیاج به واجب مساویند، ولی عابد خیال می‌کرده معبودش صفات خدائی دارد و به خیال خود معبودی که طبق واقع نبوده عبادت کرده فلذا معبود او می‌گوید: اشتباه کردی آن معبود خیالی تو من نبودم. بنابراین می‌توان گفت: کسانیکه امام را صدا می‌زنند. و برای او کرنش می‌کنند به خیال آنکه امام حاضر و ناظر و قاضی الحاجات است و یک امام خیالی درست کرده‌اند امام نیز در قیامت به ایشان خواهد گفت: آنچه شما خیال کردید من نبودم و از ایشان تبری می‌جوید و خدا را شاهد می‌گیرد که كُنَّا عَنْ عِبَادَتِكُمْ لَغَافِلِينَ «ما خبر از عبادت شما نداشتیم». جملة: وَرُدُّوا إِلَى اللَّهِ این است که بسوی حکم خدا رد می ‌شوند وخدایان خیالی ایشان مانند گم‌شده می‌شوند. حال اگر کسی بگوید چگونه بتها روز قیامت سخن می‌گویند؟ جواب این است که معبود مشرکین منحصر به بت نبوده. ثانیا: معبود بت‌پرستان بعنوان استقلال نبوده بلکه بت مجسمه و تمثال بزرگانی بوده بعنوان آلی و آن بزرگان معبود استقلالی بودند و در قیامت سخن می‌گویند.آیه 31 الی 33
متن آیه:
قُلْ مَنْ يرْزُقُكُمْ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ أَمَّنْ يمْلِكُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَمَنْ يخْرِجُ الْحَي مِنَ الْمَيتِ وَيخْرِجُ الْمَيتَ مِنَ الْحَي وَمَنْ يدَبِّرُ الْأَمْرَ فَسَيقُولُونَ اللَّهُ فَقُلْ أَفَلَا تَتَّقُونَ(يونس/31) فَذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمُ الْحَقُّ فَمَاذَا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلَالُ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ(يونس/32) كَذَلِكَ حَقَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ عَلَى الَّذِينَ فَسَقُوا أَنَّهُمْ لَا يؤْمِنُونَ(يونس/33)
ترجمه: بگو چه کسی شما را از آسمان و زمین روزی می‌دهد آیا کیست مالک گوش ودیدگان وکیست که زنده را از مرده بیرون می‌آورد و مرده را از زنده خارج می‌سازد و کیست أمر خلقت را تدبیر می‌کند؟ پس خواهند گفت: خدا، پس بگو آیا پرهیز نمی‌کنید(31) پس آن خدا پروردگار شماست به حق و پس از حق چیست جز گمراهی، پس به کجا برده می‌شوید(32) این چنین ثابت شده فرمان پروردگارت بر نابکاران که ایمان نمی‌آورند.(33)
نکات: در این آیات و آیات بعد حق‌تعالی سؤال از مشرکین کرده که مالک آسمان و زمین ومدبر خلقت کیست؟ مشرکین اقرار کرده‌اند که خداست، پس معلوم می‌شود که مشرکین خالق ومدبری غیر از خدا قائل نبودند ولی در حوائج خود رجوع به بت‌ها می‌کردند و برای آنان کرنش می‌کردند مانند بسیاری از مسلمین که خدا را قائلند ولی بندة صالحی را در حوائج می‌خوانند وبرای او کرنش می‌کنند، ولی این افراد بدتر از بت‌پرستانند زیرا گاهی این بندگان صالح را شریک و یا دست‌اندرکار خلقت نیز می‌دانند. جملة: فَمَاذَا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلَالُ دلالت دارد که حق یکی و باقی غیر آن هر چه هست باطل است.آیه 34 الی 35
متن آیه:
قُلْ هَلْ مِنْ شُرَكَائِكُمْ مَنْ يبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يعِيدُهُ قُلِ اللَّهُ يبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يعِيدُهُ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ(يونس/34) قُلْ هَلْ مِنْ شُرَكَائِكُمْ مَنْ يهْدِي إِلَى الْحَقِّ قُلِ اللَّهُ يهْدِي لِلْحَقِّ أَفَمَنْ يهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يتَّبَعَ أَمَّنْ لَا يهِدِّي إِلَّا أَنْ يهْدَى فَمَا لَكُمْ كَيفَ تَحْكُمُونَ(يونس/35)
ترجمه: بگو آیا کسی از شریکان شما هست که خلق را از نیستی بیافریند سپس آنرا بازگرداند، بگو خدا به آفرینش ابتدا می‌کند سپس آنرا بازمی‌گرداند پس به کجا رجوع داده می‌شوید(34) بگو آیا از شریکان شما کسی هست که بسوی حق هدایت کند، بگو خدا هدایت بسوی حق می‌کند، آیا آنکه به سوی حق هدایت می‌کند سزاوارتر است که پیروی شود و یا کسی که راه نمی‌یابد مگر آنکه هدایت شود، پس شما را چه شده چگونه حکم می‌کنید.(35)
نکات: تمام مخلوقات در احتیاج به هستی و هدایت در عرض یکدیگرند و همه حتی أنبیاء محتاج به هدایت إلهی می‌باشند. بنابراین توجه به مخلوق و خواندن چیزی که خود محتاج به هدایت است، از کفر و حماقت است. و حق‌تعالی در این آیات برای بیداری مکلفین و قضاوت ایشان استفهام توبیخی می‌فرماید.آیه 36
متن آیه:
وَمَا يتَّبِعُ أَكْثَرُهُمْ إِلَّا ظَنًّا إِنَّ الظَّنَّ لَا يغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيئًا إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِمَا يفْعَلُونَ
ترجمه: و اکثر ایشان جز گمان را پیروی نمی‌کنند، براستی که ظن و گمان به هیچ وجه کفایت از حق نکند وانسان را بی نیاز نکند، براستی که خدا به آنچه به جا می‌آورند داناست.(36)
نکات: حق‌تعالی عقل و علم را حجت قرار داده و ظن و گمان را معتبر ندانسته و فرموده در هیچ کجا بدنبال ظن نروید، بنابراین هر مکلفی باید به اصول و فروع اسلام خود علم داشته باشد. و تقلید از احکام ظنیه جائز نیست و تمام مجتهدین اقرار دارند که فتاوی ایشان ظنی است وپیروی از فتاوی ظنی باطل است.آیه 37 الی 39
متن آیه:
وَمَا كَانَ هَذَا الْقُرْآنُ أَنْ يفْتَرَى مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلَكِنْ تَصْدِيقَ الَّذِي بَينَ يدَيهِ وَتَفْصِيلَ الْكِتَابِ لَا رَيبَ فِيهِ مِنْ رَبِّ الْعَالَمِينَ(يونس/37) أَمْ يقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ وَادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ(يونس/38) بَلْ كَذَّبُوا بِمَا لَمْ يحِيطُوا بِعِلْمِهِ وَلَمَّا يأْتِهِمْ تَأْوِيلُهُ كَذَلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَانْظُرْ كَيفَ كَانَ عَاقِبَةُ الظَّالِمِينَ(يونس/39)
ترجمه: و این قرآن ساختة افترائی غیرخدا نبوده ولیکن تصدیق آن چیزی است که جلو او بوده و می‌باشد، و بیان این کتاب بدون اینکه شکی در آن باشد از پروردگار جهانیان است(37) آیا می‌گویند بافترا بافته، بگو پس سوره‌ای مانند آن بیاورید و هر کس غیرخدا را می‌توانید به کمک بخوانید اگر راست می‌گوئید(38) بلکه تکذیب کردند به چیزی که احاطه‌ای به علم آن ندارند وهنوز تأویل آن برای ایشان نیامده، این چنین آنانکه پيش از ایشان بودند تکذیب کردند، پس بنگر عاقبت ستمگران چگونه بود.(39)
نکات: محمد(ص) با کمال اطمینان این آیات را بر مردم خواند که اگر قرآن را ساختة محمد می‌دانید و می‌گوئید افترا به خدا زده یک سوره مانند آن بیاورید و هر دانشمندی را به کمک بخوانید و اگر می‌توانستند یک سوره می‌آوردند تا زمان ما که هزار و چهارصد سال از نزول قرآن می‌گذرد یک سوره نیاورده‌اند. پس معلوم می‌شود ساختة غیرخدا نیست و بشر نمی‌تواند بمانند آن بیاورد.آیه 40 الی 43
متن آیه:
وَمِنْهُمْ مَنْ يؤْمِنُ بِهِ وَمِنْهُمْ مَنْ لَا يؤْمِنُ بِهِ وَرَبُّكَ أَعْلَمُ بِالْمُفْسِدِينَ(يونس/40) وَإِنْ كَذَّبُوكَ فَقُلْ لِي عَمَلِي وَلَكُمْ عَمَلُكُمْ أَنْتُمْ بَرِيئُونَ مِمَّا أَعْمَلُ وَأَنَا بَرِ