وانات و بهائم در این دو کار با انسان شرکت دارند، بلکه آنان قوی تر وکاملترند، آیا نمی‌دانی که گنجشک وخروس بیشتر جماع می‌کنند وگرگ درنده‌تر است وعقرب گزنده‌تر، ثامنا هر چه انسان در این دو لذت بیشتر فرو رود پست‌تر است، هر کس بیشتر می‌خورد در نظر مردم پست‌تر است ولذا عقلاء وقت جماع به جای پنهان می‌روند معلوم می‌شود پرخوری و شهوترانی شرافت نیست. تاسعا هرگاه می‌خواهند بدی یکدیگر را بگویند یا فحش دهند باین کارها نسبت می‌دهند و الفاظ وقاع را می‌آورند. عاشرا لذات دنیا دفع آلام ومخلوط به غصب حقوق است. و أما اینکه فرموده: وَلَلدَّارُ الْآخِرَةُ خَيرٌ... زیرا منافع دنیا مظنون و منافع آخرت مقطوع است. منافع دنیا فانی و منافع آخرت باقی است. و چون کشف این مطالب به عقل است فرموده: أَفَلَا تَعْقِلُونَ.آيه 33 الي 34
متن آيه:
قَدْ نَعْلَمُ إِنَّهُ لَيحْزُنُكَ الَّذِي يقُولُونَ فَإِنَّهُمْ لَا يكَذِّبُونَكَ وَلَكِنَّ الظَّالِمِينَ بِآياتِ اللَّهِ يجْحَدُونَ(الأنعام/33) وَلَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِكَ فَصَبَرُوا عَلَى مَا كُذِّبُوا وَأُوذُوا حَتَّى أَتَاهُمْ نَصْرُنَا وَلَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِ اللَّهِ وَلَقَدْ جَاءَكَ مِنْ نَبَإِ الْمُرْسَلِينَ(الأنعام/34)
ترجمه: محققا می‌دانیم که آنچه می‌گویند افسرده‌ات می‌کنند زیرا ایشان تو را تکذیب نمی‌کنند ولیکن ستمگران به آیات خدا انکار دارند(33) و محقق است که پیامبران پیش از تو تکذیب شدند پس صبر کردند بر آنچه تکذیب شدند واذیت شدند تا برای ایشان یاری ما آمد ونیست تبدیل‌کننده‌ای برای کلمات وفرمان خدا و محقق است که برای تو آمد بعضی از اخبار پیامبران.(34)
نکات: کفاری که رسول خدا(ص) را تکذیب و معجزة او را سحر وآیات خدا را افسانه می‌خواندند درحقیقت به آیات إلهی بی‌اعتناء وبلکه انکار داشتند ولذا خدای‌تعالی به رسول خود دلداری می‌دهد که انبیاء قبل از تو نیز مورد تکذیب بودند. وجملة: لَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِ اللَّهِ دلالت دارد که کسی نمی‌تواند مقررات و آیات وکلمات إلهی را تغییر و تبدیل بدهد چه کلمات تکوینی و چه فرمانها و کلمات تشریعی زیرا آیه اطلاق دارد. و کلمة: مِنْ نَبَإِ اگر «من» برای تبعیض باشد دلالت دارد بر اینکه اخبار برخی از أنبیاء(ع) برای رسول خدا(ص) وحی شده واز آنچه وحی نشده بی‌خبر است.آيه 35 الي 37
متن آيه:
وَإِنْ كَانَ كَبُرَ عَلَيكَ إِعْرَاضُهُمْ فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ تَبْتَغِي نَفَقًا فِي الْأَرْضِ أَوْ سُلَّمًا فِي السَّمَاءِ فَتَأْتِيهُمْ بِآيةٍ وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَمَعَهُمْ عَلَى الْهُدَى فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْجَاهِلِينَ(الأنعام/35) إِنَّمَا يسْتَجِيبُ الَّذِينَ يسْمَعُونَ وَالْمَوْتَى يبْعَثُهُمُ اللَّهُ ثُمَّ إِلَيهِ يرْجَعُونَ(الأنعام/36) وَقَالُوا لَوْلَا نُزِّلَ عَلَيهِ آيةٌ مِنْ رَبِّهِ قُلْ إِنَّ اللَّهَ قَادِرٌ عَلَى أَنْ ينَزِّلَ آيةً وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يعْلَمُونَ(الأنعام/37)
ترجمه: و اگر اعراض ایشان بر تو بزرگ و گران آمده پس اگر می‌توانی سوراخی در زمین بجوئی و یا نردبانی در آسمان که بیاوری برای ایشان آیه و معجزه‌ای، واگر خدا خواسته باشد ایشان را جمع می‌کند بر هدایت پس البته از نادانان مباش(35) جز این نیست که اجابت می‌کنند آنانکه می‌شنوند ومرده‌ها را خدا برمی‌انگیزاند سپس به سوی او بازگشت می‌کنند(36) و گفتند چرا نازل نشده بر او آیه و معجزه‌ای از پروردگارش، بگو محققا خدا قادر است بر اینکه آیه‌ای را نازل کند ولیکن اکثر ایشان نمی‌دانند.(37)
نکات: عده‌ای از مشرکین آمدند نزد رسول خدا(ص) و گفتند چرا معجزاتی که به سایر انبیاء داده شده به شما داه نمی‌شود، ای محمد یک معجزه مانند معجزات سایر أنبیاء بیاورد تا به تو ایمان آوریم، خدا برای ایشان معجزه‌ای نیاورد و ایشان اعراض کردند پس این آیه نازل شد اگر می‌توانی به زیر زمین ویا بالای آسمان برو وبرای ایشان معجزه‌ای بیاور، یعنی تو نمی‌توانی اتیان معجزه کنی، وخدا اگر بخواهد می‌تواند ولی صلاح نیست. پس بر تو گران نیاید و از جاهلین مباش. آیة 37 نیز صریح و روشن است که معجزه کار خدا و مقدور اوست وبه اختیار پیامبران نیست، از این آیات می‌توان استفاده نمود که معجزة رسول خدا(ص) فقط قرآن می‌باشد.آيه 38
متن آيه:
وَمَا مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَلَا طَائِرٍ يطِيرُ بِجَنَاحَيهِ إِلَّا أُمَمٌ أَمْثَالُكُمْ مَا فَرَّطْنَا فِي الْكِتَابِ مِنْ شَيءٍ ثُمَّ إِلَى رَبِّهِمْ يحْشَرُونَ
ترجمه: و نیست جنبنده‌ای در زمین و نه پرنده‌ای که به دو بال خود پرواز می‌کند مگر اینکه أمت‌هائی مانند شمایند، ما در این کتاب چیزی را فروگذار نکردیم سپس به سوی پروردگارشان محشور می‌شوند.(38)
نکات: این آیه دلالت داردکه تمام حیوانات چرنده وپرنده وخزنده أمت‌هائی مانند  انسانند، حال سؤالی پیش می‌آید که در چه جهت مانند انسانند؟ می‌توان گفت: در تسبیح وحمد حق تعالی مانند انسانند زیرا خدا فرموده: *وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِ&، که تمام موجودات بزبان حال تسبیح خدا گویند، و می‌توان گفت: بهائم اندیشه‌های عقلی ندارند جز در چهار مورد: در معرفة الله، معرفت رزق، شناخت نر و ماده و مهیاشدن هر یک برای دیگری، و می‌توان گفت: حیوانات أمت‌ها وجماعاتی هستد شبیه به یکدیگر که با هم انس دارند و توالد وتناسل دارند مانند انسان، وهر کس در این مورد به تحقیقاتی که از طرف دانشمندان گردیده مراجعه کند این مطلب را بهتر می‌فهمد چنانکه مثلاً از باب نمونه هر گاه شخصی زندگی حیوان ریزی مانند مورچه را مطالعه کند به حیرت فرو می‌رود مثلا از تمدن مورچگان در زیر زمین و بناها وجاده‌ها و انبارها وهمچنین تعاون و مشارکتشان در زندگی که محیرالعقول است بسیار تعجب می‌کند ودرسهای مهمی از خداشناسی فرا می‌گیرد. وهمچنین است مطالعه در زندگی سایر حیوانات. و می‌توان گفت مانند انسانند در اینکه خدا به همة ایشان روزی می‌دهد ومتکفل روزی و مایحتاج ایشان است. و می‌توان گفت مانند بشر رزق و عمر وعاقبت امرشان همه در علم حق‌تعالی معین است وهمه مورد فضل وعنایت إلهی بوده وهستند. و می‌‌توان گفت صفات حیوانات مانند صفات انسان‌ها و بشرها متفاوت است: بعضی صفت درندگی دارند مانند؛ گرگان، بعضی صفات تملق وچاپلوسی دارند مانند؛ سگ و گربه، بعضی دزدند مانند؛ موش، بعضی می‌گزند مانند؛ مار وعقرب، بعضی بی‌غیرتند مانند؛ خوک و خنزیر، بعضی با حذر و احترازند مانند؛ کلاغ، بعضی باوفایند مانند؛ سگان و هکذا.
و مقصود از جملة: مَا فَرَّطْنَا فِي الْكِتَابِ مِنْ شَيءٍ، این است که هر چه در دین لازم بوده در قرآن آمده وهر چه نیامده لازم نبوده. اگر کسی بگوید جزئیات مسائل در قرآن بیان نشده، گوئیم چرا وقتی خدا فرموده: *لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُس