ر مؤمنین بوقت معین واجب شده است(103) و سست نشوید در دنبال‌کردن این قوم، اگر شما دردمند می‌شوید پس محققا ایشان نیز دردمند می‌شوند چنانکه شما دردمند می‌شوید، و شما امید دارید از خدا آنچه را ایشان امید ندارند، وخدا دانای حکیم بوده است.(104)
نکات: مقصود از فَإِذَا قَضَيتُمُ الصَّلَاةَ؛  "إذا أردتم فعل الصلاه فی الحرب" می‌باشد، زیرا این آیات در وظائف حال جنگ نازل شده، و رسول خدا(ص) فرموده: "الصلاه لاتترک بحال". یعنی نماز را به هیچ حالی نباید ترک نمود. و جملة: وَتَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ  ... دلالت دارد بر اینکه مؤمن چه در حال غالب‌شدن وچه در حال مغلوب‌شدن، به خدا امید دارد، ولی کافر که پشت پا به دین زده، در این احوال به جائی امید ندارد. پس مؤمن که همواره امیدوار است نباید در جهاد سستی کند. از آیة 103 معنی دیگری نیز کرده‌اند ولی ظاهر همین است که ذکر شد.آيه 105 الي 109
متن آيه:
إِنَّا أَنْزَلْنَا إِلَيكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَينَ النَّاسِ بِمَا أَرَاكَ اللَّهُ وَلَا تَكُنْ لِلْخَائِنِينَ خَصِيمًا(النساء/105) وَاسْتَغْفِرِ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ غَفُورًا رَحِيمًا(النساء/106) وَلَا تُجَادِلْ عَنِ الَّذِينَ يخْتَانُونَ أَنْفُسَهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يحِبُّ مَنْ كَانَ خَوَّانًا أَثِيمًا(النساء/107) يسْتَخْفُونَ مِنَ النَّاسِ وَلَا يسْتَخْفُونَ مِنَ اللَّهِ وَهُوَ مَعَهُمْ إِذْ يبَيتُونَ مَا لَا يرْضَى مِنَ الْقَوْلِ وَكَانَ اللَّهُ بِمَا يعْمَلُونَ مُحِيطًا(النساء/108) هَا أَنْتُمْ هَؤُلَاءِ جَادَلْتُمْ عَنْهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا فَمَنْ يجَادِلُ اللَّهَ عَنْهُمْ يوْمَ الْقِيامَةِ أَمْ مَنْ يكُونُ عَلَيهِمْ وَكِيلًا(النساء/109)
ترجمه: براستی كه ما نازل كرديم بسوی تو اين كتاب را بحق تا بين مردم به آنچه خدا ارائه داده به تو حكم كنی، وبرای خائنين طرفدار مباش (105) واز خدا طلب آمرزش كن زيرا خدا آمرزنده رحيم بوده است (106) ودفاع مكن از كسانی كه به خود خيانت می كنند، زيرا خدا خيانتكار گنه كار را دوست نمی دارد (107) خيانت خود را از مردم پنهان می كنند واز خدا پنهان نمی كنند وحال آنكه خدا با ايشان است هنگاميكه بشب بتدبير سخنانی می گويند كه خدا را خوش نيايد وخدا به آنچه می كنند محيط است (108) وهان شمائيد آنان كه از ايشان دفاع می كنيد در زندگی دنيا، پس كيست كه مجادله كند با خدا از طرف ايشان در روز قيامت يا چه كس وكيل بر ايشان می باشد (109)
نکات: جملة: لِتَحْكُمَ بَينَ النَّاسِ بِمَا أَرَاكَ اللَّهُ، دلالت دارد که باید رسول خدا(ص) طبق وحی حکم کند و از خود نباید حکمی صادر کند، و این آیه دلالت می‌کند که رأی علماء در دین حجیت ندارد مگر اینکه طبق وحی باشد. و جملة وَلَا تَكُنْ لِلْخَائِنِينَ خَصِيمًا، دلالت دارد که طرفداری از خائن حرام است و نباید از خائن طرفداری کرد ونباید به او منصبی داد، و نباید او را مصدر أموری قرار داد. حال اگر کسی بگوید چگونه رسول خدا(ص) و یا امیرالمؤمنین(ع) بعضی از خائنین را مانند زیاد بن أبیه و یا اشعث بن قیس و یا ابوموسی را مصدر أمور و فرماندار کردند؟ جواب این است كه؛ رسول خدا(ص) و یا حضرت علی(ع) مطلع به احوال این اشخاص نبوده و از خیانت ایشان آگاه نبوده‌اند. و هم‌چنین هر یک از خلفاء و زمامداران اگر خائنی را مصدر کاری قرار دهند بدون علم، اشکالی ندارد، ولی باید متوجه باشند که اگر خیانتی کردند فوری معزول شوند.در اسلام هر چیزی که ضرر داشته باشد حرام شده و چنانکه در جلد دوم سفینه البحار صفحه 72 و جلد اول صفحه 54 از رسول خدا(ص) روایت کرده‌اند که فرمود: لاضرر و لاضرار فی الإسلام، و در همان کتاب و سایر کتب معتبره وارد شده که: کل مضر حرام. تقلید در دین مضرات بسیاری دارد که می‌توان گفت ضرر آن از اکثر محرمات بیشتر است. ما به برخی از آنها اشاره می‌کنیم: 
اول – پیروی ظنّ و گمان که در اسلام شدیداً ممنوع و مورد نهی الهی است. در سوره یونس آیه 36 فرموده: 
وَمَا يتَّبِعُ أَكْثَرُهُمْ إِلَّا ظَنًّا إِنَّ الظَّنَّ لَا يغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيئًا
«و اکثر ایشان پیروی نمی‌کنند مگر از ظنّ، و به هیچوجه ظنّ و گمان کفایت از حق نمی‌کند».
و در سوره نجم آیه 28 فرموده: 
وَإِنَّ الظَّنَّ لَا يغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيئًا(النجم/28)	
کلمه «شیء» نکره در سیاق نفی مفید عموم است، یعنی گمان و ظنّ در هیچ امری از امور دین كفايت نکند و انسان را بحق نرساند، در صورتی که عموم فقها و مجتهدین فتاوی خود را ظنّی می‌دانند و در کتاب معالم و قوانین و رسائل و سایر کتب خود در باب حجّیّت ظنّ نوشته‌اند که "اجتهاد هو استفراغ الوسع و یا استفراغ الفقیه وسعه فی تحصیل الظّنّ". یعنی: اجتهاد عبارتست از اینکه فقیه نیروی خود را مصرف کند در تحصیل ظنّ بحکم شرعی و باز خود فقها نوشته‌اند حکم ظنّی مجتهد برای مقلد واجب القبول می‌باشد و گویند: " هذا ما أدی إلیه ظنی و کل ما أدی إلیه ظنی فهو حکم الله". (مراجعه شود به باب حجّیّت ظنّ رسائل و قوانین و سایر کتب اصول) یعنی این حکم چیزی است که ظن من به آن رسیده و هر چه گمان من به آن برسد حکم خدا است. بنابراین تقلید از مجتهد پیروی از ظنّ و گمان است، و حال آنکه خدا نهی نموده، در سوره اسراء آیه 36 فرموده: 
وَلَا تَقْفُ مَا لَيسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ	
«پیروی مکن از آنچه بدان علم نداری".
و نهی مفید تحریم است.
دوم – پیروی رأی اشخاص – یکی از مضّرات تقلید پیروی آراء اشخاص می‌‌باشد و آن در اسلام باطل است، زیرا کسی حقّ صدور رأی ندارد جز خدا. البته مقصود رأی در امور دینی است و حتی خود رسول خدا(ص) حق اظهار رأی نداشت مگر طبق ارائة وحی، در سوره نساء آیه 105 فرموده: 
إِنَّا أَنْزَلْنَا إِلَيكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَينَ النَّاسِ بِمَا أَرَاكَ اللَّهُ
«به تحقیق ما این قرآن را به تو نازل نمودیم بحق تا بین مردم طبق آنچه خدا به تو ارائه داده حکم کنی، و آنچه خدا ارائه داده قرآنست».
در سوره یوسف آیه 40 فرموده: 
إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ
يعنی: «حقّ صدور حکم نیست مگر برای خدا».
و در سوره مائده آیه 44 فرموده: 
وَمَنْ لَمْ يحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ	
«هر کس به آنچه خدا نازل نموده حکم نکند کافر است».
وسائل الشیعه در کتاب قضا روایت کرده از رسول خدا(ص) که فرموده: "إن الله قضی الجهاد علی المؤمنین بعدی یجاهدون علی الأحداث فی الدین إذا عملوا بالرأی فی الدین، و لا رأی فی الدین إنما الدین من الرب أمره و نهیه". یعنی: «به تحقیق خدای تعالی جهاد را برای مؤمنین پس از من واجب کرده که با چیزهای تازه پیدا شدة دینی جهاد و پیکار نمایند وقتیکه به رأی عمل کنند در دین، و حال آنکه رأی در دین نباشد، همانا دین از پروردگار است امر و نهی آن منحصر است به او» پس مؤمنین زمان ما باید جهاد و پیکار نمایند تا بدعت تقلید را بردارند. در سوره مائده آیه 48 فرموده: 
فَاحْك