 دید خود رسول خدا(ص) و یا امیرالمؤمنین چه چیز را حبل‌الله دانسته ومعرفی کرده‌اند. پس معلوم باشد که روایات بسیاری وارد شده که حبل الله قرآن است. از آن جمله: علی(ع) روایت کرده‌اند از رسول خدا(ص) که فرمود: "أما انها ستکون فتنة، قیل فما المخرج؟ قال: کتاب الله، فیه نبأ من قبلکم وخبر من بعدکم و حکم ما بینکم و هو حبل الله المتین". و ابن مسعود از رسول خدا(ص) روایت کرده که فرمود: "هذا القرآن حبل الله". و ابوسعید خدری از رسول خدا(ص) روایت کرده که فرمود: "کتاب الله هو حبل الله الممدود من السماء إلی الأرض". و أما علی(ع) در خطبة 156 نهج‌البلاغه فرموده: "علیکم بکتاب الله، فانه الحبل المتین والنور المبین..." و در خطبة 196 فرموده: "... و دواء لیس بعده داء، ونورا لیس معه ظلمة، و حبلا وثیقا عروته ..." و در خطبة 190 فرموده: " و انی لمن قوم لا تأخذهم فی الله لومة لائم، سیماهم سیماء الصدیقین و کلامهم کلام الأبرار و منار النهار متمسکون بحبل القرآن، یحبون سنن الله و سنن رسوله". و در کتاب 69 به – حارث همدانی فرموده: "وتمسک بحبل القرآن". و در خطبة 174 فرموده: " و إن الله سبحانه لم یعظ أحدا بمثل هذا القرآن، فانه حبل الله المتین، و سببه الأمین، و فیه ربیع القلب، و ینابیع العلم، و ما للقلب جلاء غیره".
پس از تمام این کلمات مسلم می‌شود که حبل الله قرآن است و عقلا نیز باید قرآن باشد، زیرا اگر بگوئیم دین است هر کس مدعی دین است چه اهل حق و چه اهل باطل. و اگر بگوئیم توحید معلوم نیست چگونه توحیدی، چنانکه زمان ما هر مشرکی دم از توحید می‌زند. پس باید حبل‌الله چیزی باشد که حد و حدود آن معلوم و خود فارق بین حق و باطل باشد،  آن قرآن است. و چنگ‌زدن به آن گرفتن و فهمیدن مطالب آن است.آيه 104 الي 107
متن آيه:
وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يدْعُونَ إِلَى الْخَيرِ وَيأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَينْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ(آل عمران/104) وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ تَفَرَّقُوا وَاخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْبَينَاتُ وَأُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ(آل عمران/105) يوْمَ تَبْيضُّ وُجُوهٌ وَتَسْوَدُّ وُجُوهٌ فَأَمَّا الَّذِينَ اسْوَدَّتْ وُجُوهُهُمْ أَكَفَرْتُمْ بَعْدَ إِيمَانِكُمْ فَذُوقُوا الْعَذَابَ بِمَا كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ(آل عمران/106) وَأَمَّا الَّذِينَ ابْيضَّتْ وُجُوهُهُمْ فَفِي رَحْمَةِ اللَّهِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ(آل عمران/107)
ترجمه: و باید از شما باشد مردمی که به سوی خیر دعوت کنند، و به معروف امر نمایند و از منکر بازدارند، و ایشان خود رستگارند(104) و نباشید مانند آنانکه متفرق شده و فرقه‌فرقه گردیدند، و پس از آمدن آیات روشن برای ایشان اختلاف کردند، برای ایشان عذاب بزرگی است(105) روزیکه صورتهائی سفید و صورتهائی سیاه می‌گردد، أما آنانکه صورتشان سیاه است، به ایشان گفته شود آیا شما پس از ایمانتان کافر شدید پس عذاب را بچشید بواسطة در کفر بودنتان(106) و أما آنانکه صورتشان سفید شده پس در رحمت خدا جاودانند.(107)
نکات: بر هر کسی که مکلف باشد دعوت به خیر و أمر به معروف و نهی از منکر واجب است. حال اگر کسی بگوید پس چرا کلمة مِنْكُمْ در آیه آمده؟ جواب این است که: اولا "من" برای تبیین است، و مقصود این است داعی إلی الخیر باید از شما مسلمین باشد نه از کفار اگرچه بر تمام مسلمین دعوت إلی الخیر و أمر به معروف واجب است، أما اگر یک عده به آن قیام نمایند به طور کفایت از دیگران ساقط است. جملة:مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْبَينَاتُ  دلالت دارد که موجد اختلاف و تفرقه همواره علمای مذهبی بوده‌اند که به آیات بینات کتاب آسمانی اعتناء نکردند و برای جاه‌طلبی مسلمین را بیچاره کردند و هفتاد مذهب ایجاد کردند. و مقصود از اسوداد و ابیضاض وجوه ممکن است معنی حقیقی باشد و ممکن است آبرو و وجاهت و عدم آن باشد. در این آیه ابیضاض را در اول و آخر آورده برای احاطة رحمت وسعة آن، و لذا رحمت را نسبت به خود داده، و رَحْمَةِ اللَّهِ فرموده و در مورد عذاب، عذاب الله نفرموده.آيه 108 الي 111
متن آيه:
تِلْكَ آياتُ اللَّهِ نَتْلُوهَا عَلَيكَ بِالْحَقِّ وَمَا اللَّهُ يرِيدُ ظُلْمًا لِلْعَالَمِينَ(آل عمران/108) وَلِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ(آل عمران/109) كُنْتُمْ خَيرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتَابِ لَكَانَ خَيرًا لَهُمْ مِنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَأَكْثَرُهُمُ الْفَاسِقُونَ(آل عمران/110) لَنْ يضُرُّوكُمْ إِلَّا أَذًى وَإِنْ يقَاتِلُوكُمْ يوَلُّوكُمُ الْأَدْبَارَ ثُمَّ لَا ينْصَرُونَ(آل عمران/111)
ترجمه: اینها آیات خداست که بر تو می‌خوانیم به حق، و خدا برای جهانیان ارادة ستم ندارد(108) و ملک خداست آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، و أمور بسوی خدا برگشت داده می‌شود(109) شما بهترین أمتی بودید که برای مردم انتخاب شدید، أمر به معروف و نهی از منکر می‌کنید و به خدا ایمان می‌آورید، و اگر أهل کتاب ایمان بیاورند برایشان بهتر است، برخی از ایشان مؤمنند، ولی بیشتر ایشان فاسقند(110) به شما زیان نرسانند مگر آزارکی، و اگر با شما قتال کنند به شما پشت می‌کنند، سپس یاری نشوند.(111)
نکات: در کجا خطاب كُنْتُمْ خَيرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ به مسلمین گفته می‌شود، آیا وقت ورود بهشت به دلیل سیاق آیات و تناسب آنها؟، و یا خیر. 
مخاطب اصحاب رسول خدا(ص) بوده در همین دنیا، وکسانی که متصف به صفت آنان باشند، یعنی صفات مذکورة در آیه را دارا باشند. و از جملة: تَأْمُرُونَ... استفاده می‌شود که فضیلت و برتری این أمت مادامی است که به وظیفة أمر به معروف قیام کنند، و اگرنه مانند سایر أمم می‌باشند، و به اصلاح علمی در اینجا تعلیق حکم بر وصف است. و جملة: وَأَكْثَرُهُمُ الْفَاسِقُونَ دلالت دارد که کفار نیز عادل و فاسق دارند. و بدانکه در این آیات چند خبر غیبی است که دلالت بر اعجاز وحقانیت رسول خدا(ص) دارد: اول: آنکه وعده فرموده أصحاب رسول(ص) از آزار ایشان ایمن خواهند بود، و همینطور شد. دوم اینکه: اگر قتال کنند پراکنده خواهند شد. سوم اینکه: یهودیان مدینه به قوت و شوکتی نخواهند رسید، و همچنین شد.1- قرآن میزان صحّت و سقم و کم و زیادی مطالب اسلامی است، اگر میزان خراب‌ شده باشد، یا یکی از ابزار و اساس آن کم شده باشد، نمی‌توان با آن میزان درست سنجید، پس اگر قرآن تحریف شده باشد نمی‌شود آنرا میزان قرار داد و نعوذ بالله خدا اشتباه کرده که آنرا میزان قرار داد، و یا نتوانسته میزان دین خود را حفظ کند و این سخن کفر و زندقه است و جائز نیست.
2- تمام فقهای شیعه می‌گویند پس از سورة حمد باید در نماز یک سورة تامّه از سور قرآن خوانده شود و در صلاة آیات پس از قرائت حمد بایدیک سو